برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1414 100 1

جانشین شدن

معنی جانشین شدن به انگلیسی

displace (فعل)
تبعید کردن ، جابجا کردن ، جانشین شدن ، جای چیزی را عوض کردن
surrogate (فعل)
جانشین شدن ، قائم مقام شدن ، وکیل شدن
heir (فعل)
جانشین شدن ، اری بردن
inherit (فعل)
جانشین شدن ، به میرای بردن ، واری شدن ، از دیگری گرفتن ، مالک شدن
supersede (فعل)
لغو کردن ، جانشین شدن ، جایگزین چیز دیگری شدن

معنی کلمه جانشین شدن به عربی

جانشین شدن
رث , وريث

جانشین شدن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی جانشین شدن   • مفهوم جانشین شدن   • تعریف جانشین شدن   • معرفی جانشین شدن   • جانشین شدن چیست   • جانشین شدن یعنی چی   • جانشین شدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جانشین شدن
کلمه : جانشین شدن
اشتباه تایپی : [hkadk ank
عکس جانشین شدن : در گوگل

آیا معنی جانشین شدن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )