برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1464 100 1

جانی

/jAni/

مترادف جانی: صمیمی، عزیز، گرامی، یکرنگ، آدمکش، تبهکار، جنایتکار، قاتل ، سلیم، بی آزار

متضاد جانی: دورنگ، دورو

برابر پارسی: تبهکار، خونی، آدمکش

معنی اسم جانی

اسم: جانی
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: جاندار

معنی جانی در لغت نامه دهخدا

جانی. (ع ص ) چیننده ٔ میوه. (اقرب الموارد) (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (المنجد). ج جُناة و جُنّاء. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). چیننده. چنانکه میوه از درخت.بازکننده. (یادداشت مؤلف ). || گردآورنده : جنی الذهب ؛ جمعه من معدنه. (المنجد). || گناهکار (از مصدر جنایة). (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (مهذب الاسماء). آنکه جنایت کرده. جنایتکار. || جفاکننده. ستمگر. ستمکار. ظالم. ج ، اجناء. و فی المثل : اجنائها ابناؤها؛ ای الذین جنوا علی هذه الدار بالهدم هم الذین بنوها و قیل اصل المثل جناتها بناتها لان فاعلا لایجمع علی افعال و اما الاشهاد و الاصحاب فانهما جمع مشهد و صحب الا ان یکون هذا من النوادر.و این جمع از نوادر است. (منتهی الارب ) :
و لکنی اصبر عنک نفسی
مخافة ان تعد من الجنات.
(تاریخ بیهقی ص 192).
جانی اگرچه زمانی مهلت یابد و مدتی مهمل ماند عاقبت در دام بلا و حباله ٔ عنا افتد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 379).

جانی. (ص نسبی ) منسوب به جان. حیوانی. قلبی. (ناظم الاطباء). گرامی. عزیز. سخت محبوب. صمیمی. نهایت گرامی. هم اخت. هم خوی :
گرچه در تبریز دارم دوستان
دوستی جانی مرا او بود و بس.
خاقانی.
یک نصیحت ز سر صدق جهانی ارزد
مشنو ار در سخنم فایده ٔ جانی نیست.
سعدی.
با حریفانی همه هم دستان و یکدل و هم دم و یارانی جانی همراز و محرم. نازنینانی پاکیزه تر ازقطره ٔ آب و آمیزنده تر از آب و شراب. (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ).
- جانی جانی ؛ سخت دوست و یگانه. دوست هم سر.
- دشمن جانی ؛ سخت دشمن. دشمنی که قصد جان آدمی دارد.
- دوست جانی ؛ یار گرامی. یار عزیز. یار صمیمی :
گرچه در تبریز دارم دوستان
دوستی جانی مرا او بود و بس.
خاقانی.
از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
از دوستان جانی مشکل بود بریدن.
حافظ.
- همدم جانی ؛ دوست خالص و مخلص. دوست یگانه و گرامی :
در ازل هر کو بفیض دولت ارزانی بود
تا ابد جام مرادش همدم جانی بود.
حافظ.
- یار جانی ؛ دوست عزیز. دوست همسر. دوست گرامی و مهربان. دوست صمیمی : گفتم ای ...

معنی جانی به فارسی

جانی
عزیزوگرامی مانندجان، یارمهربان، دوست عزیز، جنایتکار، گناهکار، تبهکار، مرتکب گناه شدن
( اسم ) آنکه مرتکب جنایت شود جنایتکار تبهکار. جمع : ( جنات ) .
میرزا جانی کهدر مشهد سکونت داشته
قریه ای از قرائ بلوک جویم
امرا و مقربان دربار غازان خاتون است
دهمین خان از خاتان باتو
دهی در شهرستان اهر
فرمانروای ایالت قصبات کرمنیه
دهی در شهرستان زابل
حاجی میزرا جانی کاشانی مولف کتاب نقطه الکاف
چگونگی و صفت آزرده جان
پیوند روحانی
کمال یگانگی دارد
[ گویش مازنی ] /jaan jaani/ بسیار صمیمی و عزیز
غمگینی دلتنگی
عمل و حالت خشک جان
از شاعران نامور آذربایجان و در نظم و نثر استاد بود .
حالت و کیفیت سخت جان .
گران جانی
[hardiness, stress tolerance] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] میزان مقاومت موجود زنده در مقابل تنش های محیط ...

معنی جانی در فرهنگ معین

جانی
(ص نسب .) گرامی ، عزیز.
[ ع . ] (اِفا.) جنایتکار.
(ص مر.) (کن .) بسیار عزیز، صمیمی .

جانی در دانشنامه ویکی پدیا

جانی
جانی ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
جانی (روستا)
جانی (هیرمند)
جانی، روستایی است از توابع بخش میان کنگی شهرستان زابل در استان سیستان و بلوچستان ایران.
این روستا در دهستان جهان آباد قرار داشته و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵جمعیت آن ۲۶۹نفر (۶۰خانوار) بوده است.
جانی (به تامیلی: Johnny) فیلمی محصول سال ۱۹۸۰ و به کارگردانی جی. ماهندران است. در این فیلم بازیگرانی همچون راجینیکانت، سری دوی، اونی ماری، ام. پراباکار ردی، کانچانا ایفای نقش کرده اند.
۱۵ اوت ۱۹۸۰ (۱۹۸۰-08-۱۵)
جانی ، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان هیرمند در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان جهان آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۶۹ نفر (۶۰خانوار) بوده است.
سیارک ۳۲۵۲ (به انگلیسی: 3252 Johnny، نامگذاری:1981EM4) سه هزار و دویست و پنجاه و دومین سیارک کشف شده است که در ۲ مارس ۱۹۸۱ کشف شد.
قدر مطلق سیارک برابر ۱۲٫۰۰ است.
جانی آباد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
جانی آباد (رستم)
جانی آباد (فراشبند)
جانی آباد (فیروزآباد)
جانی آباد روستایی از توابع شهرستان رستم در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان رستم دو قرار ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

جانی در جدول کلمات

جانی
جنایتکار
فیلمی از لاسه هالستروم با حضور جانی دپ و ژولیت بینوش
شکلات
فیلمی با بازی جانی دپ | ژولیت بینوش و جودی دنچ در سال 2000 به کارگردانی لاسه هالستروم
شکلات

معنی جانی به انگلیسی

convict (اسم)
جانی ، مجرم ، محکوم ، محبوس
bane (اسم)
قاتل ، زهر ، مایهء هلاکت ، جانی
criminal (اسم)
جانی ، مقصر ، بزهکار ، جنایت کار ، خاطی
felon (اسم)
جانی ، گناهکار ، بزهکار ، جنایت کار ، عقربک
highbinder (اسم)
جانی ، جاسوس یا مراقب دیگری
malefactor (اسم)
بدکار ، جانی ، جنایت کار ، تبه کار

معنی کلمه جانی به عربی

جانی
سرير , مجرم , مدان , هلاک

جانی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

♡BAHALEIL5662♡
تبهکار
اردشیر میرزاد
در فارسی اوستایی، کسی که جان گیرد. و عربی آنرا از پارسی وام گرفته است
از گور بر خواسته
از گور بر خواسته

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جانی سینز ایران   • کیسا سینز   • جانی سینز کیست   • بیوگرافی جانی سینز   • جانی سینز اینستاگرام   • عمو جانی کیست   • جانی سینز ویکی پدیا   • کیسا سینز ویکی پدیا   • معنی جانی   • مفهوم جانی   • تعریف جانی   • معرفی جانی   • جانی چیست   • جانی یعنی چی   • جانی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جانی
کلمه : جانی
اشتباه تایپی : [hkd
آوا : jAni
نقش : صفت
عکس جانی : در گوگل

آیا معنی جانی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران