برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1422 100 1

جغرافی

/joqrAfi/

معنی جغرافی در لغت نامه دهخدا

جغرافی. [ ج َ فی ی ] (معرب ، ص ، اِ) جغراف. جغرافی دان. عالم جغرافیا. || جغرافی. علم جغرافی. جغرافیا. (دزی ).

جغرافی. [ ج ُ ] (معرب ، اِ) جغرافیا. رجوع به همین لغت شود. || (ص ) جغرافی دان.

معنی جغرافی به فارسی

جغرافی
( اسم ) علمی است که از احوال زمین و اوضاع طبیعی سیاسی و اقتصادی آن بحث میکند و آن شامل اقسامی است .
جغرافیا یا جغرافی دان
داننده جغرافی داننده جغرافیا کسی که بعلم جغرافیا آشناست .

معنی جغرافی در فرهنگ معین

جغرافی
(جُ) [ معر - یو. ] (اِمر.) دانشی است که در بارة زمین و تقسیمات طبیعی ، سیاسی ، جغرافی و انسانی آن بحث می کند و آن شامل اقسامی است .

معنی جغرافی در فرهنگ فارسی عمید

جغرافی
=جغرافیا

جغرافی در جدول کلمات

جغرافی دان ایران در قرن سوم
ابن خرداد به

معنی جغرافی به انگلیسی

geography (اسم)
شرح ، جغرافیا ، جغرافی ، علم جغرافیا

معنی کلمه جغرافی به عربی

جغرافی
جغرافية
جغرافي

جغرافی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مسعود
موجودات مختلف :موجودات گوناگون یا موجودات متفاوت مناسب تر است
آب وهوای مختلف: آب وهوای گوناگون یا آب و هوای متفاوت مناسب تر است
ایرزاد
جُغرافی
جُغرافی : جُ - غرافی
جُ = زَمین
غِرافی ، گِرافی = نِگاری
گرته برداری : زمین نگاری
سهیل نظری
گیتاشناسی،جهانشناسی،زمینشناسی
سهیل نظری
گیتی نگاری
جهان نگاری
زمیننگاری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جغرافی چیست   • جغرافیا ایران   • جغرافی دان کیست   • تحقیق درباره جغرافیا   • تعریف جغرافیا   • دانش جغرافیا چه کمکی به ما میکند   • کار جغرافی دان چیست   • جغرافیا سیاسی   • معنی جغرافی   • مفهوم جغرافی   • معرفی جغرافی   • جغرافی یعنی چی   • جغرافی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جغرافی
کلمه : جغرافی
اشتباه تایپی : [yvhtd
آوا : joqrAfi
نقش : اسم
عکس جغرافی : در گوگل

آیا معنی جغرافی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )