برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1541 100 1
شبکه مترجمین ایران

توس

/tus/

معنی اسم توس

اسم: توس
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: tus) (در گیاهی) درختی بزرگ و جنگلی، غان، (در اعلام) (= طوس )، پسر نوذر پهلوان و سردار بزرگ ایران در دوره ی کیقباد و کیکاووس و کیخسرو - طوس، از شخصیتهای شاهنامه، نام شاهزاده و پهلوان ایرانی ملقب به زرینه کفش، فرزند نوذر پادشاه پیشدادی

معنی توس در لغت نامه دهخدا

توس. (اِ) درختی است و در دره های فرعی رودخانه ٔ کرج است. نام این درخت دردره ٔ شهرستانک ، توس است و آن را سندر، غان ، غوش ، غوشه ، تیس و تامول نیز نامند . علمای گیاه شناسی پیش از پروفسور گااوبا، این درخت را در نباتات ایران نام نبرده اند و گااوبا، بار اول بیشه ای از آن در دره ٔ غربی شهرستانک که به جاده ٔ چالوس می پیوندد یافته است. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا). رجوع به جنگل شناسی ساعی ج 2 ص 186 و 187 شود.

توس. (اِ) سلامتی. (ناظم الاطباء). رجوع به توس کردن و توس نمودن شود.

توس. (اِ) زمین صلب و سخت. (ناظم الاطباء).

توس. (ع اِ) طبیعت و اصل. یقال : هو من توس صدق ؛ ای اصل صدق. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || توساً له ، و جوساً له ، دعای بد است. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

توس. (اِخ ) پهلوان مشهور که آن را توس بن نوذر گویند. (فرهنگ رشیدی ). نام پسر نوذر بوده که در دربار شاهنشاه ایران کاوس و کیقباد و کیخسرو اسپهبدی داشته. و وی مردی سرکش و تندخو بوده و به خشونت طبع مشهور بوده چنانکه وقتی کیکاوس با رستم تغیری کرده و به توس گفته که رستم را بر دار کن ، او نیز بی عذر دست رستم را گرفته که بیرون برد... دیگر آنکه هنگام مأموریت به توران به سفارش کیخسرو بایستی از راه کلات جرم نرود زیرا که فرود، برادر کیخسرو که از دخترپیران ویسه بود در آنجا منزل داشت ، مبادا مایه ٔ فتنه و فسادی گردد معهذا از آن راه رفته و فسادی در میان تاخته تا کار بجایی رسید که جنگی بزرگ واقع شد و فرود، کشته گردید.... گویند شهر توس خراسان از ابنیه ٔ اوست. (انجمن آرا) (آنندراج ). خطه ٔ توس بناکرده ٔ اوست و بنام خود مسمی کرده و طوس معرب اوست و متأخرین قطع نظر از تعریب کرده ، به هر دو معنی طوس گویند بجهت دفع اشتباه و ملاحظه ٔ اصل فرس نمی کنند . (فرهنگ رشیدی ). رجوع به طوس و یسناص 51 و 55 و فرهنگ ایران باستان ص 249 و 251 شود.

معنی توس به فارسی

توس
( اسم ) غان
پهلوان مشهور که آن را توس بن نوذر گویند .
[ گویش مازنی ] /toops/ از اصوات، جهت راندن گوسفند & شکم گنده - رشد مرحله ای برنج ۳درد دل و روده ۴به کلی – به طور کلی
[ گویش مازنی ] /toos betim/ شکم گنده
[ گویش مازنی ] /toos cheraa/ کار در مقابل سیر شدن شکم – نوعی از روابط کاری در شیوه ی معیشت کهن مازندران
[ گویش مازنی ] /toos dar bakerden/ شکم دریدن
به سلامتی نوشیدن
به سلامتی دادن
[ گویش مازنی ] /toos kash/ نام مرتعی درلفور
[ گویش مازنی ] /toos kelaa/ از توابع قره طغان بهشهر
پادشاه ارمنستان معاصر مهرداد دوم
نام پدر آدی مانت سردار کرنتی ها که با تمیستو کل مخالفت کرد .
نام قلعه ای در ارتفاعات پیرنه
نام یکی از سرداران تراژان امپراطور روم .

معنی توس در فرهنگ فارسی عمید

توس
= غان

توس در دانشنامه ویکی پدیا

توس
توس می تواند به یکی از موردهای زیر اشاره داشته باشد
طوس یا توس، شهری تاریخی در استان خراسان رضوی
توس (تاجیکستان)، شهری در کشور تاجیکستان
توس (روزنامه)، روزنامه ای به سردبیری ماشاءالله شمس الواعظین
توس پسر نوذر از پهلوانان ایرانی
توس یا آس، هر یک از چهار ورق تک خال ورق بازی
توس (اسپانیا)، دهستانی در اسپانیا
توس (درخت)، نوعی درخت
توس و طوس می تواند به یکی از موردهای زیر اشاره داشته باشد.
طوس یا توس، شهری تاریخی در استان خراسان رضوی
توس (تاجیکستان)، شهری در کشور تاجیکستان
توس (روزنامه)، روزنامه ای به سردبیری ماشاءالله شمس الواعظین
طوس پسر نوذر از پهلوانان ایرانی
توس یا آس، هر یک از چهار ورق تک خال ورقِ بازی
توس (درخت)، نوعی درخت
مختصات: ۳۷°۱۶′ شمالی ۶۸°۰۸′ شرقی / ۳۷٫۲۶۷°شمالی ۶۸٫۱۳۳°شرقی / 37.267; 68.133
فهرست شهرهای تاجیکستان
ختلان
شهر توس (به فارسی تاجیکی: Шаҳритус، شهر توس. به ازبکی: Шаартуз) شهری است در استان ختلان در کشور تاجیکستان. این شهر در کنار رود کافرنهان قرار دارد و در سال ۱۹۳۸ بنا شده است. جمعیت این شهر ۱۵٫۰۸۷ نفر است.
از مکان های دیدنی چشمه ساری به نام چهل وچهارچشمه است که در ۱۲ کیلومتری شهر توس واقع شده است. مردم محل آب این چشمه ها را درمان گر می دانند و آن را محل حضور امام علی پنداشته اند. این چشمه سار زیارتگاه نیز هست.
گونه های زیادپوست درخت توس به راحتی کنده می شود   توس بلندی در یک غروب در نیو فورست
توس (نام های دیگر: غان، درخت گوشه، (نام علمی: Betula بیتیولا) سرده ای از درختان برگریز و سخت چوب است که در خانواده توسکایان قرار دارد و خویشاوندی نزدیکی با سرده درختان راش/بلوط دارد. بیشتر گونه های توس درختانی با اند ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

توس در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:طوس

توس در جدول کلمات

از خلفای ظالم عباسی که علی بن موسی الرضا(ع) را در توس مسموم نمود
مامون

معنی توس به انگلیسی

birch (اسم)
توس ، غان ، درخت فان ، درخت غوشه
paper birch (اسم)
توس

معنی کلمه توس به عربی

توس
بتولا

توس را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مائده
شناسنامه
توسکا Betulaceae :تیره
Betula pendula –B.verrucosa ehrh :نام لاتین
Silver birch – Lady birch tree :نام انگلیسی
توس - غان :نام فارسی
شجره التامول :نام عربی
شرح گیاه
درخت توس بومی عرضهای زیاد نیمکره شمالی است و تا ارمنستان و قفقاز و ایران پیش می رود نام این درخت در دره شهرستانک و هم درارتفاعات دره تالار توس می باشد این درخت د رگذشته برای معالجه بیماران مبتلا به نقرس مورد استفاده قرار می گرفته است. و شاید اختصاص دادن شهرستانک به ییلاقات سلطنتی قاجار به علت ابتلا برخی از سلاطین آن به بیماری نقرس بوده است. درختی است بسیار بزرگ و زیبا که ارتفاع آن در نواحی مساعد به 30 متر نیز می رسد. برگهائی لوزی شکل, نوک تیز با دو ردیف دندانه و منتهی به دمبرگ دراز دارد. شاتونهای نر آن در آغاز پاییز ولی شاتونهای ماده آن در ماه بهار ظاهر می شوند. از مشخصات آن این است که پوست تنه آن سفید رنگ و صاف است و بعلاوه و در سن بیست سالگی به صورت نوارهای نازک شبیه اوراق کاغذ از آن جدا می شود. قسمت مورد استفاده درخت برگ , پوست تنه و همچنین قطران حاصل از آن است.
img/daneshnameh_up/7/79/Betulapendula2.jpg
زمان برداشت
از پوست درخت در بعضی نقاط مخصوصاً روسیه نوعی قطران گیاهی به نامGourdron de Bouleau تهیه می شود برای این کار پوست درخت را در ماه اردیبهشت ( پس از قطع درخت ) از ساقه جدا کرده بر روی هم انباشته می کنند و تا آخر پاییز به همین حالت نگه می دارند تا تخمیر حاصل کند سپس در ماه آذر به طریقه خشک تقطیر می کنند. یعنی آنها را در جعبه فلزی مکعب شکل جای داده ابتدا تحت اثر گرمای ملایم و سپس گرمای شدید قرار می دهند معمولاً قطراتی که بدین نحو بدست می آید با قطران انواع کاج مخلوط می کنند و سپس در معرض استفاده قرار می دهند, این قطران در اثر تقطیر جز به جز اسانسی بنام اسانس بولو یا روغن روسی می دهد.
دامنه انتشار
اطراف تهران, شهرستانک, در ارتفاعات 2000 تا 2300 متری دره های قسمتهای غربی شهرستانک که به سمت جاده چالوس و تهران منتهی می شود. دره اشتراک, کوههای توچال
علی باقری
توس:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " توس" می نویسد : (( توس که زادگاه فردوسی نام خویش را از او ستانده است از پهلوانان و سپهداران نامبردار در شاهنامه است. طوس از دودمان نوذر است که با نام " نَئُوتَئیریّه "در اوستا ستوده شده است. دو دودمان بزرگ پهلوانی در شاهنامه که در بیشینه ی رخدادهای حماسی همبازند و حضور دارند ، یکی" نوذریان " است و دیگر گودرزیان. ))
((و دیگر دلاور سپهدار طوس
که در جنگ بر شیر دارد فسوس))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 228.)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فاصله توس تا مشهد   • توس شاهنامه   • توس مشهد   • دانشگاه توس مشهد   • درخت توس   • موسسه آموزش عالي توس مشهد، خراسان رضوی   • گیاه توس   • طوس   • معنی توس   • مفهوم توس   • تعریف توس   • معرفی توس   • توس چیست   • توس یعنی چی   • توس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی توس

کلمه : توس
اشتباه تایپی : j,s
آوا : tus
نقش : اسم خاص مکان
عکس توس : در گوگل

آیا معنی توس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )