برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1468 100 1

جام

/jAm/

مترادف جام: پیاله، ساتکین، ساغر، صراحی، قدح، کاسه، شیشه

معنی جام در لغت نامه دهخدا

جام. [ جام م ] (ع ص ) نعت فاعلی از جم ّ: فرس جام ؛اسب گشنی نکرده. || اسب سواری کرده نشده و تازه نفس. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || زیاده و تمام نشدنی و فراوان. (ناظم الاطباء).

جام. (اِ) پیاله ٔ آبخوری. (برهان ). پیاله از سیم و آبگینه و جز آن. (منتهی الارب ). پیاله ٔ شرابخوری. کاسه ای که ته آن دوره نداشته باشد. (ناظم الاطباء). ظرفی است که از برای نوشیدن از آن ترتیب یافته و مردمان قدیم شاخ را برای شرب استعمال مینمودند لکن عبرانیان از قدیم به استعمال جام و پیاله عادت داشتند و جامها و پیاله ها را با نقش زینت قرین می ساختند و آنها را از مس و نقره و طلا می ساختند. (قاموس کتاب مقدس ). پیاله. گیلاس. پیاله ٔ شرابخوری. (ناظم الاطباء). قدح. ساغر. ساتگین. ساتگن. ایاغ. کأس. پنگان. بنگان. بالغ. شانگنی. ساتگی. فنجان. پیغاره. سه گانه. پیمانه. سغدیانه. سروْ. سروه. کلاحو. کمانه. گنبد. جامه. صواع. میدان. بُلوتَک. چمان.چمانه. روسی. سایگی. طاس. منغر. منغوک :
گر هست باشگونه مرا جام ای بزرگ
بنهاده ام دعای ترا بنده وار پیش.
رودکی.
بر هبک نهاد جام باده
وآنگاه ز هبک نوش کردش.
رودکی.
موز مکی اگر چه دارد نام
نکنندش چو شکر اندر جام.
طیان.
بیارای خوان وبپیمای جام
ز تیمار گیتی مبر هیچ نام.
فردوسی.
بیامد پریچهره ٔ میگسار
یکی جام می بر کف شهریار.
فردوسی.
و جامهای... زرین و سیمین و ارزیزین. (التفهیم ). جامی زرین از هزار مثقال پر مروارید. (تاریخ بیهقی ص 296).
دل عاشق به پیغامی بسازد
خمار آلوده با جامی بسازد.
باباطاهر.
در بزمگاه مالک ساقی زمانه اند
این ابلهان که در طلب جام کوثرند.
ناصرخسرو.
ز پایت اسب کنی چونت راه باید رفت
بکام تشنه ، کف دست جام باید کرد.
ناصرخسرو.
بیاور آنکه گواهی دهد زجام که من
چهار گوهرم اندر چهار جای مدام.
ابوالعلاء ششتری.
تهی نکرده بدم جام می هنوز از می
که کرده بودم از خون دیده ...

معنی جام به فارسی

جام
یا تربت جام یکی از بخشهایهفتگانه شهرستان مشهد از طرف مشرق محدود است برودخانه هریرود که مرز ایران و افغانستان را تشکیل میدهد مرکز بخش تربت جاماست که در ۱۴۴ کیلو متری مشهد و ۶۶ کیلو متری مرز افغانستان واقع و جلگه یی و گرمسیر است و ۶٠۵ تن سکنه دارد . آب آن از رودخانه جام و قنوات تامین میشود . مدفن شیخ احمد جام عارف مشهور بدانجاست .
( اسم ) ۱- پیاله ساغر . ۲- ظرفی برنجین که در آن آب خورند. ۲- قطع. بزرگ شیشه . ۴- مقامی است از موسیقی قدیم .یا جام پر از شیر و می. ۱- پیال. پر از آب کوثر ۲- دهان معشوق . ۳- کلامی که شنیدن آن مردم را بشور دراندازد و در حال آورد. ۴- شعر نیک . یا جام راهب . ۱- ظرف شراب مقدس دیر ۲- خمرالهی . یا جام سحر. آفتاب خورشید. یا جام شهر یاری .قدح بزرگ . یا جام شیر. پستان شیردار. یا جام گوهری . ۱- پیال. بلوری . ۲- لب و دهان معشوق . یا جام بر سنگ زدن . ۱- توبه کردن ازشرابخواری . ۲- توبه کردن انابه کردن.
نام پسر نوح است
[corolla] [زیست شناسی] مجموعۀ گلبرگ های یک گل * مصوب فرهنگستان اول
[Crater, Crt, Cup] [نجوم] صورتی فلکی در نیمکرۀ جنوبی آسمان بین دو صورت شجاع و سنبله
[cup] [ورزش] 1. ظرفی که به عنوان جایزه به تیم یا فرد قهرمان اهدا شود که معمولاً به شکل گلدانی دسته دار و پایه دار است 2. یک دوره مسابقه که در پایان آن به فرد یا تیم قهرمان جام اهدا شود
[ گویش مازنی ] /jaam/ قاب شیشه ای و چوبی در و پنجره ها - کاسه ۳ظرف آب و غذا
پیمانه
[cribbing bucket] [حمل ونقل ریلی] جامی باریک برای برداشتن پارسنگ میان دو ریل بند
[jar test] [مهندسی محیط زیست و انرژی] آزمونی برای تعیین نوع مادۀ منعقدکننده و چندۀ بهینۀ آن در تصفیۀ آب
پیاله آوردن
[ گویش مازنی ] /jaam ow/ کاسه ی آب
...

معنی جام در فرهنگ معین

جام
[ په . ] (اِ.) ۱ - پیاله ، ساغر. ۲ - هر یک از صفحات بزرگ و برش نخوردة آیینه یا شیشه . ۳ - جایزه ای که در مسابقات ورزشی به برندگان داده می شود. ،~ جهانی مجموعه مسابقاتی که معمولاً در یک رشتة ورزشی میان تیم های برگزیده از قاره های مختلف برگزار می شود. ،
(مِ جَ) (اِمر.) جام گیتی نما، جام جهان نما. جامی که جمشید چهارمین پادشاه پیشدادی اختراع کرد و در آن اوضاع جهان را مشاهده می کرد، این جام بعدها به کیخسرو و دارا رسید. در عرفان از این جام به دل تعبیر می شود.
(زَ دَ) (مص ل .) شراب خوردن .
(نِ دَ) (مص ل .) وعدة عشرت دادن ، سرِ دوستی داشتن .

معنی جام در فرهنگ فارسی عمید

جام
۱. ظرفی از طلا، نقره، آبگینه، یا مانند آن که با آن شراب می نوشند، پیاله، ساغر، گیلاس.
۲. کاسه.
٣. (تصوف) دل عارف که مالامال بادۀ معرفت است.
٤. (تصوف) عالم وجود: ساقی به نور باده برافروز جام ما / مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما ـ ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم / ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما (حافظ: ۳۸).
٥. قطعۀ بزرگ شیشه به اندازۀ معیّن که در کارخانه ریخته شده و هنوز آن را نبریده باشند.
٦. آینه و شیشه های رنگی یا ساده که به در و پنجره نصب می کنند: نی درش معمور و نی سقف و نه بام/ نه در آن بهر ضیائی هیچ جام (مولوی: لغت نامه: جام)، طاقتم نیست ز هر بی خبری سنگ ملامت / که تو در سینهٴ سعدی چو چراغ از پس جامی (سعدی۲: ۵۸۸).
٧. [قدیمی، مجاز] شراب.
٨. (زیست شناسی) مجموعۀ گلبرگ های به کاسه پیوستۀ گل که ممکن است به هم پیوسته (مانندِ اطلسی) یا جدا از یکدیگر (مانندِ شقایق) باشد.
* جام جم: [قدیمی]
۱. بنا بر داستان های ایرانی، جامی که جمشید پادشاه پیشدادی داشته و نقشۀ جهان در آن نقش بوده یا همۀ جهان را در آن می دیده. در شاهنامۀ فردوسی این جام به کیخسرو نسبت داده شده و جامی بوده که صُوَر نجومی و هفت کشور بر آن نقش بوده و خاصیت عجیب و اسرارآمیز داشته که هرچه را می خواسته در آن می دیده، جام جمشید، جام جهان نما، جام جهان بین، جام جهان آرا، جام گیتی نما، جام کیخسرو.
۲. [مجاز] پیالۀ شراب.
* جام جهان نما: [قدیمی] = جام جم
* جام گیتی نما: [قدیمی] = جام جم
* جام فرعونی: [قدیمی، مجاز] جام بسیار بزرگ پر از باده: ساعتی گویی به ساقی جام فرعونی بده / لحظه ای گویی به مطرب صوت موسیقی بیار (امیرمعزی: ۲۳۵).
* جام کشیدن: (مصدر لازم) [قدیمی، مجاز] باده نوشیدن.
۱. نورگیر حمام.
۲. [قدیمی] خانه ای که به دیوارهای آن آیینه یا شیشه نصب کرده باشند.
آیینه کاری.
= جام کاری کردن:
۱. آیینه کاری کردن.
۲. پیاپی جام شراب گرفتن و نوشیدن.

جام در دانشنامه ویکی پدیا

جام
جام (انگلیسی: Cup) یک ظرف کوچک برای نوشیدن است. که میتواند از چوب، پلاستیک، شیشه، ولز، سنگ، چینی و گل ساخته شود.
جام برای نوشیدنی های گرم
جام یک بار مصرف
جام برای مشروبات الکی
استفاده آشپزی
استفاده مذهبی
جام ورزشی
استفاده از جام ها براساس نوع فرهنگ، طبقه اجتماعی و نوع نوشیدنی مختلف است، جام ها در طول هزاران سال برای حمل نوشیدنی و همچنین تزئینات و دکوراسیون مورد استفاده بوده است.
Pottery Jars
جام گلی
عکس جام
جام می تواند به یکی از موارد زیر مربوط شود:
جام (ورزش)، یا کاپ؛ پیکره ای جام مانند و نمادین به نشان برنده بودن در مسابقات ورزشی
ولایت جام، یکی از ولایت های دوازده گانه ربه نیشابور خراسان بزرگ
تربت جام، شهر مرکزی شهرستان تربت جام در استان خراسان رضوی ایران
شهرستان تربت جام، شهرستانی در استان خراسان رضوی ایران
جام شراب نوعی ظرف با اندازه های مختلف، برای نوشیدن شراب
مخلوط کن بتن، محفظه مدور حامل مواد بتن
جام چهل کلید، ظرفی برنجی که با حکاکی چهل آیه شروع شونده با «قل» بر روی آن
جام (فارسی: جام) روستایی در دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان سمنان واقع در استان سمنان ایران است. این روستا بر پایه سرشماری عمومی ۱۳۸۵ دارای ۵۶ خانوار و ۱۸۲ نفر جمعیت بوده است.گویش اهالی فارسی است و نژاد مردم آن آریایی است .دارای آب و هوای کوهپایه ای است.
جام (انگلیسی: Chalice) کاسهٔ کوچک از جنس شیشه یا بلور است، که برای نوشیدن مورد استفاده قرار می گیرد. در یونان باستان جام، به ظرفی از جنس فلز یا سرامیک گرد، کم عمق و بدون دسته اطلاق می گردید، که در مرکز آن فرورفتگی وجود داشته است.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با جام

جام در جدول کلمات

جام
قدح
جام باشگاه های فوتبال امریکای جنوبی
لیبرتادورس
جام جمشید
جم
جام جهانی روبات ها
روبوکاپ
جام سقراط
شوکران
جام عربی
کاس
جام فوتبال ترکیه
آتا ترک
جام قهرمانی
کاپ
جام گل
اکلیل
جام معروف
جم

معنی جام به انگلیسی

beaker (اسم)
پیاله ، جام ، ظرف کیمیاگری ، لیوان ازمایشگاه
cup (اسم)
پیاله ، جام ، حجامت ، فنجان ، ساغر ، گلدان جایزه مسابقات
bowl (اسم)
طاس ، پیاله ، جام ، کاسه ، قدح ، کاسه رهنما
chalice (اسم)
پیاله ، جام ، کاسه ، فنجان ، جام باده ، در عشاء ربانی
grail (اسم)
جام ، دوری ، جام شراب ، هدف نهایی
goblet (اسم)
جام ، قطعه ، قطره ، ساغر ، گیلاس شراب
glass (اسم)
جام ، شیشه ، گیلاس ، ابگینه ، لیوان ، استکان ، شیشه الات ، ایینه ، شیشه دوربین ، شیشه ذرهبین ، الت شیشهای
envelope (اسم)
پوشش ، جام ، لفاف ، پاکت ، پاکت نامه ، حلقهء گلبرگ
cupel (اسم)
جام ، قال ، بوته قالگری

معنی کلمه جام به عربی

جام
زجاج , طاسة , ظرف , قدح , کاس
کاس
بيوتر
لوح الزجاج

جام را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیر‌عباسی
قفل‌کردن موتور وسایل نقلیه به صورت ناگهانی
علی دوستی نوگورانی
پیاله

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جام نیوز سیاسی   • کاپ ورزشی   • جام جم آنلاین   • کاپ نیوز   • پیروزی نیوز   • فارس نیوز ورزشی   • جام نیوز حوادث   • آی اسپورت   • معنی جام   • مفهوم جام   • تعریف جام   • معرفی جام   • جام چیست   • جام یعنی چی   • جام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جام
کلمه : جام
اشتباه تایپی : [hl
آوا : jAm
نقش : اسم
عکس جام : در گوگل

آیا معنی جام مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران