جفون

لغت نامه دهخدا

جفون. [ ج ُ ] ( ع اِ ) ج ِ جَفن. پلکهای چشم :
خاک راهی که بر او میگذری ساکن باش
که عیون است و جفون است و خدود است و قدود.
سعدی.
رجوع به جَفن شود.

فرهنگ فارسی

پلکهای چشم

فرهنگ معین

(جُ فُ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ جَفن ، پلک چشم .

فرهنگ عمید

=جفن

پیشنهاد کاربران

یَا مَنْ لاَ یَخْفَی عَلَیْهِ إِغْمَاضُ الْجُفُونِ ( از دعای عرفه امام حسین علیه السلام )
ای آن که بر او پوشیده نیست بر هم نهادن پلکها. ( منظور خداوند متعال است )
برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد و داستان ساخت مثلاً جُفون چُپون ( چوپان، چوپون ) نباید یک لحظه روی هم گذاشته شود چرا که گرگها از غفلت او سوءاستفاده کرده گوسفندی از گله می ربایند.
...
[مشاهده متن کامل]