برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1401 100 1

توی

معنی توی در لغت نامه دهخدا

توی. (اِ) به معنی اندرون باشد مطلقاً اعم از اندرون خانه و اندرون دهان و بینی و امثال آن. (برهان ). به معنی اندرون باشد و توی دهن و توی خانه ؛ اندرون دهن و اندرون خانه. (فرهنگ جهانگیری ) (از فرهنگ رشیدی ) (از آنندراج ). اندرون. (انجمن آرا). اندرون و در میان و درون. (ناظم الاطباء) : درودی که از توی آن بوی اخلاص به مشام مشتاقان قدس رسد. (رشیدی ). رجوع به تو شود. || لای و ته را نیز گویند همچو دوتوی و سه توی و دولای و سه لای. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تو و تاه و لای باشد. (فرهنگ جهانگیری ). به معنی ته و لای ، چنانکه گویند دوتوی و دولای و توی بر توی و تو به تو. (فرهنگ رشیدی ). خم. پیچ. لا. نورد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
فلکها را هشت گویند یک بر دیگر پیچیده همچون پیچیدن تویهای پیاز. (التفهیم از یادداشت ایضاً).
آن زلف سرافکنده بدان عارض خرم
از بهر چه آراست بدان توی و بدان خم.
عنصری (یادداشت ایضاً).
هرچند همی مالد خمش نشودراست
هرچند همی شورد تویش نشود کم.
عنصری (یادداشت ایضاً).
رجوع به تو و توه و ته شود.
- یک توی پیراهن ؛ به معنی یک پیراهن. (آنندراج ) :
قبا پوشید و هوشم برد اگر خود خواهدم کشتن
چرا یکبار با یک توی پیراهن نمی آید.
امیرخسرو (از آنندراج ).
|| با ثانی مجهول جشن و مهمانی باشد. (برهان ). جشن ومیزبانی را خوانند. (فرهنگ جهانگیری ). جشن و میزبانی و ظاهراً بدین معنی زبان مغول است و طوی به «طای » حطی دیده شده است. (فرهنگ رشیدی ). به معنی شادی متأخرین به «طا» نویسند. (آنندراج ). جهانگیری به معنی جشن و عروسی آورده آن خطاست زیرا که پارسی نیست ترکی است و با «طاء» مؤلف است. (انجمن آرا). جشن و عید ومهمانی و ضیافت. (ناظم الاطباء). در ترکی شادی و عروسی را گویند... در لغات ترکی بضم اول و «واو» غیرملفوظ و سکون «یای » تحتانی به معنی شادی ، متأخرین به «طا» نویسند. (غیاث اللغات ). ترکان عروسی را توی گویند. (برهان ). توی در ترکی به معنی جشن. ضیافت. مجلس سرور. جوهر و اصل شی ٔ. موی و پشم است. (حاشیه ٔ برهان چ معین ).

توی. (اِ) در رشت و مازندران آن ...

معنی توی به فارسی

توی
( اسم ) انجیلی
هلاکی تباهی
( اسم ) ۱ - پر پیچ و خم. ۲- دارای چند لا و تا.۳ - پرچین و چروک .
( اسم ) ۱ - پر پیچ و خم. ۲- دارای چند لا و تا.۳ - پرچین و چروک .
چیزی است از اندرون آلات گوسفند و غیره که با شکنبه میباشد

معنی توی در فرهنگ فارسی عمید

توی
تو، درون، اندرون، لا، تا.

توی در دانشنامه ویکی پدیا

توی
توی (به اسپانیایی: Tui, Pontevedra) یک شهرستان در اسپانیا است که در استان پنتبدرا واقع شده است.Areas Baldráns Caldelas de Tui Guillarei Malvas Paramos Pazos de Reis Pexegueiro Randufe RebordánsRibadelouroTui
توی ۶۸٫۳ کیلومترمربع مساحت و ۱۷٬۲۶۲ نفر جمعیت دارد و ۴۴ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
عکس توی
توی (اسفراین)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اسفراین در استان خراسان شمالی ایران است.
این روستا در دهستان دامنکوه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۳۲۷ نفر (۲۹۷خانوار) بوده است.
توی باکس نام یک گروه پاپ دانمارکی است که متشکل از Anila Mirza و Amir El-Falaki می باشد.Anila در ۸ اکتبر سال ۱۹۷۴ در شهری به نام Hillerød شهرستانی با جمعیت ۲۹،۹۵۱ که در شمال نیوزیلند در دانمارک قرار گرفته است از یک مادر نمیه پاکستانی و نیمه فارسی زبان و یک پدر هندی فارسی تبار به دنیا امده است.Amir در ۱۲ اگوست ۱۹۷۳ در شهری به نام کپنهاگ یکی از شهرهای دانمارک از یک پدر و مادر مراکشی به دنیا امد.در سال ۱۹۹۹ انها توانستند موفقیتی با اهنگ پاپ به نام bubblegum از البوم خودشان به نام Tarzan & jane در جداول موسیقی اسکاندیناوی بدست اوردند.
ویکی پدیای انگلیسی
در آوریل سال ۲۰۱۰ Anila نشان داد که چیزهای جدید در گروه Toy-Box وجود خواهد داشت.
توی، بتنگس (به لاتین: Tuy, Batangas) یک سکونتگاه مسکونی در فیلیپین است که در باتانگا واقع شده است.
فهرست شهرهای فیلیپین
توی ۹۴٫۶۵ کیلومترمربع مساحت و ۴۰٬۷۳۴ نفر جمعیت دارد.
توی ترانگ ( ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

توی در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:تویسرکان، شهر

ارتباط محتوایی با توی

توی در جدول کلمات

آبشار توی حلقه در بستکبال
دانکینگ

معنی توی به انگلیسی

aboard (حرف اضافه)
روی ، از روی ، توی
in (حرف اضافه)
از ، روی ، توی ، با ، نزدیک ، بالای ، بر حسب ، به ، بطرف ، در توی ، هنگام ، در ظرف ، اندر ، نزدیک ساحل
into (حرف اضافه)
توی ، در میان ، به ، بسوی ، بطرف ، در ظرف ، اندر ، نسبت به
within (حرف اضافه)
توی ، در حدود ، در مدت ، در ظرف

معنی کلمه توی به عربی

توی
ضمن , علي متن , في
ابتلع
کوة
ذرية
خلال
ضمن

توی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• توی توی سعادت آباد   • فروشگاه توی توی کوروش   • فروشگاه اسباب بازی توی توی tehran   • فروشگاه اسباب بازی توی توی تهران   • فروشگاه توی توی سعادت اباد   • اسباب بازی فروشی توی توی   • اسباب بازیهای توی توی   • فروشگاه اسباب بازی توی توی سعادت آباد   • معنی توی   • مفهوم توی   • تعریف توی   • معرفی توی   • توی چیست   • توی یعنی چی   • توی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی توی
کلمه : توی
اشتباه تایپی : j,d
عکس توی : در گوگل

آیا معنی توی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )