برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1685 100 1
شبکه مترجمین ایران

توهین

/towhin/

مترادف توهین: اهانت، بی حرمتی، تحقیر، خوارداشت، وهن ، اهانت کردن، بی حرمتی کردن، خوار داشتن، وهن کردن ، خوار شمردن، سست کردن

متضاد توهین: تکریم، احترام گذاشتن

برابر پارسی: خوار داشتن، دشنام، دشنام دادن، ناسزا

معنی توهین در لغت نامه دهخدا

توهین. [ ت َ ] (ع مص ) سست کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). سست گردانیدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ضعیف گردانیدن. (از اقرب الموارد). خوار کردن. خوار شمردن. خوارداشت. ضعیف و سست شمردن. حقیر و سبک داشتن. سبک داشت. (از یادداشتهای مرحوم دهخدا). توهین که معمولاً استخفاف و کوچک شمردن استعمال میشود در لغت به معنی ضعیف ساختن است و در زبان عربی بجای آن اهانت گویند. (نشریه ٔ دانشکده ٔ ادبیات تبریز سال 1 شماره ٔ 2). || (اِ) خواری و زبونی و ناتوانی و سستی. (ناظم الاطباء) : توقیر من به تحقیر و تعظیم به توهین بدل گردد. (سندبادنامه ص 72).

معنی توهین به فارسی

توهین
سست کردن، ضعیف کردن، خواروخفیف کردن
( مصدر ) ۱ - خوار کردن خوار داشتن سبک داشتن خفیف کردن سست کردن . ۳- ( اسم ) خواری خفت . جمع : توهینات .

معنی توهین در فرهنگ معین

توهین
(تُ) [ ع . ] (مص م .) ۱ - خوار کردن ، خوار داشتن . ۲ - سُست کردن .

معنی توهین در فرهنگ فارسی عمید

توهین
۱. خواروخفیف کردن.
۲. [قدیمی] سست کردن.
۳. [قدیمی] ضعیف کردن.

توهین در جدول کلمات

توهین
سب
توهین | بی احترامی
اهانت
توهین آمیز
موهن
توهین آمیز و اهانت بار
موهن
توهین و از شأن افتادن
وهن
توهین کردن
اهانت
ناسزاگو و توهین کننده
هتاک

معنی توهین به انگلیسی

abuse (اسم)
خفت ، خواری ، سوء استعمال ، توهین ، فحش ، پرخاش ، تهمت ، بد زبانی ، بد دهانی ، سب
contumely (اسم)
خفت ، توهین ، بی حرمتی ، اهانت
insult (اسم)
خواری ، توهین ، سب ، خون ریزی
offense (اسم)
توهین ، حمله ، رنجش ، دلخوری ، تجاوز ، یورش ، اهانت ، گناه ، بزه ، تقصیر ، لغزش ، هجوم ، قانون شکنی
libel (اسم)
توهین ، تهمت ، افترا ، هجو
disparagement (اسم)
کاهش ، توهین ، بی اعتباری ، بی احترامی ، خوار شماری ، انکارفضیلت
flout (اسم)
توهین ، مسخره
vituperation (اسم)
توهین ، بد زبانی ، سرزنش ، بد گویی ، ناسزا گویی ، توبیخ
insolence (اسم)
توهین ، تکبر ، غرور ، جسارت ، گستاخی ، خود بینی ، اهانت ، بی احترامی ، ادعای بیخود
aspersion (اسم)
توهین ، افتراء ، اب پاشی و اب افشانی

معنی کلمه توهین به عربی

توهین
استخفاف , اهانة , تشهير , مخالفة , وقاحة
سيء
إساءة إلى الإسلام
تدنيس المقدسات , کفر
اهانة

توهین را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ریحانه
ریشه کلمه توهین، وهن است.
محمد
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست: پَریهاب (سنسکریت: پَریبهَوَ)، آتیچار (سنسکریت: اَتیچَر)، آگَس، آکشیپ، روکْس (سنسکریت)، اَپَراد (سنسکریت: اَپَرادهَ)، کِشپ (سنسکریت: کْشِپَ)
فرامرز فرشاد
بد و بیراه گویی
کوروش هو (پژوه ...واژه)
این توهین هم از لغت هایی بود که مرا به شگفتی واداشت......توهین واژ هایی پارسی است در چم پیچاندن هشیواری و هشیاری.......چه توو همان پیچ است و هین همان هشیاری که هین ریشه در سنسکریت دارد.....در گذشته زیر پرسش بردن هوشیاری کسی یا فردی ناسزا قلمداد میشد........
سروش دباغی
اهانت
اشکان
این واژه شاید آریایی باشد :
Accusation (تهمت)- تُهمت tohmat. تهمت عربی نیست بلکه آریایی است و از ترکیب توه مت ساخته شده که *توه به مانای آزار آسیب ذلیل و پریشان کردن तुह् tuh= to hurt, to oppress و پسوند مت به مانای همراهی همدم لنگه و جوربودن است. ازینرو تُهمت به مانای قرین با آزارو آسیب - یکسان با ذلیل و پریشان کردن است. دانستنی است که مت همان mate در انگلیسی است مثلن ماتیز (مت ایز) یک واژه آریایی و به مانای همراه همیشگی و یا استاد در همراهی است نمونه: کاویز=حفار. در زبان اوستایی پسوند مت در واژگانی مانند مدومت (سرشار از شیرینی) و گئومت (دارنده شیر گاو-همراه با شیر) نیز دیده میشود. واژه مد mad=شیرین و مدو نام نژادی از زنبور عسل است. پان واژه دیگری است به مانای شیرین که از آن پانیذ را ساخته اند. دانستنی است که شادروان احمد کسروی دنبال یک واژه تک هجا میگشت که هم مانا با شیرین باشد ولی آنرا نیافته بود.

*پیرس: www.sandic.ru/en

اشکان
توهین واژه ای ایرانی است و همخانواده با تهمت
حمیدرضا دادگر_فریمان
اهانت، بی حرمتی، تحقیر، خوارداشت، وهن، اهانت کردن، بی حرمتی کردن، خوار داشتن، وهن کردن، خوار شمردن، سست کردن
مرتضی
جسارت کردن به کسی ، تعرض کردن به کسی
آرشاگرگین
این توهین هم از لغت هایی بود که مرا به شگفتی واداشت......توهین واژ هایی پارسی است در چم پیچاندن هشیواری و هشیاری.......چه توو همان پیچ است و هین همان هشیاری که هین ریشه در سنسکریت دارد.....در گذشته زیر پرسش بردن هوشیاری کسی یا فردی ناسزا قلمداد میشد........
آرشاگرگین
این واژه شاید آریایی باشد :
Accusation (تهمت)- تُهمت tohmat. تهمت عربی نیست بلکه آریایی است و از ترکیب توه مت ساخته شده که *توه به مانای آزار آسیب ذلیل و پریشان کردن तुह् tuh= to hurt, to oppress و پسوند مت به مانای همراهی همدم لنگه و جوربودن است. ازینرو تُهمت به مانای قرین با آزارو آسیب - یکسان با ذلیل و پریشان کردن است. دانستنی است که مت همان mate در انگلیسی است مثلن ماتیز (مت ایز) یک واژه آریایی و به مانای همراه همیشگی و یا استاد در همراهی است نمونه: کاویز=حفار. در زبان اوستایی پسوند مت در واژگانی مانند مدومت (سرشار از شیرینی) و گئومت (دارنده شیر گاو-همراه با شیر) نیز دیده میشود. واژه مد mad=شیرین و مدو نام نژادی از زنبور عسل است. پان واژه دیگری است به مانای شیرین که از آن پانیذ را ساخته اند. دانستنی است که شادروان احمد کسروی دنبال یک واژه تک هجا میگشت که هم مانا با شیرین باشد ولی آنرا نیافته بود.

*پیرس: www.sandic.ru/en
آرشاگرگین
توهین واژه ای ایرانیست از ریشه توه
توهین = توه(گستاخی، درد، رنج،) ین(پسوند ساختن و بستگی)
اندوه = انتوه = ان(پیشوند بسیاری و پافشاری) توه(درد، رنج)
تهمت = توهمت = توه(زجر، رنج) مت(اندیشه، فکر)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مجازات توهین و فحاشی   • توهین چیست   • مجازات توهین در قانون جدید   • جرم توهین   • مصادیق توهین   • معنی توهین   • مجازات توهین و تهدید   • تعریف توهین   • مفهوم توهین   • معرفی توهین   • توهین یعنی چی   • توهین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی توهین

کلمه : توهین
اشتباه تایپی : j,idk
آوا : towhin
نقش : اسم
عکس توهین : در گوگل

آیا معنی توهین مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )