برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1405 100 1

ثقل

/seql/

مترادف ثقل: بارسنگینی، سنگینی، گرانی، ورز، وزن، دشواری، سختی

متضاد ثقل: سبکی

برابر پارسی: سنگینی، گرانی

معنی ثقل در لغت نامه دهخدا

ثقل. [ ث ِ ] (ع اِمص ، اِ) ثقالت. گرانی. سنگینی. (مقابل خفّت ) : خلقی را به ثقل وَطأت و فضل قوت در زیر پای پست میکرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 287). || رخت و باروبنه ٔ مسافر. بار سنگین. چیز گران : یعقوب ثقل و بنه ٔ او بر گرفت و بسیستان باز آمد. (تاریخ سیستان ). پنج روز ببود با شکار و نشاط وشراب تا بنه ها و ثقل و پیلان از بژغورک بگذشتند. (تاریخ بیهقی ص 286). بر آن جانب لشکرگاه کرده و خیمه زده و ثقل و مردمی که نابکار است با بنه ها رها کرده. (تاریخ بیهقی ص 465) و آنچه ثقل نشابور بود از جامه و فرش شادیاخ و سلاح و چیزهای دیگر که ممکن نشد بقلعه ٔ میکالی فرستادن سوری مثال داد تا همه در خزانه نهادند. (تاریخ بیهقی 552). صواب نیست در پیش مصاف این پادشاه ایستادن. رسم خویش نگاه داریم و ما را به بنه و ثقل دل مشغول نه. (تاریخ بیهقی 590). همه راه پرزره وجوشن و سپر و ثقل بر میگذشتیم که بیفکنده بودند. (تاریخ بیهقی ص 640). و رحل و ثقلی که از سیف الدوله بازماند و چند مربط فیل و بعضی از حشم هند در دست ابوعلی بماند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی نسخه ٔ خطی ص 117). و به ابوعلی بن حموله کس فرستاد و از او قلعه خواست که بدان مستظهر شود و رحل وثقل و عیال و اموال خویش آنجایگاه فرستد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی نسخه خطی ص 226). بسبب رحل و ثقل بسیار از خزاین و اسلحه که از نواحی هراة حاصل کرده بود... فروماند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی نسخه ٔ خطی ص 264). رحل و ثقل خویش فراهم پیچید و ببخارا رفت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی نسخه ٔ خطی مؤلف ص 190). || کالای خانه. || بم ، مقابل زیر(در موسیقی ). (خلاصةالافکار شهاب صیرفی ). || سختی. || سده. امتلاء. تخمه . || گناه. || گنج زمین. دفینه ٔ زمین. || مرده های مدفون در زمین. (منتهی الارب ). || وزن. ج ، أثقال.
- ثقل اجسام ؛ وزن اجسام .
- ثقل سامعه ؛ گرانگوشی. گرانی گوش.
- ثقل سرد ؛ شکم دردی که از بسیار خوردن میوه خصوصاً میوه های نارس پدید آید. هیضه. و باء پائیزی .
- ثقل کردن ؛ در تداول عوام ،سخت شدن فضول در معده و اجابت نکردن آن با درد شکم.سنگین شدن معده و درد کردن آن از بسیارخواری.
- قوه ٔ ثقل ؛ قوه ٔ جاذبه ٔ زمین.
- مرکز ثقل ؛ نقطه ای ...

معنی ثقل به فارسی

ثقل
( مصدر ) ۱- گران شدن . ۲- ظاهر شدن آبستنی زن . ۳- ( اسم ) گرانی سنگینی . ۴-( اسم ) رخت و بار و بن. مسافر. ۵- کالای خانه . ۶- گناه اثم . ۷- گنج زمین دفین. زمین . جمع : اثقال . ۸- بم مقابل زیر. ۹- امتلائ معده . یا ثقل سامعه . سنگینی گوش گرانی گوش . یا ثقل سرد. شکم دردی که از بسیار خوردن میوه خصوصا از میوه های نارس پدید آید هیضه وبائ پاییزی . یا ثقل معده . امتلائ معده سوئ هاضمه . یا قو. ثقل . قو. جاذب. زمین . یا مرکز ثقل . نقطه ایست که هم. قو. جاذبه وارد از زمین در آنجا تمرکز یابد .
سست و کاهل شدن گران شدن بوزن
( مصدر ) سخت شدن فضول در معده و اجابت نکردن آن با درد شکم .
کفتار
کفتار
سنگینی که بر همه ذرات جسم وارد می آید

معنی ثقل در فرهنگ معین

ثقل
(ثُ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - تفاله هر چیزی . ۲ - دُرد شراب .
(ثِ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) گران شدن . ۲ - ظاهر شدن آبستنی زن . ۳ - (اِمص .) سنگینی ، گرانی . ۴ - (اِ.) رخت و بار و بنة مسافر. ۵ - کالای خانه . ۶ - گناه ، اثم . ۷ - گنج زمین . ۸ - دفینة زمین . ، ~ سامعه سنگینی گوش . ، ~ معده سوء هاضمه . ، قوة ~ قوة ج
(ثَ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) گران شدن . ۲ - (مص م .) آزمودن وزن چیزی در دست .
(ثِ قَ) [ ع . ] (مص ل .) سنگین شدن .
(ثِ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) (عا.) سخت شدن فضول در معده و اجابت نکردن آن با درد شکم .

معنی ثقل در فرهنگ فارسی عمید

ثقل
۱. سنگین شدن، سنگینی.
۲. (پزشکی) یبوست.
۳. (موسیقی) بم بودن صدا.
* ثقلِ سامعه: سنگینی گوش.
۱. باروبنه و حشم مسافر.
۲. مال، متاع.
۳. هر چیز نفیس.

ثقل در دانشنامه اسلامی

ثقل
معنی أَوْزَارِ: بارهاي سنگين - گناهان("وَزَر" به پناهگاهي در كوه مي گويند و به مناسبت سنگيني كوه به ثقل و بار "وزْر" مي گويند و به همين جهت گناهان را هم وزر خواندهاند همچنانکه ثقل هم ميخوانند ، و در قرآن از گناهان ، هم به وزر تعبير شده و فرموده : ليحملوا اوزارهم ک...
معنی أَوْزَارَهَا: بارهايش سنگينش("وَزَر" به پناهگاهي در كوه مي گويند و به مناسبت سنگيني كوه به ثقل و بار "وزْر" مي گويند و به همين جهت گناهان را هم وزر خواندهاند همچنانکه ثقل هم ميخوانند ، و در قرآن از گناهان ، هم به وزر تعبير شده و فرموده : ليحملوا اوزارهم کاملة و ...
معنی أَوْزَارَهُمْ: بارهاي سنگينشان - گناهانشان ("وَزَر" به پناهگاهي در كوه مي گويند و به مناسبت سنگيني كوه به ثقل و بار "وزْر" مي گويند و به همين جهت گناهان را هم وزر خواندهاند همچنانکه ثقل هم ميخوانند ، و در قرآن از گناهان ، هم به وزر تعبير شده و فرموده : ليحملوا او...
معنی وَازِرَةٌ: كسي كه سنگيني و باري بر دوش دارد - گناهكار ("وَزَر" به پناهگاهي در كوه مي گويند و به مناسبت سنگيني كوه به ثقل و بار "وزْر" مي گويند و به همين جهت گناهان را هم وزر خواندهاند همچنانکه ثقل هم ميخوانند ، و در قرآن از گناهان ، هم به وزر تعبير شده و فرمو...
معنی وِزْرَ: سنگيني و بار - گناه ("وَزَر" به پناهگاهي در كوه مي گويند و به مناسبت سنگيني كوه به ثقل و بار "وزْر" مي گويند و به همين جهت گناهان را هم وزر خواندهاند همچنانکه ثقل هم ميخوانند ، و در قرآن از گناهان ، هم به وزر تعبير شده و فرموده : ليحملوا اوزارهم کا...
معنی مُثْقَلَةٌ: سنگین بار (اسم مفعول از مصدر اِثقال (باب افعال )به معناي تحميل ثقل و سنگینی )
معنی وِزْرَکَ: بار سنگینت ( وضع وزر در عبارت "وَوَضَعْنَا عَنکَ وِزْرَکَ "به معناي از بين بردن سنگینی باری است، که رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلّم احساسش ميکرد."وَزَر" به پناهگاهي در كوه مي گويند و به مناسبت سنگيني كوه به ثقل و بار "وزْر" مي گويند و به همين جهت گنا...
معنی مَا يَعْبَأُ بِکُمْ: به شما اعتنایی ندارد - نزد او قدر ومنزلتی ندارید -شما را باقی نميگذارد (اصل "يَعْبَأُ "یا از ماده عبا گرفته شده که به معناي ثقل و س ...

ثقل در دانشنامه آزاد پارسی

ثِقْل
رجوع شود به:گرانی/گرانش

ارتباط محتوایی با ثقل

معنی ثقل به انگلیسی

gravity (اسم)
شدت ، جدیت ، سنگینی ، اهمیت ، وقار ، ثقل ، جاذبه زمین ، درجه کشش ، دشواری وضع
exertion (اسم)
تقلا ، اعمال زور ، ثقل

معنی کلمه ثقل به عربی

ثقل
جاذبية , عمل

ثقل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نینا
پس مانده یا باقیمانده
شیرین
ادامه دادن
سحرنیکنام
مرکز زمین
فاطمه ام
گفته
امیر رستمی
گرانش
قوه ثقل=نیروی گرانش
حمیدرضا دادگر_فریمان
بارسنگینی، سنگینی، گرانی، ورز، وزن، دشواری، سختی،گرانش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ثقل در جدول   • ثقل معده   • مرکز ثقل چیست   • ثقل در حل جدول   • معنی کلمه ثقل   • نقطه ثقل بدن   • معنی مرکز ثقل   • بیماری ثقل   • معنی ثقل   • مفهوم ثقل   • تعریف ثقل   • معرفی ثقل   • ثقل یعنی چی   • ثقل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ثقل
کلمه : ثقل
اشتباه تایپی : erg
آوا : seql
نقش : اسم
عکس ثقل : در گوگل

آیا معنی ثقل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )