برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1409 100 1

تیک

/tik/

مترادف تیک: حرکت عصبی و غیرارادی عضله صورت، انقباض ناگهانی و غیرارادی عضله، نشانه خ

معنی تیک در لغت نامه دهخدا

تیک. [ ت َ ] (ع مص ) احمق شدن.(منتهی الارب ). گول و احمق گردیدن. (ناظم الاطباء).

تیک. [ ک َ ] (ع اِ) اسم اشاره ، مانند: تلک مؤنث ذلک ؛ یعنی این زن. (ناظم الاطباء).

تیک. (اِخ ) داستان نویس و هنرشناس آلمانی که در برلن متولد شد. وی رمانتیزم آلمان را تا سرحد خیال پردازی و فانتزی رهبری کرد (1773-1853 م.). (از لاروس ). رجوع به دایرة المعارف فارسی و قاموس الاعلام ترکی ذیل کلمه ٔ تیق شود.

معنی تیک به فارسی

تیک
داستان نویس و هنر شناس آلمانی که در برلن متولد شد وی رمانتیزم آلمان را تا سرحد خیالپردازی و فانتزی رهبری کرد ( ۱۸۵۳ - ۱۷۷۳ )
[ گویش مازنی ] /tik bazoo/ سر بر آوردن از خاک - جوانه زد
آواز جنبش عقربه ساعت حکایت صوت عقربه های ساعت
[tic disorder] [روان شناسی] هریک از اختلال هایی که ویژگی اصلی آنها پرش یا گرفتگی عضله های حرکتی یا صوتی یا هر دوی آنها به طور مکرر در طول روز است
کلمه فرانسوی منسوب به دوره های عصر حجر قدیم
ویتی از تراکیه
ماده را گویند که لرزانک های نباتی را غلظت بخشد و نیز حموضتی که از تاثیر جسم قلیایی برپک تین حاصل آید
[ گویش مازنی ] /pishe tik/ قسمت جلویی ساق پا
[ گویش مازنی ] /ta tik/ سکویی که در دو سوی درواز های چوبی و بزرگ تعبیه می شد
آواز جنبش عقربه ساعت حکایت صوت عقربه های ساعت
[ گویش مازنی ] /Khertik/ نای – حنجره – بیخ گلو
[ گویش مازنی ] /kin tah tik/ نشستن گاه - چهارپای های چوبی

معنی تیک در فرهنگ معین

(تِ) [ انگ . ] (اِمص .) ۱ - یک باره به حرکت درآوردن اتومبیل یا موتور سیکلت به شکلی که چرخ های آن از زمین اندکی فاصله بگیرد. ۲ - از زمین برخاستن یا بلند کردن هواپیما. ۳ - پریدن یا بلند شدن از تختة شیرجه یا تختة پرش .
(ص .) = تیک تیک : صدای یکنواخت ساعت یا هر صدایی که شبیه آن باشد.

معنی تیک در فرهنگ فارسی عمید

صدای یک نواخت مانند صدای ساعت.

تیک در دانشنامه ویکی پدیا

تیک
تیک می تواند به موارد زیر اشاره کند:
علامت تیک
تیک عصبی
اختلال تیک
تیک (فیلم)
تیک روستایی از توابع بخش پاپی شهرستان خرم آباد در استان لرستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان کشور قرار دارد و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.

تیک فیلمی به کارگردانی اسماعیل فلاح پور و نویسندگی فریدون فرهودی محصول سال ۱۳۸۰ است.
ابوالفضل پورعرب
هیلا اکرانی
رویا تیموریان
مهتاج نجومی
عباس امیری
رضا سعیدی
زهرا سعیدی
محمد ابهری
رضا توکلی
شهروز ابراهیمی
الهام حمیدی
تورج فرامرزیان
ابراهیم تفرشی
خسرو خانمحمدی
نسرین خسروان اصفهانی
محمدحسین زوارگلایه
محمود بنفشه خواه
انوشیروان نعیمی
آزاده خورشیددوست
سعیده عرب
علیرضا احمدی کیا
رضا توکلی مقدم
علیرضا صداقت
زوبین بهاری فر
فریده امینی
علی قهرمانی
محمد ودوایی
فهیمه پژمان یار
مریم قربانی
زهرا نعمتی
الهام سیف الهی
بابک نانگلی
سیدمحمد حسینی
محمدرضا مؤمنی
شبنم شعاریان
محسن میرزایی
سعید مظاهری
علی جوهری
حامد دولت آبادی
سیاوش فلاح پور
مختصات: ۳۳°۰۲′ شمالی ۵۰°۰۹′ شرقی / ۳۳٫۰۳۳°شمالی ۵۰٫۱۵۰°شرقی / 33.033; 50.150
تیک روستایی است در شهرستان کوهرنگ، بخش بازفت، استان چهارمحال و بختیاری.
تیک آف ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
تیک آف (فیلم ۱۳۸۱)
تیک آف (فیلم ۱۳۹۴)
تیک آف ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تیک در دانشنامه آزاد پارسی

تیک (tic)
(یا: پَرِش عَضُله) اختلالی عضلانی. تیک بر دو نوع است: تیک عصبی۱ و تیک دولورو۲ (دردناک). تیک عصبی واکنش غیرارادیِ انقباضیِ مکرری است که معمولاً در بعضی ماهیچه ها در شرایط فشار هیجانی به وجود می آید. تکرار شانه بالا انداختن، پلک زدن، صاف کردن سینه، یا کشیدن گردن از نمونه های تیک عصبی است. کودکان هم به تیک عصبی مبتلا می شوند، ولی معمولاً با بالارفتن سن شان این عارضه از بین می رود. تیک دولورو واکنش انقباضی ماهیچه های صورت به درد شدید در عصب سه قلو۳ است، که تمام صورت را گرفته درگیر می کند. درد عصب سه قلو به سبب التهاب گره های عصبی۴ است و با داروهای ضد درد، گرم کردن محل درد، و تزریق ویتامین ب۱۲ التیام می یابد.
nervous tictic douloureuxtrigeminal nerveganglia

ارتباط محتوایی با تیک

معنی تیک به انگلیسی

click (اسم)
تیک ، تلنگر ، صدای مختصر
tick (اسم)
تیک ، علامت ، چوب خط ، تیک تیک ، سخت ترین مرحله

معنی کلمه تیک به عربی

تیک
انقر
لحظة
لحظة

تیک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ایلیا
ثانیه - هر تیکِ زماسنج(دستگاه ساعت) - تَکی(واحدی) برای سنجشِ زَمان - تیک از اوایی که زَماسنج پَرامیفِکَنَد گرفته شده و به هیچ زبانی وابسته نیست.
یک تیک = یک ثانیه
آریا بهداروند
روستای تیک کوهرنگ بختیاری
محسن
به گویش دزفولی به معنی پیشانی می باشد
واژگان لری بختیاری
به مَنای پیشانی است.
تیک به تیک = رخ به رخ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• روز نو   • پویش   • خرداد   • نواندیش   • نامه نیوز   • بهار   • انصاف نیوز   • پارسینه   • معنی تیک   • مفهوم تیک   • تعریف تیک   • معرفی تیک   • تیک چیست   • تیک یعنی چی   • تیک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تیک
کلمه : تیک
اشتباه تایپی : jd;
آوا : tik
نقش : اسم
عکس تیک : در گوگل

آیا معنی تیک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )