برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1434 100 1

حدود

/hodud/

برابر پارسی: نزدیک به، نزدیک، کم و بیش

معنی حدود در لغت نامه دهخدا

حدود. [ ح ُ ] (ع اِ) ج ِ حَدّ. نواحی. اطراف. حوالی : مشرق او چگل و جنوب او حدود خلخ است و مغرب وی حدود تخس است. (حدود العالم ). بازگردانیدند بدان شرط که هر قلعت که از حدود غرجستان گرفته بازدهد. (تاریخ بیهقی ). دیدم وقتی در حدود هندوستان که از پشت پیل شکار میکردی [ یعنی مسعود ]. (تاریخ بیهقی ). در حدود کیکانان پیش شیر رفت. (تاریخ بیهقی ). شغل غزنی و حدود آن سخت بزرگ است. کسی باید که ما را بی دردسر دارد. (تاریخ بیهقی ص 373). طغرل و داود و ینالیان و سلجوقیان با بنه های بسیار و خرگاه و اشتر و اسب و گوسفند بی اندازه به حدود خوارزم آمدند. (تاریخ بیهقی ص 696). و در این عهد نزدیک ابومنصور الفضل... در حدود عراق شهید شده. (کلیله و دمنه ). بدان حدود بیابانهای دوردست بود که مرغ درهوای آن نجنبیدی. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1272 هَ. ق. ص 407). عزم تأدیب و تعریک ایشان مصمم کرد و لشکری بسیار از سواره و پیاده بدان حدود کشید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 249). منتصر بر راه ابیورد بیرون رفت ولشکر امیرنصر بر عقب ایشان روانه شدند تا او را به حدود جرجان انداختند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 183).
سپاهی که خوشدل نباشد ز شاه
ندارد حدود ولایت نگاه.
سعدی (بوستان ).
|| دَمها. لبه ها. تیزه ها : از مطلع فلق تا مقطع شفق به حدود اسیاف حدود اصناف آن جمع می شکافتند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 227). || ضلعهای مربع : و فرق میان ارکان و حدود آن است که ارکان ، چهار زاویه ٔ مربع باشد، و حدود، چهار پهلو مربع باشد. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 120). || اندازه ها : بونصر مردی محتشم بود و حدود را نگاه داشتی. (تاریخ بیهقی ص 396). و با آنکه چنین حدود نگاه داشتی ، لجوجی بودی از اندازه گذشته. (تاریخ بیهقی ص 396). کسانی که دست بر رگ وی نهاده بودند... نخواستند که کار ملک بدست مستحق افتد که ایشان را بر حدود وجوب بدارد. (تاریخ بیهقی ). || عقوبات مقدره ٔ شرعیه ، چنانکه حد زنا، لواط، سحق ، قیادت ، قذف ، سکر، فقاع ، سرقت ، محاربی ، ردّة، اتیان لبهائم و غیره. || حدود خانه ؛ فاصله های فرضی میان آن با خانه های دیگر. جهات . || سامانها. ثغور. || حدودالع ...

معنی حدود به فارسی

حدود
جمع حد
( اسم ) ۱ - اندازه ها. یا تجاوز کردن از حدود خود . از انداز. خود در گذشتن پا از گلیم خود دراز تر کردن. ۲ - سوی ها کرانه ها مرزها سامانها . ۳ - آیینها روشها. یا حدود و اطراف . کنار و گوشه ها. یا حدود و رسوم . آیینها و روشها .
از ایام عرب
من المشرق الی المغرب کتابی است در صفت زمین و نهاد و انقسامات آن و نواحی و بلاد و اقوام مختلف و احوال آنها که بسال ۳۷۲ ه. ق .در عهد محمد بن احمد فریغون از آل فریغون معاصر نوح ابن منصور سامانی تالیف شده و نویسنده آن شناخته نیست . این کتاب دوبار بطبع رسیده .
( اسم ) مرزهای جهان حدهای عالم
( اسم ) آیینهای ایزدی کیش یزدانی راه خدایی .
[stability limits] [حمل ونقل هوایی] محدودۀ حد پیشین و حد پسین گرانیگاه
۱-( مصدر )تعیین کردن حدها و مرزها زمینی. ۲- ( اسم ) تعیین حدها و مرزها.
[جغرافیای سیاسی] ← مرزنگاری

معنی حدود در فرهنگ معین

حدود
(حُ) [ ع . ] (اِ.) جِ حد، اندازه ها.

معنی حدود در فرهنگ فارسی عمید

حدود
= حد

حدود در دانشنامه اسلامی

حدود
حدود، از مباحث مهم کیفری در فقه و حقوق به معنای کیفرهایی با میزان مشخص برای جرائمی خاص است.
حد از نظر اصطلاح به آن عقوبتی می گویند که برای آن در کتاب و سنت معین شده، «الزانیة و الزانی فاجلدوا کلّ واحد منهما مأة جلدة».
فرق بین حد و تعزیر
یک: مثلاً در باره ی حدود از ناحیه پیغمبر اکرم قانون داریم که:« الحدود تدرأ بالشبهات» ، و لذا قاضی نباید اصرار کند که حتماً جرم ثابت بشود، بلکه می تواند به قانون درأ عمل کند، الحدود تدرأ بالشبهات، البته به شرط اینکه حق دیگری ضایع نشود، ولی در تعزیر یک چنین قانونی ندارد.دوم: در «حدود» قسم معتبر نیست.سوم: عدم قبول کفالت، یعنی حد کفالت بر نمی دارد.چهارم: امام می تواند حد را عفو کند، منتها به شرط اینکه با بیّنه ثابت نشود بلکه با اقرار ثابت شود.پنجم: عدم الشفاعة فیه، پیغمبر اکرم فرمود: «لا شفاعة فی الحد» .
تعریف حدود
...
حدود
کیفرهای تعیین شده در شرع برای جرایمی خاص.
حدود جمع حد، در اصطلاح به مجازات هایی اطلاق می شود که شارع مقدس برای برخی جرایم با تعیین کم و کیف آن در همه مصادیق آن جرم تشریع کرده است. گاهی نیز در معنای اعم، یعنی مطلق کیفر - که تعزیر را نیز در بر می گیرد - بکار رفته است. در این که کاربرد واژه حد در روایات معنای خاص آن است یا معنای عام، دو احتمال مطرح است.
تفاوت حد به معنای خاص با تعزیر آن است که در تعزیر برخلاف حد کم و کیف آن بستگی به نظر حاکم دارد و از سوی شارع مشخص نشده است. البته برخی، با توجه به تعیین مقدار تعزیر در برخی موارد، قید «غالب» را در تعریف آن گنجانده اند؛ لیکن برخی بر آن اشکال کرده و گفته اند: مانعی نیست که موارد تعیین شده از مصادیق حد باشد نه تعزیر. حدود عنوان بابی از باب های فقه است که مباحث آن به تفصیل در آن باب آمده است؛ لیکن از احکام آن در باب های صلات، صوم، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، وکالت، قضاء و شهادات نیز به مناسبت سخن رفته است.
گناهان موجب حد عبارتند از: زنا؛ لواط؛ تفخیذ؛ مساحقه؛ قیادت؛ قذف؛ دشنام دادن به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام و نیز حضرت فاطمه علیهاالسلام؛ ادعای پیامبری؛ سِحرکردن به ...


ارتباط محتوایی با حدود

حدود در جدول کلمات

از نقاط دیدنی خوزستان که در دشتی در حدود 40کیلومتری جنوب شرقی دزفول واقع شده و دارای قدمتی هفت هزارساله است
تپه چغامیش
این اقتصاددان حدود نیم قرن پیش تذکر داد که به موازات ارتقای رشد کل در واقع سهم تولید و اشتغال در کشاورزی سقوط می کند و سهم تولید و اشتغال در صنعت و خدمات افزایش می یابد•
کالینکلارک
دریاچه ای طبیعی و بسیار زیبا ودیدنی در حدود 45 کیلومتری غرب شهر ارومیه
مارمیشو
دریاچه کوچکی در حدود 20 کیلومتری شمال غرب کرمانشاه
سراب نیلوفر
سلسله ای از پادشاهان ایران که در حدود سال های 559 | 330 ق•م سلطنت کردند
هخامنشیان
یک جفت غده درون ریز که هر کدام روی کلیه ها قرار دارند و وزن هر غده حدود ۵ گرم است
فوق کلیوی
یکی از بزرگترین شهرهای ژاپن با جمعیتی حدود یک و نیم میلیون نفر
کیوتو
از آثار بی نظیر و معروف استان تهران که در شمال یترین و خوش آب و هواترین قسمت تهران و در مساحتی حدود 400 هکتار واقع شده است
کاخ سعدآباد
از پرندگان بی پرواز که میتواند با سرعتی در حدود 65 کیلومتر در ساعت بدود
شترمرغ

معنی حدود به انگلیسی

limit (اسم)
کنار ، حد ، حدود ، وسعت ، سابقه ، اندازه ، پایان ، غایت
range (اسم)
دسترسی ، حوزه ، حدود ، محدوده ، رسایی ، چشم رس ، تیر رس ، برد ، خط مبنا ، منحنی مبنا
run (اسم)
حدود ، محوطه ، ترتیب ، رانش ، سلسله ، ردیف ، رد پا ، تک ، امتداد ، سفر و گردش
ambit (اسم)
پیرامون ، حوزه ، حدود ، وسعت ، محوطه
periphery (اسم)
پیرامون ، دوره ، محیط ، حدود ، جنب ، سطح بدن
precinct (اسم)
حد ، مرز ، حوزه ، حدود ، محوطه ، بخش
scantling (اسم)
حدود ، مقدار ، اندک ، نیم ذرع ، مقدار قلیل
gamut (اسم)
حدود ، وسعت ، حیطه ، هنگام ، گام
verge (اسم)
کنار ، نزدیکی ، حدود ، حاشیه ، لبه
tether (اسم)
حدود ، وسعت ، افسار ، کمند
module (اسم)
حدود ، گنجایش ، نمونه ، پیمانه ، واحد ، اندازه گیری ، اتاقک ، نقشه کوچک ، واحد اندازره گیری ، مقیاسمدل ، قسمتی از سفینه فضایی
purview (اسم)
حدود ، وسعت ، میدان ، چشم رس ، میدان دید ، حدود صلاحیت ، مواد اساسی ، قلمرو اجراء

معنی کلمه حدود به عربی

حدود
حافة , حد , سلسلة , محيط , مدي
مجال
خارج
حول , ضمن
ما يقرب من ذلک

حدود را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیررضا
این واژه جمع حد می باشد که آن نیز از واژه ی اوستایی هیتَ گرفته شده است. از این رو پارسی حدود، هیتان می باشد که از اوستایی هیتَ + پسوند ان ساخته شده است
حسین شیری
دارای حد و مرز ، دارای حریم
رضا
مرز ،مرزها

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انواع حدود   • مجازات حد   • تعریف حدود   • نحوه شلاق زدن   • حدود شرعی   • حد در ریاضی چیست   • حدود در فقه   • حد چیست   • معنی حدود   • مفهوم حدود   • معرفی حدود   • حدود چیست   • حدود یعنی چی   • حدود یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حدود
کلمه : حدود
اشتباه تایپی : pn,n
آوا : hodud
نقش : اسم
عکس حدود : در گوگل

آیا معنی حدود مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )