برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1392 100 1

جبه دار

/jobbedAr/

معنی جبه دار در لغت نامه دهخدا

جبه دار. [ ج ُب ْ ب َ / ب ِ ] (نف مرکب ) سلاح دار. قورخانه چی. (ناظم الاطباء).

جبه دار. [ ج َب ْ ب َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان کلخوران بخش مرکزی شهرستان اردبیل. این ده در ده هزارگزی شمال باختری اردبیل و پنجهزارگزی شوسه ٔ اردبیل به مشکین شهر واقع شده و محلی است جلگه و معتدل و 998 تن سکنه ٔ شیعی مذهب و ترک زبان دارد. آب مشروب از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی جبه دار به فارسی

جبه دار
دهی در شهرستان اردبیل

جبه دار در دانشنامه ویکی پدیا

جبه دار
مختصات: ۳۸°۲۱′۵۷″ شمالی ۴۸°۱۳′۲″ شرقی / ۳۸٫۳۶۵۸۳°شمالی ۴۸٫۲۱۷۲۲°شرقی / 38.36583; 48.21722
فهرست روستاهای شهرستان اردبیل
فهرست روستاهای ایران
جبه دار روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان اردبیل، بخش مرکزی، دهستان غربی قرار دارد.
بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیّت این روستا ۱۵۲۹ نفر با ۳۳۰ خانوار بوده است. معنا اسم روستا: زره پوش (ترک های عثمانی نیز به اصلحه خانه جبا دار می گفتن) به عربی هم پیشانی می شود. و به گفته بعضی از مردم به خاطر این که مردمان این روستا لباسی بلند می پوشیدن به آن ها جبادار می گویند.
علی قُلی جُبِه دار (سلاح دار) یا علیقلی جبادار مهم ترین نقاش فرنگی ساز اواخر قرن هفده و اوایل قرن هجده ایران است. وی تکنیک های ایرانی و اروپایی را توأمان و در کنار هم به کار می برد. این هنرمند به نام های علی قلی بیگ فرنگی و علی قلی جبه دار عباسی و علی قلی آرنااوت و علی قلی بیگ ارناوت نادری اصفهانی در هنر تصویرسازی ایران شهره بوده است.
تصویر اجتماع درویشان و نوازندگان در مهتاب شبانه که در صحن باغی جمع شده اند و رقم "عمل علی قلی بیک جبادار" دارد؛
تصویر زن جوانی که نیم تاج جواهرنشانی به سر گذاشته و در روی چهارپایه ای نشسته است و چنین رقم دارد: "رقم علی قلی جبادار به تاریخ شهر صفر… در دارالسلطنهٔ قزوین مرقوم شد. رقم کمترین غلامان علی قلی جبادار سنه ۱۰۸۵"؛
تصویر مجنون که در حالت افسردگی و خستگی است و چنین رقم نوشته: "رقم علی قلی سنه ۱۱۲۹".
تصویری از شاهزاده را روی تخت: شاهزاده ای جوان، روی ایوانی که شبیه به ایوان چهل ستون در اصفهان است نشسته و مشغول شراب خواری است. در طرفین ایوان از یک سو نوازندگان جوان مشغول رامشگری هستند، و از سوی دیگر صاحب منصبان جوانی با تفنگ و تیر و کمانشان مراقب حفظ وی می باشند. در سوی دیگر ایوان شاعران مترصدند که شعری در مدح امیر بسازند، و بخوانند، و یک فرنگی در این مجلس شرکت دارد این منظره ما را به یاد نوشته های «شاردن» و «تاورنیه» می اندازد و رابطه نزدیکی میان دربار شاه سلیمان و جهانگیر و پادشاهان قاجاریه به وجود می آورد.
در « ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با جبه دار

جبه دار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی محمدی جبه دار
جبه دار یا جبادار =1.یعنی زره پوش 2.ترک های عثمانی نیز به اسلحه خانه جبه دار میگفتن
ومعنی دیگر هم دارد یعنی دارای پیشانی
مجتبی عیوض صحرا
جِبهه: پیشانی،جَبین
ولی جُبّه:جامه(لباس،پیراهن)گشاد و بلند که روی لباس های دیگر پوشند
و به هم نویسه ی خوبی اشاره کردی که من تا حالا نمی دونستم و الان فهمیدم.ممنون!
حمیده صالحی جبه دار
جبه دار به اصطلاح ترکی که پیشانی بلند و خوش شانس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• روستای جبه دار   • پروفسور مهدی دهقان تنها   • کتاب جبه دار   • دکتر خاکی صدیق   • جبه دار مدار 2   • دکتر مهرداد عابدی   • بیوگرافی دکتر جبه دار   • دکتر جبه دار دانشگاه تهران   • معنی جبه دار   • مفهوم جبه دار   • تعریف جبه دار   • معرفی جبه دار   • جبه دار چیست   • جبه دار یعنی چی   • جبه دار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جبه دار
کلمه : جبه دار
اشتباه تایپی : [fi nhv
آوا : jobbedAr
نقش : صفت
عکس جبه دار : در گوگل

آیا معنی جبه دار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )