برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1616 100 1
شبکه مترجمین ایران

توانایی

/tavAnAyi/

مترادف توانایی: استطاعت، اقتدار، تسلط، توانمندی، پرتوانی، طاقت، عرضه، قدرت، قوا، قوه، مقاومت، نفوذ، نیرو، وسع

متضاد توانایی: ناتوانی

معنی توانایی به فارسی

توانایی
نیرومندی اقتدار قدرت .
[ability] [روان شناسی] قدرت یا استعداد یا ویژگی های دیگری که فرد را به انجام کاری قادر می سازد
[ODP, ozone-depleting potential] [مهندسی محیط زیست و انرژی] قدرت تأثیر مواد مختلف در کاهش اُزون متـ . اُزون کاهی
[ability test] [روان شناسی] آزمونی برای سنجش مهارت های کنونیِ فرد ازلحاظ جسمی و ذهنی

معنی توانایی در فرهنگ معین

توانایی
( ~.) (حامص .) نیرومندی ، قدرت .

معنی توانایی در فرهنگ فارسی عمید

توانایی
نیرومندی، زورمندی، قدرت.

توانایی در دانشنامه ویکی پدیا

توانایی
توانایی (به انگلیسی: Aptitude) به مجموعه ای از واکنشهای ذهنی و عینی که شخص را برای انجام کاری نمایان در زمانی مشخص قادر می سازد، اصطلاحاً توانایی گفته می شود. اساس این اصطلاح این است که شخص قادر است، آن کار را حالا انجام دهد و نیازی برای آموزش بیشتر ندارد. بنابراین تفکیک آن با استعداد (به انگلیسی: Talent) ضروری است. اصطلاح اخیر به سطح کارایی حاصل از میزان مشخصی آموزش اطلاق می شود.
در یک دسته بندی می توان توانایی های فردی را به دو دسته تقسیم نمود: توانایی های ذهنی و توانایی های بدنی
در دسته بندی دیگر خود مفهوم توانایی را می توان به مفاهیم دقیق تری منتقل کرد. مفاهیمی همچون استعداد، مهارت، هوش
توانایی حرکت در گیاهان (به انگلیسی: The Power of Movement in Plants)، کتابی از چارلز داروین در مورد نورگرایی و دیگر انواع حرکت در گیاهان است. داروین در این کتاب کار خود را در تولید مدارک برای نظریهٔ انتخاب طبیعی ادامه می دهد. از آنجایی که این کتاب از آخرین نوشته های داروین است و پس از چاپ آن تنها کتاب تشکیل کپک گیاهی از طریق عمل کرم ها منتشر شد، پسرش فرانسیس در انجام آزمایش های لازم و تهیه دست نوشتهٔ آن به پدرش کمک می کرد. کتاب توانایی حرکت در گیاهان در ۶ نوامبر ۱۸۸۰ منتشر شد و ۱۵۰۰ نسخهٔ آن به سرعت توسط ناشرش جان موری فروخته شد.
فصل اول:حرکت های خمشی نهال گیاهان
فصل دوم:ملاحظات عمومی حرکت ها و رشد نهال گیاهان
فصل سوم:حساسیت نوک ریشه چه به تماس و دیگر مواد مضر
فصل چهارم:حرکت های خمشی چندین قسمت از گیاهان بالغ
فصل پنجم:تقارن اصلاح شده:گیاهان بالارونده، اوپاتنجی
فصل ششم:تقارن اصلاح شده:حرکت های خواب یا شب تنجی، کاربردشان: خواب لپه ها
فصل هفتم:تقارن اصلاح شده:شب تنجی یا حرکت برگ ها هنگام آماده شدن برای خواب
فصل هشتم:تقارن اصلاح شده:حرکت های تحریک شده توسط نور
فصل نهم:حساسیت گیاهان به نور: اثرات منتقل شده آن
فصل دهم:تقارن اصلاح شده: حرکت های تحریک شده توسط جاذبه
فصل یازدهم:حساسیت موضعی به جاذبه ، و اثرات انتقال آن
فصل دوازدهم:خلاصه و نتیجه ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

توانایی در جدول کلمات

توانایی
یارگی, تیو
توانایی برای انجام کاری
جربزه
توانایی جسمی
رمق
توانایی خواندن و نوشتن
سواد
توانایی مالی
وسع
توانایی مالی یافتن
تمکن
توانایی ها
قوا
توانایی و قدرت
سدید, سداد, ینگ
توانایی و نیرو
قدرت
توانایی | خوراک
قوت

معنی توانایی به انگلیسی

strength (اسم)
دوام ، توانایی ، قوت ، پا ، استحکام ، نیرو ، زور ، قوه
ability (اسم)
توانایی ، قابلیت ، شایستگی ، لیاقت ، استطاعت ، صلاحیت ، سررشته
capability (اسم)
توانایی ، قابلیت ، لیاقت ، صلاحیت ، سامان ، استعداد پیشرفت
might (اسم)
توانایی ، قدرت ، نیرو ، توان ، زور ، انرژی ، توش
potency (اسم)
توانایی ، لیاقت ، قدرت ، توان ، نیرومندی
energy (اسم)
توانایی ، نیرو ، زور ، انرژی ، کارمایه ، قوه فعلیه ، حس
influence (اسم)
توانایی ، تاثیر ، برتری ، تفوق ، اعتبار ، نفوذ ، تجلی
authority (اسم)
توانایی ، اختیار ، اعتبار ، قدرت ، اجازه ، نفوذ ، تسلط ، متخصص ، تصدی ، اولیاء امور ، نویسندهء معتبر ، خوشنامی
vim (اسم)
توانایی ، قدرت ، نیرو ، توان ، فشار ، زور ، انرژی
puissance (اسم)
توانایی ، قدرت ، نیرو ، توان

معنی کلمه توانایی به عربی

توانایی
تاثير , سلطة , قابلية , قد , قدرة , قوة
قد
بکفاءة

توانایی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین قادری
امکان
sarah_spring-m
استعداد
نیرو
قابلیت
احمد شایقی
جوهره
علی دوستی نوگورانی
یارا
نگارツ
بنیه
افشین
یارا
محمد علی دیور
استعداد
علی باقری
توانایی:
دکتر کزازی در مورد واژه ی توانایی می نویسد : (( توانایی در پهلوی تواناگیهtuwānāgīh یا توانیگیه tuwānīgih بوده است ))
ز آغاز باید که دانی درست،
سر ِ مایه ی گوهران، از نخست؛
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
بدان تا توانایی آمد پدید
معنی بیت : برای شناختن آفرینش نخست می باید چهار آخشیجان را بشناسی که پدیده های جهان از پیوند و آمیختگی آنها با یکدیگر پدیدار شده اند .آفریدگار از نیست هستی را پدید آورده است ، تا بدین گونه توانایی خویش را آشکار به دارد.
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 188 )
حمیدرضا دادگر_فریمان
یارایی،تاب،قدرت،نیرو،استطاعت، اقتدار، تسلط، توانمندی، پرتوانی، طاقت، عرضه، قوا، قوه، مقاومت، نفوذ، وسع،یارا
علیرضا صالحی
مهارت ،شجاعت،دلیری
علیرضا صالحی
مهارت ،شجلعت،دلیری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• توانایی در جدول   • نام دیگر توانایی   • معنی توانایی در جدول   • توانایی چیست   • توانایی معنی   • واژه توانایی   • معنای توانایی   • توانایی به انگلیسی   • مفهوم توانایی   • تعریف توانایی   • معرفی توانایی   • توانایی یعنی چی   • توانایی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی توانایی

کلمه : توانایی
اشتباه تایپی : j,hkhdd
آوا : tavAnAyi
نقش : اسم
عکس توانایی : در گوگل

آیا معنی توانایی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )