برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1602 100 1
شبکه مترجمین ایران

تولید کردن


مترادف تولید کردن: پدیدآوردن، ایجاد کردن، فرآوردن، ساختن، خلق کردن

برابر پارسی: زاستن

معنی تولید کردن به فارسی

تولید کردن
( مصدر ) ایجاد کردن پدید آوردن .

معنی تولید کردن به انگلیسی

breed (فعل)
تربیت کردن ، زاییدن ، تولید کردن ، پروردن ، بار اوردن ، بدنیا آوردن ، پرورش دادن
raise (فعل)
زیاد کردن ، ترقی دادن ، بالا بردن ، بیدار کردن ، دفع کردن ، تولید کردن ، بوجود اوردن ، پروردن ، بار اوردن ، برداشتن ، بلند کردن ، بالا کشیدن ، بر پا کردن ، بر افراشتن ، پروراندن ، رفیع کردن
fetch up (فعل)
نائل شدن ، به نتیجه رسیدن ، تولید کردن ، بحال ایست درامدن ، متوقف شدن
supply (فعل)
تهیه کردن ، تولید کردن ، رساندن ، تامین کردن ، تدارک دیدن ، دادن به
generate (فعل)
حاصل کردن ، زاییدن ، تولید کردن ، بوجود اوردن ، زادن ، احدای کردن ، تناسل کردن ، تولید نیرو کردن
produce (فعل)
زاییدن ، ایجاد کردن ، تولید کردن ، ارائه دادن ، ساختن ، عمل اوردن ، بسط دادن
beget (فعل)
ایجاد کردن ، تولید کردن ، بوجود اوردن ، سبب وجود شدن
turn out (فعل)
تولید کردن ، وارونه کردن ، با کلید خاموش کردن ، از کار درامدن ، بنتیجه مطلوبی رسیدن
procreate (فعل)
تولید کردن ، زادن
inbreed (فعل)
تولید کردن ، بوجود اوردن ، از جانوران همتیره تخم کشیدن ، از یک نژاد ایجاد کردن
bring forward (فعل)
تولید کردن ، معرفی کردن ، نظر کردن به ، ارائه دادن
manufacture (فعل)
تولید کردن ، ساختن ، عمل اوردن ، جعل کردن

معنی کلمه تولید کردن به عربی

تولید کردن
انجب , جيل , صناعة , منتج , ولد
اعد انتاج

تولید کردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بی ماننده   • معنی بیهوده گویی   • معنی الف   • معنی نشان و رونق   • معنی ماه هفتم سریانی   • مترادف تولید   • مترادف پایان نامه   • مترادف تولید کننده   • معنی تولید کردن   • مفهوم تولید کردن   • تعریف تولید کردن   • معرفی تولید کردن   • تولید کردن چیست   • تولید کردن یعنی چی   • تولید کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تولید کردن

کلمه : تولید کردن
اشتباه تایپی : j,gdn ;vnk
عکس تولید کردن : در گوگل

آیا معنی تولید کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )