جوال رفتن

فرهنگ معین

( ~. رَ تَ ) (مص ل . ) با کسی مقابله و معارضه کردن و از پسش برآمدن .

پیشنهاد کاربران

با خرس در جوال رفتن
کنایه از کاری بسیار ناهنجار انجام دادن
( با کسی در یک جوال رفتن: کنایه از دست و پنجه نرم کردن با انسان بدخو. )
آدم باید مثل رستو دیوانه وار عاشق باشد تا با مادموازل آناستازی در یک جوال برود.
از رمان باباگوریو، ترجمه ی به آذین