برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1407 100 1

تی

/tey/

معنی تی در لغت نامه دهخدا

تی. (ص ) مخفف تهی است که خالی باشد. (برهان ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ) (از فرهنگ رشیدی )(از غیاث اللغات ) (از فرهنگ جهانگیری ) :
آن یکی مردیست قوتش جمله درد
وین دگر مردی میان تی همچو گرد.
مولوی (نیکلسن دفتر 5 ص 243).
لاف و دعوی باشد این پیش غراب
دیگ تی و پر یکی نزد ذباب.
مولوی.
تر و خشک و پر و تی باشد دهل
بانگ او آگه کند ما را ز کل.
مولوی.
هر دمی پر می شوی تی می شوی
پس بدان کاندر کف صنع ویی.
مولوی.
رجوع به تهی شود.

تی. (اِ) توغ. داغداغان. (یادداشت بخطمرحوم دهخدا). رجوع به گیاه شناسی گل گلاب ص 270 شود.

تی. (اِ) نام دیگر حرف تا. (المعجم از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ت. تا. تاء. (یادداشت ایضاً).

تی. (ع اِ اشاره ) اسم اشاره که به مؤنث اشاره کنند؛ یعنی این زن. (ناظم الاطباء).

معنی تی به فارسی

تی
( صفت ) خالی تهی : اشکم تی ( مثنوی )
اسم اشاره که به مونث اشاره کنند یعنی این زن
[ گویش مازنی ] /ti/ مرتعی در ولوپی سوادکوه - پسوند سمت و سو مانند: این تی به معنی: این طرف، این سمت ۳الگو & درخت انجیلی
( اسم ) ضیافت بعد ازظهر که در آن چای دهند مجلس عصرانه .
[ گویش مازنی ] /titaappeli mango/ گاو ماده ی سیاه و سفید
[ گویش مازنی ] /titaal/ مسخره کردن – سرگرم کردن و فریب دادن
( اسم ) ۱- آنچه از خمیر نان بشکل مرغان و جانوران سازند و بپزند و بکودکان دهند تا بخورند . ۲ - کلمه ای که مرغانرا بدان طلبند .
بزودی و شتابان
[ گویش مازنی ] /titi/ شکوفه ی درختان سیاه ریشه
نهمین از خانان گوگ اردو یا خانان دشت قپچاق غربی از خاندان باتو است ( ۷۱۴ تا ۷۴۱ )
دهی از دهستان رودبنه است که در بخش مرکزی شهرستان لاهیجان واقع است
[ گویش مازنی ] /titi piti/ رنگارنگ – پارچه ی رنگارنگ
[ گویش مازنی ] /titi titi/ لفظی برای ترغیب مرغ به دانه چیدن
[ گویش مازنی ] /titi haakerden/ از اصوات جهت فراهواندن ماکیان
[ گویش مازنی ] /ti ti kaak/ گل رنگارنگ
دریاچه بزرگی است در سلسله جبال آند که میان کشورهای بول ...

معنی تی در فرهنگ معین

تی
(تِ) (ص .) مخفف تهی .
(اِ ) [ انگ . ]T.N.T (اِ.) تری نیترو - تولوئن ، جسم بلورین زردرنگ ، کمی محلول در آب که مادة منفجرة بسیار قوی است .
(اِ.) خمیری که آن را به شکل جانوران برای بچه ها درست می کنند.
(ص مر.)نو و زیبا (واژة کودکانه در مورد صفت جامه که در بزرگ ترها برای ریشخند و تعریض به کار می رود)، نازک نارنجی .
(ش ِ) [ انگ . ] (اِ.) نوعی پیراهن جلو بسته و معمولاً آستین کوتاه و گشاد تابستانی .
(اِ ) [ انگ . ]T.N.T (اِ.) تری نیترو - تولوئن ، جسم بلورین زردرنگ ، کمی محلول در آب که مادة منفجرة بسیار قوی است .
(اِ.) خمیری که آن را به شکل جانوران برای بچه ها درست می کنند.

معنی تی در فرهنگ فارسی عمید

تی
= تهی
خط کشی به شکل t که برای اندازه گرفتن و ساختن زاویه ها به کار می رود.
۱. زبان کودکان، زبان کودکانه.
۲. سخن گفتن مانند کودکان: بهر طفلی نو پدر تی تی کند / گرچه عقلش هندسهٴ گیتی کند (مولوی: ۳۱۵).
۳. هرنوع کلوچه و مانند آن که از خمیر به شکل جانوران برای اطفال درست کنند.
۱. زبان کودکان، زبان کودکانه.
۲. سخن گفتن مانند کودکان: بهر طفلی نو پدر تی تی کند / گرچه عقلش هندسهٴ گیتی کند (مولوی: ۳۱۵).
۳. هرنوع کلوچه و مانند آن که از خمیر به شکل جانوران برای اطفال درست کنند.

تی در دانشنامه آزاد پارسی

تِی (Tay)
طولانی ترین رود اسکاتلند، به طول ۱۹۳ کیلومتر. در جهت شمال شرقی از میان لاخ تِی۱ می گذرد، سپس به سمت شرق و جنوب شرقی جاری می شود، از پِرت۲ می گذرد و به سمت خلیج تِی۳ جریان می یابد و به دریای شمال۴ می ریزد؛ در داندی۵، پل تِی۶ روی آن زده شده است. ماهی گیری در رود تِی رواج دارد. ریزابه های اصلی آن عبارت اند از تامِل۷، آیلا۸ و اِرن۹، بران۱۰ و آلمُند۱۱. حوضۀ آبریز۱۲ تی و ریزابه هایش یکی از کامل ترین مجتمع های برقابی شمال اسکاتلند را تشکیل می دهد. نخستین پُلِ تِی (گشایش در ۱۸۷۸) که در زمان خود بزرگ ترین پُل جهان بود، در ۱۸۷۹ با قطاری که روی آن حرکت می کرد، به داخل رود فرو ریخت. این پل از ۱۸۸۳ تا ۱۸۸۸ بازسازی شد و پل جاده ای، از نیوپورت ـ آن ـ تِی۱۳ تا داندی، در ۱۹۶۶ تکمیل شد.
Loch TayPerthFirth of TayNorth SeaDundeeTay BridgeTummelIslaEarnBraanAlmonddrainage basinNewport-on-Tay

تی در جدول کلمات

تی
زمین شوی
برترین رمان جایزه ادبی «فست پنسل » سال 2010 تألیف تی دی ادواردز
نگاه دوگانه
تابلویی از تی شی ین ایتالیایی
مرگ سنت پل , ونوس خفته, مسیح درباغ

معنی کلمه تی به عربی

شوکولاته

تی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آراد
در زبان بختیاری به معنی چشم است.
مهسا
نوک و نک در گویش کازرونی. مانند: تی چاقو(ع.ش)
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
نزد
Tae.
هومن دبیر
آینده - چشم-تو
احمدخانی زاده
به معنی نک،پیش، جلو. مثل تی چاقو،تی مداد، تی پا(تیپا).
اسرا
پنهان در شب
هومن دبیر
افزون بر مانای آینده ،چشم و تو ، تی دگریده ته به مانای پایان و در برابر سر نیز میباشد .که در واژگان سر و ته،تیپاو تی مداد و... بکار گرفته شده است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تی شستشو   • بلیط هواپیما   • تي چارتر   • تیکت 118   • تی نیوز میزان   • سپهر360   • ای ار تور   • علی بابا   • معنی تی   • مفهوم تی   • تعریف تی   • معرفی تی   • تی چیست   • تی یعنی چی   • تی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تی
کلمه : تی
اشتباه تایپی : jd
آوا : tey
نقش : اسم
عکس تی : در گوگل

آیا معنی تی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )