برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1361 100 1

جگر

/jegar/

مترادف جگر: ریه، شش، کبد، عزیز، نازنین، دلاوری، دلیری، شجاعت

معنی جگر در لغت نامه دهخدا

جگر. [ ج ِ گ َ ] (اِ) کبد. (برهان ) (آنندراج ) (بهارعجم ). جزئی است از اجزای بدن انسان و حیوان که در داخل شکم است و متصل به دل و شش. (فرهنگ نظام ). محل قوت طبیعی است. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). غذا یافتن اندامها و پرورش تن بدوست از بهر آنکه غذای راستین خون است و کیلوس در جگر خون گردد و قوت هاضمه که کیلوس را خون گرداند در گوشت اوست و قوت جاذبه و ماسکه و دافعه ٔ او در رگهای اوست که در میان گوشت او پراکنده است. درازی و کوتاهی انگشتان نشان بزرگی و کوچکی جگر است و سرخی و سفیدی و تازگی رنگ روی نشان درستی قوت اوست و زردی روی نشان گرمی اوست ، لیکن تیرگی نشان گرمی و خشکی بود... و چون در سپرز و گرده و زهره خللی و تقصیری افتد در جگر نیزپدید آید. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). یکی از اندامهای درونی انسان و حیوان و آن عضوی است گوشتی به رنگ سرخ تیره در پهلوی راست انسان و حیوان زیر حجاب حاجز که صفرا از آن ترشح میشود و آنرا جگر سیاه هم مینامند.
جگر غده ٔ بزرگی است که اعمال فیزیولوژیکی زیادی دارد و مهمترین آنها از این قرار است : یکی صفرا ترشح میکند و دیگری کلیکوژن میسازد و آنرا بصورت گلوکز بخون میریزد. جگر محفظه ٔ زیر حجاب حاجزی راست شکم را اشغال میکند. از بالا و خارج بحجاب حاجز محدود است از پائین به قولون عرضی و بند آن محدود میشود. ناحیه ٔ زلاتی (سلیاک ) در طرف داخل آن میباشد، معهذا کبد از طرف داخل از ناحیه ٔ زیر حجاب حاجزی راست تجاوز نموده ناحیه ٔ زلاتی و قسمتی از ناحیه ٔ زیر حجاب حاجزی چپ را هم میگیرد و باصطلاح سابقین جگر در ناحیه ٔ زیرغضروفی راست قرار گرفته که بناحیه ٔ شرموفی و زیرغضروفی چپ نیز امتداد می یابد.
رنگ جگر قرمز قهوه ای و دارای سختی و صلابت ثابتی میباشد با وجود این تا اندازه ای نرم و بواسطه ٔ عناصر مجاور فشرده میشود. جگر بزرگترین غده ٔ بدن میباشد. وزن آن در مرد، 1500گرم و در زنده علاوه بر آن دارای 800 تا 950گرم خون است یعنی مجموعاً 2300 تا 2500 گرم وزن دارد. 16 سانتی متر طول و 28سانتی متر عرض و 8 سانتی متر ضخامت (در ناحیه ٔ درشت قطعه ٔ راست ) دارد. حد فوقانی جگر که در زیر حجاب حاجز قالب میشود به پنجم فضای بین دنده ای راست کمی خارج خط پستانی راست میرسد. کنار قدامی جگر به کنار دنده ای راست ر ...

معنی جگر به فارسی

جگر
( اسم ) ۱- یکی از احشائ بطنی و مهمترین غد. گوارشی بدن که رنگش سرخ تیره و وزنش نزد انسان در حدود ۱/۵ کیلو گرم است در زیر حجاب حاجز در طرف راست شکم قرار دارد بطوریکه قسمت فوقانی معده را فرا میگیرد. جگر دارای یک ترشح خارجی است که صفرا یا زرداب نامیده میشود و دارای ترشحات داخلی نیز میباشد که مستقیما وارد خون میشود ۱- کبد. یا جگر سیاه . ۲- عزیز عزیز دلم ( بفرزندان و پسران و دختران گرامی اطلاق کنند ) . ۳- غم غصه رنج محنت . ۴- انتظار. ۵- وسط هر چیز میانه . ۶- شفقت مرحمت . ۷- شجاعت دلیری .
کنایه از غمخوار و محنت کش
کار جگر آشام
( اسم ) امعائ و رود. گوسفند که آنرا با گوشت و مصالح پر کرده باشند عصیب جرغند .
۱- آب طلبیدن کبد تشنگی سوزان . ۲- اشتیاق بسیار ۳.- سوزش عشق .
غمخوار و محنت کش
( صفت ) آنچه جگر را میخراشد ناراحت کننده عذاب دهنده :( ( اسب شیهه های جگر خراش میکشید . ) )
حالت و صفت جگر خسته
مجروح جگر صاحب جگر سوزناک و دردناک
( صفت ) ۱- خورند. جگر جگر خوار . ۲- قسمی ساحر نوعی جادوگر . ۳ - رنج کش محنت پرست آنکه بسیار غم واندوه خورد. ۴- آنکه غم دیگری خورد آنکه تعهد دیگری کند.
( مصدر ) ۱- رنج کشیدن مشقت بردن . ۲- غم خوردن غصه خوردن .۳- اندوه فراوان بردن غم فراوان خوردن . ۴- صبر و تحمل ک ...

معنی جگر در فرهنگ معین

جگر
تشنه ( ~. تِ نِ)(ص مر.) بسیار مشتاق .
(جَ یا جِ گَ) [ په . ] (اِ.) کبد، یکی از اعضای داخلی بدن انسان و حیوان به رنگ سرخ تیره که نقش مهمی در سیستم گوارشی بدن دارد. ، ~به دندان گرفتن (کن .) تحمل کردن ، شکیبایی کردن . ، ~ ِ کسی آتش گرفتن (کن .) الف - احساس تشنگی شدید کردن . ب - احساس دلسوزی
( ~. خُ دَ) (مص ل .) ۱ - رنج کشیدن . ۲ - غصه خوردن .
(بِ جِ) (اِمر.) کنایه از: خون ، خونابه (طبق طب قدیم ، جگر مرکز خون است ).
(جِ گَ) (ص ) ۱ - ترسو. ۲ - بدون رنج و زحمت .
(جِ گَ) (ص مر.) اندوهگین ، پ ُ ر - اندوه .
( ~ . جِ)(ص مر.) بی مکر و حیله .

معنی جگر در فرهنگ فارسی عمید

جگر
۱. (زیست شناسی) یکی از اعضای درون بدن انسان و بعضی حیوانات به رنگ سرخ تیره و در بدن انسان در پهلوی راست زیر حجاب حاجز قرار دارد و صفرا از آن مترشح می شود و نقش مهمی در سوخت وساز مواد سفیده ای و چربی دارد. وزنش در حدود یک ونیم تا دو کیلوگرم و معادل یک سی ام وزن بدن است، کبد.
۲. [عامیانه، مجاز] جرئت.
۳. [عامیانه، مجاز] شخص بسیار دوست داشتنی و محبوب.
۴. (زیست شناسی) کبد گاو، گوساله، و گوسفند که از غذاهای مقوی و دارای مقدار زیاد ویتامین a، c، و d است، جگر سیاه.
۵. [قدیمی، مجاز] غم وغصه: قسم هر روزش بیاید بی جگر / حاجتش نَبْوَد تقاضای دگر (مولوی: ۷۵).
* جگر داشتن: (مصدر لازم) [مجاز] جرئت داشتن، دلیر بودن.
۱. بیمار مبتلا به سل یا تب لازم.
۲. عاشق دل سوخته.
۱. آزرده خاطر.
۲. غمگین.
= خونین دل
۱. بی مکروحیله.
۲. بی کینه.
۱. سخت دل، بی رحم.
۲. موذی.

جگر در دانشنامه ویکی پدیا

جگر
جگر یا جیگر می تواند به موارد زیر اشاره کند:
جگر سیاه یا کبد
جگر سفید یا شش یا ریه
جیگر (شخصیت عروسکی)، نام الاغی عروسکی و از شخصیت های مجموعهٔ کلاه قرمزی
جگر پستانداران، پرندگان و ماهی ها توسط انسان به عنوان غذا استفاده می گردد. جگر گاو، گوساله، ورزا، مرغ، غاز، خوک و ماهی روغن در کشورهای مختلف جهان بنابر سنت های غذایی مختلف، در فروشگاهها و قصابیها عرضه و استفاده می شود. جگر حیوانات از منابع غذایی چون آهن، مس، ویتامین های ب و رتینول غنی هستند.جگر کباب شده   جگر کباب شده   جگر کباب شده   جگر کباب شده   نوعی خوراک جگر آمریکایی   کنسرو روسیه ای جگر ماهی روغن
پخت جگر در نقاط مختلف جهان از طریق تنوری کردن، کباب کردن، جوشاندن، تفت روغن داغ و کباب کردن شبکه ای صورت می پذیرد. همچنین گاهی اوقات جگر به صورت خام در ساشی می و آشپزی لبنانی استفاده می گردد. حجم بالای ویتامین آ در جگر در صورت مصرف بیش از حد باعث مسمومیت هیپرویتامینوز آ می گردد.
جگر کباب شده
نوعی خوراک جگر آمریکایی
جگر (به هندی: Jigar) فیلمی محصول سال ۱۹۹۲ و به کارگردانی فاروغ صدیقی است. در این فیلم بازیگرانی همچون اجی دیوگن، کاریسما کاپور، سلیم خان، گلشن گروور، آریونا ایرانی، پارش راوال، مادهوی ایفای نقش کرده اند.
۲۳ اکتبر ۱۹۹۲ (۱۹۹۲-10-۲۳)
جگر پلیدماهی یا آنکیمو (به ژاپنی: 鮟肝) (انگلیسی: Ankimo) خوراکی است که از جگر یک نوع ماهی به نام پلیدماهی درست می شود. این خوراک در ژاپن به عنوان یکی از خوراک های لذیذ (چینمی) به شمار می آید. جگر پلیدماهی در فهرست لذیذترین خوراک ها که توسط سی ان ان تهیه شد در میان ۵۰ خوراک در رده ۳۲ قرار داشت.
برای تهیه آن، نخست جگر را با نمک می سایند و ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با جگر

جگر در جدول کلمات

جگر
کبد
جگر تفته
عاشق
جگر سفید
ریه
جگر سیاه
کبد
خوراکی از دل و جگر گوسفند
البا
ریه و جگر سفید
شش

معنی جگر به انگلیسی

liver (اسم)
کبد ، جگر ، جگر سیاه ، زندگی کننده

معنی کلمه جگر به عربی

جگر
کبد
ريت
کبد
کبد

جگر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرزاد
می بخشید، در بخش مترادف، جگر مترادف ریه و شش نیست. ریه یا شش در دستگاه تنفس است. سپاس
علی باقری
جگر : کنایه از درد و غم
بر در این دکان قصابی
بی جگر کم نواله ای یابی
هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص۴۲۸.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جگر گوساله   • فواید جگر گوسفندی   • پخت جگر   • جگر انسان   • مضرات جگر گوسفندی   • جگر سفید چیست   • خواص جگر مرغ   • قیمت جگر گوسفندی   • معنی جگر   • مفهوم جگر   • تعریف جگر   • معرفی جگر   • جگر چیست   • جگر یعنی چی   • جگر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جگر
کلمه : جگر
اشتباه تایپی : ['v
آوا : jegar
نقش : اسم
عکس جگر : در گوگل

آیا معنی جگر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )