برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1685 100 1
شبکه مترجمین ایران

تکرار

/tekrAr/

مترادف تکرار: بازگویی، تکریر، واگویی، ازسرگیری، اعاده، تجدید، دوباره کاری، تمرین، مرور، ممارست، بسامد، بازگو کردن، بازگفتن، دوباره انجام دادن، مکرر کردن

برابر پارسی: دوباره گویی، بازگویی، باز کرد، بازگفت

معنی تکرار در لغت نامه دهخدا

تکرار. [ ت َ ] (ع مص ) حمله کردن بر کسی و میل نمودن و مهربانی کردن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء): کر علیه کراً و کروراً و تکراراً؛ عطف و حمل ، یقال : انهزم عنه ثم کر علیه. (اقرب الموارد). || بازگردیدن از کسی و بازگردانیدن ، لازم و متعدی است. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || بسیار واگردانیدن. (زوزنی ). بارها برگردانیدن چیز را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) :
در شعر ز تکرار سخن عیب نباشد
زیرا که خوش آید سخن نغز به تکرار.
ناصرخسرو.
مشقت تأمل و تفکر کشید و رنج تذکار و تکرار تحمل کرد. (سندبادنامه ص 315).
مرا در نظامیه ادرار بود
شب و روز تلقین و تکرار بود.
(بوستان ).

تکرار. [ ت ِ ] (اِمص ) تکرار بکسر تاء غلط نیست زیرا اسم مصدر تکرار بفتح تاء است ابوالبقاء گوید: التکرار هو مصدر ثلاثی یفید المبالغه کالترداد مصدر رد، عند سیبویه او مصدر مزید اصله التکریر قلب الیاء الفا عند الکوفیه و یجوز کسر التاء فانه اسم من التکرار. (نشریه ٔ دانشکده ٔ ادبیات تبریز سال اول شماره ٔ 2). دوباره و مکرر. || مناقشه و اعتراض. (ناظم الاطباء). رجوع به ماده ٔ قبل و تکرار کردن شود.

معنی تکرار به فارسی

تکرار
کاری رادوباره کردن، سخنی رادوباره گفتن، مرتبه
۱-( مصدر ) دوباره کردنعملی را دو یا چند مرتبه انجام دادن . ۳ - دوباره گفتن باز گفتن چندبار گفتن یک مطلب . ۳ -( اسم ) دوبارگی تجدید . جمع : تکرارات .
[domain repetition] [زیست شناسی-پروتگان شناسی] حضور تکراری یک حبۀ خاص در یک پروتئین
[residue repeat] [شیمی] فاصله ای در راستای طول محور زنجیر در صورت بندی مارپیچی به ازای واحد تکرارشوندۀ بسپار
[statement of responsibility] [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] ← شرح پدیدآور
( مصدر ) ۱ - دوباره کردن عملی را دو یا چند بارانجام دادن . ۲ - دوباره گفتن چند بار گفتن یک مطلب .
[repetition priming] [روان شناسی] نوعی آمایش که در آن عرضۀ محرک حسّی خاصی موجب افزایش شناسایی آن محرک یا مشابهش در آزمون های بعدی می شود
[moderately repetitive DNA, middle repetitive DNA] [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] توالی هایی که هزاران بار تکرار شده اند
[repeat sign, repeat] [موسیقی] علامتی برای نشان دادن نقطه های آغازین و پایانی قسمتی از یک قطعۀ موسیقی که باید تکرار شود

معنی تکرار در فرهنگ معین

تکرار
(تَ) [ ع . ] (مص م .) ۱ - دوباره کردن . ۲ - دوباره گفتن .

معنی تکرار در فرهنگ فارسی عمید

تکرار
۱. عملی را دو یا چند مرتبه انجام دادن.
۲. سخنی را دوباره گفتن.
۳. (ادبی) در بدیع، مکرر آوردن کلمه ای به منظور تٲکید یا غرض دیگر، مانندِ این شعر: باران قطره قطره همی بارم ابروار / هر روز خیره خیره از این چشم سیل بار (عسجدی: ۴۱).

تکرار در دانشنامه اسلامی

واژه تکرار ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: قرآن• تکرار در قرآن، از اسلوب های بلاغی قرآن• تکرار سوره اخلاص، تکرار سوره اخلاص، یکی از آداب مرسوم در ختم قرآن• تکرار قصص قرآن، ذکر داستان پیامبران و اقوام آنها در قالب های مختلف• تکرار ارتداد، عواقب تکرار ارتداد در آیات ۱۳۷ و ۱۳۸ سوره نساء• تکرار آیات، ذکر چندباره برخی داستان ها و آیات قرآن کاربردهای دیگر• تکرار (فقه)، انجام دادن عمل بیش از یک بار و دارای کاربردهای مختلف در ابواب فقه• تکرار (ادبی)، مکرر آوردن لفظ توسط شاعر یا نویسنده• تکرار (بدیع)، تکرار یک مطلب، به منظور تقریر و تثبیت آن؛ از انواع فنون بلاغی• تکرار (اسباب اجمال)، ذکر مجدد بخشی از مفاد کلام واحد در لابه لای آن؛ از اسباب اجمال ظاهری آیات
...
تکرار عبارت است از آن که شاعر یا نویسنده لفظی را مکرر بیاورد.
تکرار عبارت است از آن که شاعر یا نویسنده لفظی را مکرر بیاورد:باران قطره قطره همی بارم ابروار ••• هر روز خیره خیره ازین چشم سیل بارزان قطره قطره، قطره باران شود خجل ••• زان خیره خیره، خیره دل من ز هجر یار (عسجدی)
تکرار در نظم یا نثر
تکرار در نظم یا نثر، در ظاهر نشان دهنده ی ضعف در کار شاعری و نویسندگی است؛ اما در شعر شاعران برجسته این گونه تکرار ها نه تنها دلیل ناتوانی در کار آفرینش هنرمندانه ی کلام و کمبود گوهر کلمه در خزانه ی سرشار خیال و ذوق نیست، بلکه تسلط و توانمندی شاعر را نشان می دهد.
تکرار در کلام فصیح
تکرار در کلام فصیح انواعی دارد؛ برای مدح، وعید، تهدید و استبعاد. مثال قرآنی برای مدح «
والسابقون السابقون اولئک المقربون»، برای تهدید «
الحاقه ما الحاقه» و برای استبعاد «
هیهات هیهات لما توعدون».
تکرار در فرهنگ اصطلاحات
...
تکرار (اسباب اجمال)، ذکر مجدد بخشی از مفاد کلام واحد در لابه لای آن؛ از اسباب اجمال ظاهری ...


تکرار در دانشنامه ویکی پدیا

تکرار
تکرار از آرایه های ادبی است که به معنی دوباره یا چندباره آوردن واژه ای است، به گونه ای که بتواند بر موسیقی درونی بیفزاید و تأثیر سخن را بیشتر سازد. تکرار بیشتر در اشعار مولوی دیده می شود، پس از مولوی بیشترین میزان تکرار در اشعار حافظ و سعدی است.
(مولانا)
تصدیر نوعی از تکرار است، که در آن واژه ای در آغاز و پایان بیتی دوباره آورده می شود.
(حافظ)
«تکرار» تک ترانه ای است از سیاوش قمیشی با درونمایهٔ نقد اعتیاد با ترانه ای از محمود برزویی که در سال ۲۰۱۲ منتشر شده است.
ترانه شناسی سیاوش قمیشی
رساله «تکرار» از سورن کیرکگور که در سال ١٨۴٣ آن را منتشر کرد ، این بار با نام مستعار کنستانتین کنستانتیوس. کیرکگور چندین نام مستعار داشت که حتی میان آن ها سلسه مراتبی وجود داشت، چنانکه نام حقیقی خودش در میانه آن ها بود. او در همان روز با نام مستعار دیگری معروف ترین و از نظر خودش بهترین اثرش، «ترس و لرز»، را نیز منتشر کرد. کتاب تکرار را به نوعی میتوان تکمله ای بر بهترین اثر کیرکگور یعنی ترس و لرز دانست.حال آنکه دغدغه ی نویسنده در هر دو کتاب مسئله ی اخلاق و رابطه ی آن با ایمان بوده است با این تفاوت که داستان تکرار درباره ی یک نامزدی ناتمام و داستان ترس و لرز مسئله ی ابراهیم و اسحاق(به باور عده ای اسماعیل) است.
این کتاب به سعی صالح نجفی و توسط نشر مرکز در سال ۱۳۹۶ به فارسی ترجمه شده است. این ترجمه همراه با یک مقدمه و یک موخره به قلم مترجم، منتشر شده ست.
تکرار WD40 (انگلیسی: WD40 repeat) که با نام تکرار بتا-ترانسدوسین هم شناخته می شود، یک موتیف ساختاری کوتاه متشکل از ۴۰ اسید آمینه است که اغلب به یک پایانهٔ دو پپتیدی از اسید آسپارتیک و تریپتوفان ختم می شود.
1b9x, 1b9y, 1erj, 1gg2, 1got, 1gp2, 1gxr, 1nex, 1nr0, 1omw, 1p22, ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تکرار در دانشنامه آزاد پارسی

تکرار (iteration)
فرمول 1.
فرمول 2.
فرمول 3.
فرمول 4.
در ریاضیات، روشی برای حل معادلات، با رشته تقریباتی که به جواب دقیق نزدیک و نزدیک تر می شوند. مثلاً، برای یافتن ریشۀ دوم N، با حدسn۱ شروع و طبق محاسبات زیر عمل می کنیم. (فرمول ۱)، سپس (فرمول ۲)، و (فرمول ۳)، آن گاه (فرمول ۴)، و به همین ترتیب. دنبالۀ ... n۱,n۲ ,n۳, به مقدار دقیق ریشۀ دوم N میل می کند. روش های تکراری، به خصوص برای کار با رایانه ها و ماشین حساب های برنامه پذیر مناسب اند.هر کدام از فرمول ها در تصویر مربوط به خودشان آمده اند:

تکرار در جدول کلمات

تکرار
دوبارگی
تکرار آخرین حرف
یی
تکرار اولین حرف
اا
تکرار حرف
مم
تکرار حرف 12
رر
تکرار حرف 14 الفبا
ژژ
تکرار حرف 21
عع
تکرار حرف 28
مم
تکرار حرف 28 الفبا
مم
تکرار حرف 29
نن

معنی تکرار به انگلیسی

practice (اسم)
عادت ، عمل ، تمرین ، ممارست ، ورزش ، عرف ، مشق ، تکرار ، برزش
rehearsal (اسم)
تمرین ، مشق ، تکرار ، تمرین نمایش
replication (اسم)
دفاع ، پاسخ ، رونوشت ، تکرار ، انعکاس ، پاسخگویی ، تاشدگی
reiteration (اسم)
تصریح ، تکرار
frequency (اسم)
تناوب ، تکرار ، فرکانس ، بسامد
frequence (اسم)
تناوب ، تکرار ، فرکانس ، بسامد
renewal (اسم)
تجدید ، تکرار ، بازنوکنی
repeat (اسم)
تجدید ، تکرار ، باز گو ، باز انجام
duplication (اسم)
نسخه برداری ، تکرار ، تکثیر ، دونسخه نویسی
repetition (اسم)
تجدید ، تکرار ، باز گویی ، باز گو ، اعاده ، باز انجام
iteration (اسم)
گفتن ، تکرار ، باز گویی ، باز گو
frequentation (اسم)
تناوب ، تکرار
iterance (اسم)
تکرار ، باز گویی
tautology (اسم)
تکرار ، حشو قبیح ، حشو و زوائدی ، درستنما
recapitulation (اسم)
تکرار ، تکرار رئوس مطالب ، تکرار دوره سیر تکامل ، تکرار رشد و نمو
reduplication (اسم)
تکرار
reuse (اسم)
تکرار

معنی کلمه تکرار به عربی

تکرار
استعمال , تدريب , تکرار , ممارسة
متکرر
تدرب عليه , جدد , متکرر

تکرار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محیا
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
پَبید (پهلوی: پْبید)
آمرِد ãmred (سنسکریت: آمرِدا)
آنْوا ãnvã (سنسکریت: آنوواهَ)
سَبدال (سنسکریت: سَبدالَمکارَ)
شامروت (پهلوی)
فاطمه
دوباره گی
اشکان
این واژه ایرانی است :
لغت آریایی کر *kar به معنای وقت time است که از آن واژگان زیر را ساخته‌اند:

کرت (کر ات=پسوند حالت)=نوبت-گاه-بار-دفعه

دیگر diti-gar (دیتی=دومین کر-گر=وقت)= دومین بار-گاه دوم-وقت دوم

آزگار (اوس-اوز-آز=جدا-دور-بیرون گار=وقت)=پیاپی-دمادم-وقت به وقت-بی مکث

(آزمایش=بیرون از سنجش----یک سال آزگار/پیاپی زجر کشید)

روزگار (روز گار=وقت)=روزهنگام و شبگار (شب گار=وقت)=شب هنگام

تکرار (دی-تی=دو کر=وقت ار=آورش)=دیگری را آوردن

ورگاره vargara** (ور=بر-پیش-نزدیک گار=وقت هـ)=کشت یا برداشت زودرس در کشاورزی



دانستنی است لغت دیگر در معنای تغییر نیز به کار میرود همانطور که در ازبکستان و قزاقستان لغت o'zgarish اوزگرش (اوس-اوز-آز=جدا-دور-بیرون گر=گار-کار اش=پسوند) را در معنای دیگر/بدل/عوض شدن به کار میبرند. ازینرو میتوان لغت اوسگرد سگرد اوزگرد آزگرد هزگرد را همتای لغت تغییر دانست.



پیرسها:

* Dictionary of Khotan-Saka by H. W. Bailey

** jahromi2jahrom.blogfa.com/post-52.aspx
علی بهجو
پیاپی
جمشید احمدی
بازکنش/ بازکرد
هومن دبیر
باز آمد
با سپاس بیکران از واکاوی اشکان
مازیار ایرانی
زیبنده ترین واژه برای تکرار ک در گویش سیستانی نیز کاربرد دارد واکرد میباشد
علی سیریزی
دوباره کاری ، از سرگیری، دوباره انجام دادن،بازگویی، واگویی، بازگو کردن، بازگفتن،
در ایران باستان پبید ، آم رد، سبدال
علیرضا
مجدد ، باز گرد
علی باقری
تکرار: [ اصطلاح بدن سازی)منظور از تکرار، تعداد دفعاتی است که یک حرکت را انجام می‌دهید، که معمولا با توجه به نوع تمرینی که انجام می‌دهید بین ۳ تا ۳۰ متغیر است.
http://fitnessmagazine.ir
امین آریا
واکرد
آرشاگرگین
این واژه ایرانی است :
لغت آریایی کر *kar به معنای وقت time است که از آن واژگان زیر را ساخته‌اند:

کرت (کر ات=پسوند حالت)=نوبت-گاه-بار-دفعه

دیگر diti-gar (دیتی=دومین کر-گر=وقت)= دومین بار-گاه دوم-وقت دوم

آزگار (اوس-اوز-آز=جدا-دور-بیرون گار=وقت)=پیاپی-دمادم-وقت به وقت-بی مکث

(آزمایش=بیرون از سنجش----یک سال آزگار/پیاپی زجر کشید)

روزگار (روز گار=وقت)=روزهنگام و شبگار (شب گار=وقت)=شب هنگام

تکرار (دی-تی=دو کر=وقت ار=آورش)=دیگری را آوردن

ورگاره vargara** (ور=بر-پیش-نزدیک گار=وقت هـ)=کشت یا برداشت زودرس در کشاورزی



دانستنی است لغت دیگر در معنای تغییر نیز به کار میرود همانطور که در ازبکستان و قزاقستان لغت o'zgarish اوزگرش (اوس-اوز-آز=جدا-دور-بیرون گر=گار-کار اش=پسوند) را در معنای دیگر/بدل/عوض شدن به کار میبرند. ازینرو میتوان لغت اوسگرد سگرد اوزگرد آزگرد هزگرد را همتای لغت تغییر دانست.



پیرسها:

* Dictionary of Khotan-Saka by H. W. Bailey

** jahromi2jahrom.blogfa.com/post-52.aspx
آرشاگرگین
درود فراوان بر اشکان گرامی و سپاس فراوان از مهرش به میهن
هومن دبیر
خواهشمند است از تکرار یادداشت های دیگران با نامی تازه پرهیز شود. بویژه بدون نام بردن از نام نویسنده نخست کار درستی نمی باشد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ارایه تکرار   • آرایه تکرار در غزلیات حافظ   • تکرار در شعر   • تکرار در شعر فارسی   • شعر با ارایه تکرار   • صنعت تکرار   • مثال آرایه تکرار   • تکرار کلمه در شعر   • معنی تکرار   • مفهوم تکرار   • تعریف تکرار   • معرفی تکرار   • تکرار چیست   • تکرار یعنی چی   • تکرار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تکرار

کلمه : تکرار
اشتباه تایپی : j;vhv
آوا : tekrAr
نقش : اسم
عکس تکرار : در گوگل

آیا معنی تکرار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )