برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1394 100 1

حادثه

/hAdese/

مترادف حادثه: اتفاق، پیشامد، تصادف، رخداد، رویداد، سانحه، عارضه، قضیه، ماجرا، مصیبت، واقعه، آسیب، بلا

برابر پارسی: پیشامد، رویداد، پیش آمد ناگوار، پدیده، پیش آمد، رخداد

معنی حادثه در لغت نامه دهخدا

حادثة. [ دِ ث َ ] (ع اِ) چیزی نو که نبود سابق.سختی نو که پدید آید. (دستوراللغة). کارنو. احدوثة.سختی روزگار. (مهذب الاسماء). نادبة. عادیة. خَطب. مُلِمّة. (ربنجنی ). نازِلَة. قضیة. واقِعة. وقعة. پیش آمد. اِتِفاق. رویداد. نائبة. طارقة.عارضة. صافقه.صفیقه. (منتهی الارب ) : امیر نامه ها فرمود به غزنی و جمله ٔ مملکت ، براین حادثه ٔ بزرگ و صعب که افتاد و سلامت که بدان مقرون شد. (تاریخ بیهقی ). به نشابور باز آمدند نزدیک این پادشاه که پس از آن حادثه اتفاق افتاد. (تاریخ بیهقی ). پس پناه برد امیرالمؤمنین دنباله ٔ این حادثه الم رسان... (تاریخ بیهقی ). چون فرود آمدیمی ، که بایست حادثه ٔ بدین بزرگی بیفتد، رفتن بود و افتادن. امیر براند از آنجا و نظام بگسست. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 637). اگر از این حادثه بجهد نادر باشد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 371). حادثه ٔ بدین صعبی بود تا مرا زندگانی است تلخی این از کامم نشود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 499). گفت [ غازی ] این حرّة را بخوان تا نیکو اندیشه دارد و من بحق او رسم اگر این حادثه درگذرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 231).
از حادثه ٔ زمان آینده مترس
وز هر چه رسد چو نیست پاینده مترس
این یکدم نقد را غنیمت میدان
از رفته میندیش وز آینده مترس.
خیام.
مگر که پروین برآسمان سپاه تو شد
که هیچ حادثه آن را زهم نکرد جدا.
مسعودسعد.
عاجزتر ملوک آن است که... هرگاه حادثه ٔ بزرگ افتد... موضع حزم و احتیاط را بگذارد. (کلیله و دمنه ). عاجز... در کارها حیران بود و وقت حادثه سراسیمه ونالان. (کلیله و دمنه ). چون صورت حادثه پیدا آمده باشد عاقل... و جاهل... یکسان باشند... (کلیله و0 دمنه ). و عقل من چون قاضی مزوّر که حکم او در یک حادثه بر وفق مراد هر دو خصم نفاذ یابد لاجرم خصومت منقطع نشود... (کلیله و دمنه ).
از خشکسال حادثه در مصطفی گریز
کاینک بفتح باب ضمان کرد مصطفی.
خاقانی.
از حادثه سوزم که برآورد زمن دود
وز نائبه نالم که فرو برد بمن ناب.
خاقانی.
از لگد حادثات سخت شکسته دلم
بسته خیالم که هست این خلل ازبوالعلا.
خاقانی.
نسخه ٔ ا ...

معنی حادثه به فارسی

حادثه
نورسیده، پیش آمدتازه، نو، واقعه، آسیب وبلا
( اسم ) ۱ - مونث حادث آنچه نو پدید آمده نو رسیده . ۲ - واقعه اتفاق پیش آمد تازه . جمع : حادثات حوادث .
[incident] [حمل ونقل هوایی] پیشامدی غیر از سانحه که مرتبط با عملکرد هواگَرد است و ممکن است بر ایمنی عملیات تأثیر بگذارد
عمل حادثه جو
که مولد حادثه است
( صفت ) پر ماجرا پر کشمکش : داستان پر حادثه .
دارای حوادث گوناگون ٠مشحون از تجارب گوناگون و از این قبیل آمده است ٠

معنی حادثه در فرهنگ معین

حادثه
(دِ ثِ) [ ع . حادثة ] (اِفا.) ۱ - آن چه نو پدید آمده . ۲ - رویداد، اتفاق . ج . حادثات ، حوادث .
( ~. ) [ ع - فا . ] (ص فا.) آن که همواره در پی حوادث و وقایع تازه است ، آن که از مخاطرات نترسد.

معنی حادثه در فرهنگ فارسی عمید

حادثه
۱. = حادث
۲. پیشامد تازه، واقعه، رویداد.
۳. آسیب و بلا.
آن که دائم در پی وقایع و حوادث تازه است و از آن ها باک ندارد.
آن که یا آنچه حادثه ایجاد می کند، آن که باعث حادثه شود: کی بُوَد کاین سپهر حادثه زای / جمله از یکدگر فرو ریزد (انوری: ۶۰۳).

حادثه در دانشنامه اسلامی

حادثه اِفک در اصطلاح به ماجرایی در تاریخ صدر اسلام گفته می شود که بخشی از آیات سوره نور (آیات ۱۱ تا ۲۶) بدان اشاره دارد. این واقعه در سال ۵ هجری قمری پیامبر(ص) در مدینه به وقوع پیوست و در آن گروهی از مردم به یکی از مسلمانان که بنابر روایت مشهور، عایشه همسر رسول خدا بود، تهمت فحشاء زدند. خداوند در این آیات، مردم را به دلیل تهمت زدن و دامن زدن به شایعات سرزنش کرده است. بر اساس روایت دیگری که در منابع شیعی نقل شده است، فردی که به او تهمت زده شده ماریه قبطیه همسر دیگر پیامبر(ص) و مادر ابراهیم فرزند آن حضرت بوده است. صحت تاریخی هر دو شأن نزول و یا ارتباطشان با آیات مورد بحث، مورد انتقاد و تردید برخی پژوهشگران قرار گرفته است.
"اِفک" به چیزی گفته می شود که از حالت اصلی و طبیعیش دگرگون شود. به تهمت و دروغ نیز از آنجا که سخنی است که از حق انحراف پیدا کرده و واقعیتش برگردانده شده است، افک گفته می شود.
قرآن کریم از آیه یازدهم سوره نور به ماجرای تهمت به یکی از مسلمانان اشاره کرده و آنها را به دلیل این عمل سرزنش می کند. آنچه از آیات قرآن بدون توجه به تفاسیر و شأن نزولی که تفاسیر برای آن ذکر کرده اند می توان دریافت این است که فردی که به او تهمت زده شده فردی مشهور و از اعضای خانواده پیامبر(ص) بوده و تهمت زنندگان گروهی از مردم بوده اند.

حادثه در دانشنامه ویکی پدیا

حادثه
یک حادثه، سانحه یا تصادف، یک رویداد خارجی مشخص، قابل شناسایی، ناگاه و غیرقابل پیش بینی، غیرعادی و بدون قصد است که در یک زمان و مکان ویژه رخ می دهد، و بدون دلیل آشکار است، اگرچه اثری مشخص دارد. یک حادثه معمولاً احتمال نتیجهٔ منفی و ناگواری دارد که با آگاهی از دلایل رویدادی که حادثه را می آفریند و انجام کار مناسب پیش از رویداد، می توان از آن جلوگیری و پیشگیری نمود.
حادثه آتش سوزی
حادثه رانندگی
حادثه طبیعی
عکس حادثه
«حادثه» آلبومی از حادثه است که در ۶ ژوئن ۲۰۰۸ (۲۰۰۸-06-۰۶) منتشر شد.
حادثه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
حادثه
عرض (فلسفه)
اکسیدنت، مریلند
حادثه آچیق گوز (به ترکی استانبولی: Hadise Açıkgöz) (زادهٔ ۲۱ اکتبر ۱۹۸۵ در بلژیک)، خواننده و ترانه سرای معروف ترک است.
ایمی
کپیتال رکوردز
Seyhan Muzik
Diapason Records
Pasaj Muzik
او حرفهٔ خوانندگی را در سال ۲۰۰۴ میلادی و با تک آهنگ «Sweat» (به فارسی: عرق) آغاز کرد. اولین آلبوم حادثه در بلژیک جایزهٔ «TMF» و در ترکیه جایزهٔ «Altin Kelebek» را نصیب خود کرد.
آهنگ "پرنسس" Prenses یکی از معروف ترین آهنگ های حادثه می باشد.
حادثه در سال ۱۹۸۵ در شهر مول (بلژیک) به دنیا آمد. پدر او تُرک و مادرش از تبار ترک های کوموک داغستان است که از شهر سیواس (ترکیه) به بلژیک مهاجرت کرده اند. نام او قبل از تولد، توسط پدر و مادربزرگش انتخاب شده بود و به معنای واقعه و رویداد است. حادثه وقتی که ۱۱ ساله بود مادر و پدرش از یکدیگر جدا شدند. او دو خواهر و یک برادر دارد و فرزند دوم خانواده است.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

حادثه در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:واقعه

حادثه در جدول کلمات

حادثه
تازه, نو, نورسیده
حادثه | اتفاق
رویداد
درام حادثه ای غلامعلی عرفان در سال 59 با بازی فریماه فرجامی | همایون اسدیان | سعید امیرسلیمانی
گفته سه نفرشان
مردن در اثر حادثه بد
هلاک

معنی حادثه به انگلیسی

accidence (اسم)
تصادف ، حادثه ، پیش امد ، اصول صرف و نحو
accident (اسم)
تصادف ، حادثه ، پیش امد ، سانحه ، اتفاق ، واقعه ناگوار ، پا ، تصادف اتومبیل ، مصیبت ناگهانی ، صفت ، صرف ، عارضه ، شیی ء
incident (اسم)
تصادف ، حادثه ، تصادف اتومبیل ، مصیبت ناگهانی ، تلافی ، روی داد ، واقعه ، حتمی وابسته
event (اسم)
حادثه ، پیش امد ، سانحه ، اتفاق ، عارضه ، سرگذشت ، روی داد ، واقعه
adventure (اسم)
حادثه ، ماجرا ، مخاطره ، سرگذشت ، تجارت مخاطره امیز
case (اسم)
حادثه ، اتفاق ، جا ، حالت ، صندوق ، جلد ، جعبه ، محفظه ، قالب ، مورد ، پرونده ، قضیه ، قاب ، وضعیت ، دعوی ، پوسته ، غلاف ، مرافعه ، نیام
phenomenon (اسم)
حادثه ، عارضه ، نمود ، تجلی ، پدیده ، اثر طبیعی
fortuity (اسم)
تصادف ، حادثه ، اتفاق ، شانس ، قضا و قدر ، اقبال

معنی کلمه حادثه به عربی

حادثه
حادث عرضي , حادثة , علم الصرف , مغامرة
هائل
حادثة , کارثة
الحادث غير المترقب ، الحادث المفاجئ
عهد
الحادث المؤلم
مغامر
الحادث المزعوم ، الحادث المزور ، الحادث المفتعل
حادثة
الحادث المفاجئ
الحادث غير المتوقع
الحادث المميت
حادثة
اسقاط , سوء الحظ , قضاء وقدر
تفاصيل الحادث

حادثه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدجواد
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست: اَپیات (اوستایی: اَپَ یَئیتی)، پَرماد (سنسکریت: پَرمادَ)
پرهام
حادثه (بکسر دال) : مؤنث حادث ، تازه ، نو ،نورسیده ، پیش آمد تازه ، واقعه ، آسیب و بلا ، حادثات و حوادث جمع.
ppp
هم خانواده،:حادث،حوادث
افشین اشکبوسی
بلا
ناشناس
حادثه یعنی اتفاق
.
اتفاق اسیب
علی باقری
حادثه (Accident)
:[اصطلاح بیمه]هر واقعه ناگهانی كه بر اثر یك عامل خارجی بدون قصد و اراده بیمه‌گذار بروز كرده و منجر به زیان بدنی یا مالی می‌شود .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• حادثه در جدول   • حادثه ترکیه   • حادثه خواننده   • تعریف حادثه   • حادثه خواننده ی ترکیه   • حادثه چیست   • معنی حادثه   • فیلم حادثه   • مفهوم حادثه   • معرفی حادثه   • حادثه یعنی چی   • حادثه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حادثه
کلمه : حادثه
اشتباه تایپی : phnei
آوا : hAdese
نقش : اسم
عکس حادثه : در گوگل

آیا معنی حادثه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )