برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1468 100 1

حجاز

/hejAz/

معنی حجاز در لغت نامه دهخدا

حجاز. [ ح ِ ] (ع اِ) هرچه بدان میان بندند وقت برچیدن دامن. (منتهی الارب ). || ریسمانی که بپای و کمر شتر بندند تا علاج زخم او کرده شود. هر ریسمانی که جامه را بدان بالا بندند. || آن رسن که سپل شتر بدان بر میان بندند. (منتهی الارب ). آن رسن که زانوی شتر بدان با میان بندند. (مهذب الاسماء). || حدفاصل میان دو چیز. (منتهی الارب ).

حجاز. [ ح ِ ] (اِخ ) سرزمین معروف. مکة و مدینة و طائف و روستاهای آنها. و از آنروی بدین ناحیت حجاز گویند که حاجز و فاصل و حائل است میان نجد و تهامة یا بین نجد و سراة اولاَِنّها اُحتجزت بالحرار الخمس : ِحرّةُ بنی ُسلیم و راقم و لیلی و شوران والنار. (منتهی الارب ). و حجاز نام کوهی طویل است که حائل است میان غور [ زمین پست ] و تهامه و نجد و راجع به این کلمه اقوالی گوناگون است ، بهترین آنها قول «هشام کلبی » است : به تحدید حدودی در جزیرة العرب قائل شده اند و پنج قطعه برای نزول و زادوولد اعراب تشخیص کرده اند: 1- تهامة. 2- حجاز. 3- نجد. 4- عروض. 5- یمن. و بنا به این ترتیب اعظم جبال عرب یعنی جبل السراة از قعر زمین یمن رو به سوی شام امتداد پیدا کرده و عرب آنرا حجاز نامیده چه آن مانند حاجزی است میان نشیب غور و فراز نجد. قسمت عقبی کوه در طرف مغرب تا حدوددریا تعلق دارد ببلاد اسعربن وعک ، و کنانة، و غیره وقسمت پیشین تا ذات عرق و الجحفه و زمین های نشیب غورتهامه را تشکیل میدهد، و تهامه جامع هر دو قسمت است و قسمت مشرقی نجد را تشکیل میدهد و عبارت است از صحاری نجد تا اطراف عراق و سماوة. و خود کوه نامبرده یعنی سراةالحجار از کوههای مشرقی بوجود آمده و تا نواحی فید والجبلین تا مدینة امتداد پیدا کرده و یک تثلیث بوجود آورده و مادون اینها در ناحیه ٔ حجاز است که عرب آنرا نجد، حلس و حجاز نامد و حجاز مشتمل برتمام اینها است. بلاد یمامة و بحرین و آنچه تالی اینهاست ،عروض را بوجود آورده است. فید، نجد و غور هم در همین قسمت است که نزدیک بدریا و دارای نشیب هاست و وادیها و مسیل ها دارد. پس عروض جامع تمام اینها میباشد.
طرف پشت و اطراف تثلیث ، یمن را بوجود آورده که تا صنعاء و نواحی تالیه ٔ آن امتداد پیدا کرده و شامل قطعات حضرموت و الشحر و عمان و قطعات واقعه مابین این دو میباشد. و حجاز را بلادالبهش نیز نام ...

معنی حجاز به فارسی

حجاز
منطقه غربی شبه جزیره عربستان است که در امتداد بحر احمر قرار دارد . شهرهای مهم و قدیمی آن مکه و مدینه است و اکنون قسمت آباد و پر جمعیت کشور پادشاهی عربستان سعودی است .
( اسم ) یکی از دوازده مقام موسیقی ایرانی .
سرزمین معروف مکه و مدینه و طائف و روستاهای آنها
ده از شهرستان اهواز
بیابانی بحجاز
در اصطلاح موسیقی پرده حجاز دایره حجاز .
زبید اکبر شاخه ای از زبید

معنی حجاز در فرهنگ معین

حجاز
(حِ) [ ع . ] (اِ.)یکی از دوازده مقام موسیقی .

معنی حجاز در فرهنگ فارسی عمید

حجاز
۱. گوشه ای در دستگاه شور.
۲. [قدیمی] از الحان قدیم ایرانی، حجازی، حجیز.

حجاز در دانشنامه اسلامی

حجاز
حِجاز، سرزمینی در مغرب عربستان سعودی واقع در کرانه دریای سرخ، در بخش مرکزی جزیرة العرب است.از احکام آن در باب جهاد سخن گفته اند.
درباره حدود حجاز اختلافاتی وجود دارد. به طور کلی، حدود حجاز از شمال به جنوب به طول ۲۰۰، ۱ کیلومتر از مرزهای اردن و عربستان سعودی آغاز می شود و به موازات کرانه دریای سرخ تا منطقه عسیر در جنوب عربستان سعودی امتداد می یابد. عریض ترین بخش آن در طول این مسیر ۴۵۰ کیلومتر و مساحت آن حدود ۴۵۴، ۴۳۶ کیلومتر مربع است. مکه، مدینه، جُدَّه، طائف، تبوک و ینبُع از مهم ترین شهرهای حجازند. حجاز همواره یکی از نواحی مهم جزیرة العرب بوده است. این ناحیه در حدود قرن دوم مشتمل بر دوازده «دار» (قسمت) بود: مدینه؛ خیبر؛ فدک؛ دوالْمَروه؛ بَلِیّ؛ اَشْجع؛ مُزَینه؛ جُهینه؛ نفر، که قبیله هوازن در آن جا بودند؛ جُلّسلیم؛ جُل هلال؛ و ظهر حرّة لیلی. در تقسیمات اداری عثمانیان، منظور از ولایت حجاز، منطقه مکه بوده است که به سه سنجق به نام های مکه، مدینه و جده تقسیم می شده و دارای پنج قضا (شهرستان) و بیست ناحیه بوده است. در ۱۳۰۲ ش/۱۹۲۳ که عربستان سعودی به دو منطقه اداری بزرگ تقسیم شد، یکی از آن ها حجاز، نجد و ملحقات آن نام داشت که، به مرکزیت مکه، در نیمه غربی عربستان سعودی واقع بود و شامل مناطق هم مرز با اردن (قَریات، جوف و تبوک)، مدینه، مکه، طائف، غامِد، لیث، زهران (منطقه باحه کنونی)، قُنفذه و تمام مناطق مرتبط با حجاز بود. در تقسیمات کشوری عربستان در ۱۳۷۱ ش/۱۹۹۲، کشور عربستان سعودی به سیزده منطقه اداری تقسیم شد که سرزمین حجاز در پنج منطقه آن (به ترتیب از شمال به نامهای تبوک، مدینه، مکه، باحه و عسیر) قرار گرفته است.
جمعیت
جمعیت حجاز در ۱۳۵۳ ش/۱۹۷۴ حدود ۰۰۰، ۶۵۷، ۲ تن (۳۳% جمعیت کشور) بود که این تعداد در ۱۳۶۴ ش/۱۹۸۵ به ۰۰۰، ۳۷۱، ۴ تن و در ۱۳۷۰ ش/۱۹۹۱ به ۰۰۰، ۴۶۳، ۵ تن (۳۲% جمعیت کشور) رسید. در ۱۳۷۲ ش/ ۱۹۹۳ پرجمعیت ترین شهرهای حجاز به ترتیب عبارت بودند از: جده (۰۰۰، ۰۴۶، ۲ تن) که پرجمعیت ترین شهر عربستان پس از ریاض بود، مکه (۶۹۷، ۹۶۵ تن)، مدینه (۰۰۰، ۶۰۸ تن)، طائف (۰۰۰، ۴۱۶ تن)، تبوک (۰۰۰، ۲۹۲ تن)، ینبع (۰۰۰، ۱۲۰ تن) و باحه (۰۰۰، ۱۱۶ تن).
موقعیت جغرافیایی
شهرهای حجاز با راه اصلی شمال غربی ـ جنوب شرقی باهم و با راه های ...

حجاز در دانشنامه ویکی پدیا

حجاز
مختصات: ۲۳°۳۰′۱۲٫۹۶″ شمالی ۴۰°۵۱′۳۴٫۹۲″ شرقی / ۲۳٫۵۰۳۶۰۰۰°شمالی ۴۰٫۸۵۹۷۰۰۰°شرقی / 23.5036000; 40.8597000
حِجاز نام تاریخی ناحیه غرب شبه جزیره عربستان است. این ناحیه، زادگاه اسلام و محل قرار گرفتن کعبه است و شهرهای مهم مذهبی مکه و مدینه در این ناحیه قرار دارند.
واژه حجاز بمعنای «حائل و میانگیر» است و از این رو به آن این نام را داده اند که به صورت رشته کوه تپه مانندی میان دو سرزمین تهامه (غور) و نجد واقع شده است که اولی سرزمینی پست در امتداد کناره دریای سرخ و دومی سرزمینی بلند در داخله عربستان است.
سرزمین حجاز همانند دیگر مکان های شبه جزیره عربستان بسیار خشک و کم آب است از این رو مناطق زیست پذیر دائمی در آن کم بوده است. در هنگام ظهور اسلام فقط چند شهر مکه، مدینه، طائف و خیبر از مراکز آباد و مسکونی حجاز به شمار می آمد ولی اکنون حجاز بخش آباد و پرجمعیت کشور پادشاهی عربستان را تشکیل می دهد.
عکس حجاز
حجاز ناحیه ای در عربستان است.
حجاز (ابوعطا) گوشه ای از موسیقی ایرانی است.
حجاز نام گوشه ایست در آواز ابوعطا که پیشتر نام یک مقام در موسیقی مقامی ایرانی، ترکی و عربی بوده است. حجاز در موسیقی عربی با حجاز در موسیقی ایرانی دارای تفاوت است. مورد استفادهٔ آوازخوانیِ مقام حجاز برای مناجات مذهبی و خواندن قرآن بوده است و امروزه جزئی از آواز ابوعطاست که آن هم از متعلقات دستگاه شور است و در عین حال، گام ابوعطا و حجاز تفاوتی با شور ندارد.
فرود حجاز روی نت پایه یا تونیک شور است.
گام شور لا از این نت ها تشکیل شده است: لا، سی کُرُن، دو، ر، می، فا، سل، لا. پس فرود حجاز در «شور لا» روی نت لا است.
حجاز می تواند به عنوان دستگاه موسیقی مجزایی از ابوعطا باشد و در گذشته همین طور نیز بوده است. هرمز فرهت در کتاب خود دستگاه در موسیقی ایرانی اشاره می کند که حجاز قطعه ای آغازین از دس ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

حجاز در دانشنامه آزاد پارسی

حِجاز
سرزمین الحجر، اقامتگاه ثمودیان، شمال غربی حِجاز
سرزمین الحجر، اقامتگاه ثمودیان، شمال غربی حِجاز
سرزمین الحجر، اقامتگاه ثمودیان، شمال غربی حِجاز
ناحیۀ تاریخی در عربستان سعودی نزدیک دریای سرخ، با ۲۹۰هزار کیلومتر مربع مساحت. این منطقه قبلاً پادشاهیِ مستقلی بود و تحت حکومت شریف مکه اداره می شد. در ۱۳۴۳ق (۱۹۲۴) با سقوط ملک حسین آخرین شریف مکه ناحیۀ تحت سیطره در ۱۹۳۲، با منطقۀ نجد ادغام شد و عربستان سعودی به وجود آمد. به لحاظ تاریخی مهم ترین شهر آن مکه است. شهرهای مهم دیگر آن عبارت اند از مدینه، جده (نزدیک ساحل) و طایف، تفریحگاهی کوهستانی در ارتفاع ۱,۸۰۰متری. حجاز خاستگاه و مرکز روحانی و معنوی اسلام است. در لغت به معنای کمربند، ریسمان و به طور وسیع به مفهوم «مانع» است؛ اما در تعبیر آن بین اعراب اختلاف نظر وجود دارد. رایج ترین عقیده بر این است که سلسله کوه های سراة که سرزمین های کم ارتفاع تهامه به محاذات دریای سرخ را از بلندبوم داخلی شبه جزیره (نجد) جدا می کند، همان حجاز است. مطابق نظری دیگر، حجاز بین شام در شمال، و یمن در جنوب جزیرةالعرب است. این واژه امروزه معمولاً بر ایالت غربی عربستان سعودی اطلاق می شود. حجاز به سه بخش شمالی، مرکزی، و جنوبی تقسیم می شود. بخش مرکزی به اراضی اطراف طائف، مکه، و جده محدود است و مهم ترین نقش را در تاریخ اسلام داشته است.

نقل قول های حجاز

حجاز نام تاریخی ناحیه غرب شبه جزیره عربستان است. شهرهای مهم مذهبی مکه و مدینه در این ناحیه قرار دارند. حجاز بمعنای «مانع» است.
• «چون کبوتر به مکه یابد امن// از عراقش سوی حجاز فرست» -> خاقانی
• « هر خسته را که کعبه ی دل خاک کوی تست//گو: سعی کن، که حاجت راه حجاز نیست » -> اوحدی مراغه ای
• « چون دلت نیست محرم توحید//سفر کعبه و حجاز مکن » -> سیف فرغانی
• « قبله چون روی تست عاشق را دل به سوی تو به که رو به حجاز » -> سیف فرغانی
• « از دعای او به آهنگ اجابت در عراق //راست جوش کاروانست از صفاهان تا حجاز! » -> محتشم کاشانی
• « فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق //نوای بانگ غزل های حافظ از شیراز » -> حافظ
• « وه! چه خوش می گفت در راه حجاز/آن عرب، شعری به آهنگ حجاز://کل من لم یعشق الوجه الحسن/قرب الجل الیه و الرسن//یعنی: «آن کس را که نبود عشق یار/بهر او پالان و افساری بیار»//گر کسی گوید که: از عمرت همین/هفت روزی مانده، وان گردد یقین » -> شیخ بهائی
• « تو سلطان حجازی من فقیرم/ولی در کشور معنی امیرم//جهانی کو ز تخم «لااله» رست/بیا بنگر به آغوش ضمیرم » -> اقبال لاهوری
• « ملوکیت سراپا شیشه بازی است/ازو ایمن نه رومی نی حجازی است//حضور تو غم یاران بگویم/به امیدی که وقت دل نوازی است » -> اقبال لاهوری
• « سرود رفته باز آید که ناید؟/نسیمی از حجاز آید که ناید؟//سرآمد روزگار این فقیری/دگر دانای راز آید که ناید؟ » -> اقبال لاهوری
• « ریگ عراق منتظر ، کشت حجاز تشنه کام//خون حسین باز ده کوفه و شام خویش را » -> اقبال لاهوری
• « تنم گلی ز خیابان جنت کشمیر//دل از حریم حجاز و نوا ز شیراز است » -> اقبال لاهوری
• « تب و تاب بتکدهٔ عجم نرسد بسوز و گداز من//که بیک نگاه محمد عربی گرفت حجاز من » -> اقبال لاهوری
• « دل به محبوب حجازی بسته ایم//زین جهت با یکدگر پیوسته ایم » -> اقبال لاهوری
• سفرى به کوى جانان ز ره حجاز باشد /سفر حقیقت آرى ز ره مجاز باشد//همه خارهاى صحرا بکشم به دیده// چون ...

ارتباط محتوایی با حجاز

حجاز در جدول کلمات

مهمترین شهر حجاز و زادگاه پیامبر اسلام
مکه

حجاز را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مقام حجاز   • نجد   • گوشه حجاز   • شبه جزیره عربستان   • کشور حجاز   • یثرب   • تهامه   • دستگاه حجاز   • معنی حجاز   • مفهوم حجاز   • تعریف حجاز   • معرفی حجاز   • حجاز چیست   • حجاز یعنی چی   • حجاز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حجاز
کلمه : حجاز
اشتباه تایپی : p[hc
آوا : hejAz
نقش : اسم خاص مکان
عکس حجاز : در گوگل

آیا معنی حجاز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران