برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1405 100 1

جولقی

معنی جولقی در لغت نامه دهخدا

جولقی. [ ل َ ] (ص نسبی ) منسوب به جولق. قلندر شال پوش باشد، و بفتح اول و کسر ثالث هم آمده. (برهان ). ژنده پوش و قلندر پشمینه پوش. (غیاث اللغات ) :
ناگهانی جولقیی میگذشت
با سر بیمو بسان طاس و طشت.
مولوی.
رجوع به جولخی شود.

جولقی. [ ج َ / جُو ل َ ] (ص نسبی ) جولخی. جولقی. رجوع به جولقی شود.

معنی جولقی به فارسی

جولقی
( صفت ) جولخی جوالقی .
جولخی جولقی

معنی جولقی در فرهنگ فارسی عمید

جولقی
قلندر، پشمینه پوش: جولقی ای سربرهنه می گذشت / با سرِ بی مو چو پشتِ طاس و طشت (مولوی: ۴۵).

جولقی در دانشنامه آزاد پارسی

جولَقی
(به اعتقاد برخی، مخفف جوالق، به معنی نوعی پوشش که درویشان به تن کنند و جوالقی نیز به معنی جوال ساز یا جوال فروش) در اصطلاح صوفیان، به گروهی از قلندران گویند که لباسی از پشم و جوال با وصله های رنگارنگ بر تن می کردند. در حقیقت این خرقۀ پشمین و ضخیم را جمعی از قلندران برای تمایز از دیگران بر تن می کرده اند. این گروه ریش خود را می تراشیدند و سر خود را برهنه می کردند و حلقه ای آهنین بر گردن می افکندند. گروهی از قلندرها، شیخ حسن جوالقی، درویشی ایران تبار، را به عنوان پیشوا برگزیدند. او اصول جوالیقی ها را به وجود آورد و در نزدیکی قاهره خانقاهی برای پیروان و مریدان خود ایجاد کرد. وی بنابر عادت، ریش خود را می تراشید و با سر برهنه در میان مردم ظاهر می شد. بعدها، اگرچه او از بدعت های خود دست برداشت، اما مریدانش روش او را همچنان ادامه دادند و لباس مخصوصی به نام جامۀ ایرانیان و مغان بر تن کردند.

جولقی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پارسی " گوالگی " کلندر پشمینه پوش و گوال به دوش، درنسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
آتنا
گدا، درویش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی جولقی   • مفهوم جولقی   • تعریف جولقی   • معرفی جولقی   • جولقی چیست   • جولقی یعنی چی   • جولقی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جولقی
کلمه : جولقی
اشتباه تایپی : [,grd
عکس جولقی : در گوگل

آیا معنی جولقی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )