برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1382 100 1

جزء کوچک چیزی

معنی جزء کوچک چیزی به انگلیسی

prick (اسم)
نقطه ، خار ، هدف ، شق ، سیخونک ، الت ذکور ، زخم بقدر سرسوزن ، جزء کوچک چیزی ، نقطه نت موسیقی ، چیز خراش دهنده ، میخ کوچک

معنی کلمه جزء کوچک چیزی به عربی

جزء کوچک چیزی
وخز

جزء کوچک چیزی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جزء چیست   • معنی جزء   • معنی جزو   • جز در جدول   • جز اصلی در جدول   • معنی برادر   • معنی جزء کوچک چیزی   • مفهوم جزء کوچک چیزی   • تعریف جزء کوچک چیزی   • معرفی جزء کوچک چیزی   • جزء کوچک چیزی چیست   • جزء کوچک چیزی یعنی چی   • جزء کوچک چیزی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جزء کوچک چیزی
کلمه : جزء کوچک چیزی
اشتباه تایپی : [cء ;,]; ]dcd
عکس جزء کوچک چیزی : در گوگل

آیا معنی جزء کوچک چیزی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )