برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1363 100 1

جه

/jah/

معنی جه در لغت نامه دهخدا

جت. [ ج َ ] (اِخ ) قومی باشند فرومایه وصحرانشین در هندوستان. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا) : احمد با خاصگان خود و تنی چند که گناهکارتر بودند، سواری سیصد بگریختند و تلک از دم وی بازنشد و نامه ها نبشته بود به هندوان عاصی جتان تا راه این مخذول فروگیرند. (تاریخ بیهقی ص 441 از حاشیه ٔ برهان چ معین ). مرحوم ادیب پیشاوری در حاشیه ٔ تاریخ بیهقی نوشته : «جت به تای غلیظ و مناسب آن بود که به طای مؤلف نبشته آمدی ، نام طایفه ای است از هنود و اکنون اغلب شرف اسلام یافته اند». (تاریخ بیهقی از حاشیه ٔبرهان چ معین ). رجوع به تحقیق ماللهند ص 200 شود.

جت. [ ج َت ت ] (ع مص ) دست سودن گوسپند تا فربهی از لاغری آن معلوم شود. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

جت. [ ] (عبری ، اِ) در عبری محل فشردن انگور (صحیفه ٔ یوشع 11: 22). (از قاموس کتاب مقدس ).

جت. [ ج ِ ] (انگلیسی ، اِ) در اصطلاح ، به نوعی از هواپیما اطلاق میشود که دارای حرکت جتی است و حرکت جتی آن جهش به پیش است که برای متحرک بر اثر تخلیه ٔ خلفی سیل مواد لازم برای حرکت ایجاد میشود. در راکتها عامل موجب حرکت از سوختن اکسیژن انباشته شده در دستگاه بوجود می آید و جهش این نوع ماشین ها که نوع خاصی است ، بستگی به ورود ماده ٔ لازم برای حرکت بدرون دستگاه و جریان آن در دستگاه و تخلیه و خروج آن از دستگاه با سرعتی زیادتر از ورود دارد. بموجب قانون دوم حرکت نیوتون همواره نیروی لازم برای این تغییر سرعت متناسب باتغییر مقدار حرکت است. و از آنجا که هر عملی با عکس العمل مساوی و مختلف العلامه همراه است (قانون سوم نیوتون ) نتیجه آن میشود که دستگاه واجد چنین حرکتی بسوی جلو بجهد. بطور کلی پارو، چرخ پره ، پروانه ٔ کشتی ، وپروانه ٔ هوایی همگی به این ترتیب نیروی لازم برای حرکت به پیش را ایجاد میکنند، یعنی با تغییر مقدار حرکت در ماده ٔ لازم برای حرکت موجب پیشروی جسم میشوند.
تاریخ ماشینهای جت : اززمانهای بسیار دور حرکت ماهی های سپیداج و نوعی از خرچنگهای ده پا را که مبتنی بر حرکت بسوی جلو است بشر شناخته است و اختراعات چندی در این زمینه در قسمت حرکت کشتی ها بعمل آورده است. کشتی بخاری جیمز رامسی بر اساس این نوع حرکت قرار داشت. این کشتی بخار بسال 1787 م. در رودخانه ٔ پتوماک با موفقیت حرکت کرد. بنیامین فرانکلین و الیو ...

معنی جه به فارسی

جه
بلغت زنده و پازند زنان فاحشه و بدکار
[ گویش مازنی ] /je/ پسوندی است معادل از – به – جا و غیره & حالت سیری ناپذیری در فرد – مرض پرخوری
دهی از دهستان هلایجان بخش ایزه شهرستان اهواز کوهستانی معتدل است .
[ گویش مازنی ] /jejoo/ پستان – سینه ی زن
[ گویش مازنی ] /je gen/ خس و خاشاک که بر اثر سیل یا آبرفت رودخانه در گوشه ای انباشته شود
[ گویش مازنی ] /emaa je/ طرف ما – منطقه ی ما – از ناحیه ی ما
[ گویش مازنی ] /o je/ او جا
[ گویش مازنی ] /on je/ آن جا
[ گویش مازنی ] /inje je/ از این جا
جهنده چون برق .
[ گویش مازنی ] /bahreje/ بهره سود درآمد - اجاره بها
[ گویش مازنی ] /paei je/ مرتع تعلیف شدن
[ گویش مازنی ] /pele jeh/ زائده های غیرقابل استفاده
[ گویش مازنی ] /pey je/ بخشی از مرتع محصور را از چرای دام دور نگه می دارند تا در موارد لازم و خاص دست نخورده و پر علف باقی بماند
[ گویش مازنی ] /tene je/ از تو
[ گویش مازنی ] /te je/ از تو ...

معنی جه در فرهنگ معین

جه
(جِ) [ په . ] (ص .) ۱ - زن بدکار، روسپی . ۲ - دختر اهریمن .

معنی جه در فرهنگ فارسی عمید

جه
زن بدکار، روسپی، فاحشه.
۱. =جهیدن
۲. (اسم مصدر) [قدیمی] جهش.
= سیاهک

جه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرعلی
(je) به معنی چه، زیرا، برای اینکه. جه شریعت از جمله ی واجبات است. (هدایة المتعلمین فی طب ص 14)
الناز
سنگ. سیرگان جایی کم درخت است و بناهاشان از جه است. (حدودالعالم ص. 126)
آرسام آرامیس
جه (Jeh) که عفریته ای پلید بود در سه هزار سال دوم نجوا کننده با اهریمن برای جنگ با هرمزد: ای پدرما برخیز تا چنان جنگ و ستیز در جهان برپا کنیم که اندوه و تیرگی آن هرمزد و امشاسپندان را بیچاره کند.
برگرفته از منابع پهلوی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• چه   • جهان نیوز   • معنی جه   • مفهوم جه   • تعریف جه   • معرفی جه   • جه چیست   • جه یعنی چی   • جه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جه
کلمه : جه
اشتباه تایپی : [i
آوا : jah
نقش : اسم
عکس جه : در گوگل

آیا معنی جه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )