برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1396 100 1

تنوره

/tanure/

مترادف تنوره: دودکش، لوله سماور، آتشدان، جنگ جامه، جوشن، معبرریزش آب بر پره های آسیا، آبراه، جوش، جامه جنگ

معنی تنوره در لغت نامه دهخدا

تنوره. [ ت َ رَ / رِ ] (اِ) سلاحی باشد مانند جوشن ، لیکن غیبه های تنوره درازتر از غیبه های جوشن باشد، و غیبه آهن جوشن را گویند. (برهان ) (از انجمن آرا) (از فرهنگ رشیدی )(از فرهنگ جهانگیری ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). نوعی از پوشش مبارزان مانند جوشن لکن غیبه های دراز دارد. (شرفنامه ٔ منیری ). نوعی از پوشش که روز جنگ پوشند و آن مانند جوشن باشد. (غیاث اللغات ) :
تنوره ز تفتیدن آفتاب
به سوزندگی چون تنوری به تاب.
نظامی.
|| پوستی باشد که قلندران مانند لنگی بر میان بندند. (برهان ) (از فرهنگ جهانگیری ) (ازانجمن آرا) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). و آن را برک نیز خوانند. (فرهنگ جهانگیری ) (از فرهنگ رشیدی ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ) : و کان [ محمد العریان ] من اولیاء اﷲ تعالی قائماً علی قدم التجردیلبس تنورة و هو ثوب یستر من سرته الی اسفل. (ابن بطوطه از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
تنوره ای بمیان بر سر تنوره صدا
سفیدمهره گرفت و ره قلندر زد.
ذوقی اردستانی (از انجمن آرا).
|| تنور آتش. (شرفنامه ٔ منیری ). تنور. (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ). منقل. (غیاث اللغات ) :
دلم تنوره و عشق آتش و فراق تو داغ
جگر معلق بریان و سل ّ پوده کباب.
طیان (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کباب از تنوره برآویخته
چو خونین ورقهای جوشن وران.
منوچهری.
درخورد تنور و تنوره باشد
شاخی که در او برگ و بر نباشد.
ناصرخسرو.
چون تنوره به زیر این طارم
همه آتش دمان و آتش دم.
k05l)_rb> p ssalc="rohtua">سنائی (از فرهنگ جهانگیری ).p/>rb>تنوره گویی انباری است ، پر لعل بدخشانی rb>بجز شاه بدخشان را، ز لعل انبار کی باشد؟rb> p ssalc="rohtua">ادیب صابر.p/>rb>شیخ بفرمود تا آن تنگ عود را به یکبار در آن تنوره نهادند. (اسرار التوحید ص naps ssalc="thgilhgih" rid="rtl">48naps/>).rb>دل اعدات در تنوره ٔ غم rb>چون به خاکستر اندرون کوماج.rb> p ssalc="rohtua">سوزنی.p/>rb>شکل تنوره چون قفس ، طاوس وزاغش همنفس rb>چون ذروه ٔ افلاک بس ، مریخ و کیوان بین در او.rb> p ssalc="rohtua">خاقانی. ...

معنی تنوره به فارسی

تنوره
( اسم ) ۱ - لول. حلبی که آهن سفید که روی سماور گذارند.۲-لول. دود کش کارخانه و کشتی . ۳ - سوراخ فوقانی آسیا که آب از آن روی پره های آسیا ریزد.۴ - جام. جنگ شبیه به جوشن .
دهی از دهستان الموت است که در بخش معلم کنایه شهرستان قزوین واقع است .
[ گویش مازنی ] /tanoore/ آتشدان سماور & نفس عمیق
برج بلندی که از آهک و سنگ سازند و سرش دراز باشد و مشرف بر آب بود و در ته آن منفذی بود و آب در آن جمع شود و بر پره آسیا که از چوب می باشد می زند و آسیا را به گردش می آورد .
[ گویش مازنی ] /tanoore aasyaab/ دره ای در منطقه ی هزارجریب بهشهر
[ گویش مازنی ] /tanoore bakeshiyen/ زبانه کشیدن آتش و دود
تمام بدن جز دو پای و دو دست و گردن و سر . مجموع گشادگی که امعائ و معده و کبد و سپرز و مراره قلب و ریتین در آن جای دارد .
( مصدر ) در حال چرخیدن بهوا پریدن : [ دیوان تنوره میکشند و به آسمان میروند.]
چرخ زدن و گرد گشتن و حلقه بستن چنان که گرد باد تنوزه می زند . گرد چیزی گرد آمدن .
( مصدر ) در حال چرخیدن بهوا پریدن : [ دیوان تنوره میکشند و به آسمان میروند.]
[dust whirl] [علوم جَوّ] ستونی از هوا با چرخش سریع بر روی زمین خاکی خشک که گردوخاک و دیگر مواد سبک را با خود حمل می کند
قسمتی نان .
جایگاهی است در کشور عربستان سعودی که آن پالایشگاهی برای تصفیه نفت بنا شده است . ...

معنی تنوره در فرهنگ معین

تنوره
(تَ رِ) (اِ.) ۱ - دودکش ، لولة حلبی که روی سماور گذارند تا دود را خارج کند. ۲ - سوراخ بالای آسیا که آب از آن روی پره های آسیا ریزد.

معنی تنوره در فرهنگ فارسی عمید

تنوره
۱. لولۀ حلبی که روی سماور می گذارند تا دود از آن خارج شود، دودکش.
۲. لولۀ دودکش کشتی یا کارخانه.
۳. سوراخ بالای آسیاب که آب از آنجا روی پره های آسیاب می ریزد.
۴. [قدیمی] نوعی جامۀ جنگ شبیه جوشن: تنوره ز تفسیدن آفتاب / به سوزندگی چون تنوری به تاب (نظامی۵: ۸۰۱).
* تنوره زدن (کشیدن): (مصدر لازم)
۱. دور خود چرخ زدن و در حال چرخیدن به هوا رفتن.
۲. [قدیمی، مجاز] حلقه زدن و گرداگرد کسی یا چیزی را گرفتن: هزار از دلیران جوینده کین / به گردش تنوره زدند از کمین (اسدی: ۳۹۱).

تنوره در دانشنامه ویکی پدیا

تنوره
تنوره ابزار لوله مانندی است که برای تیز کردن آتش، بالای زغال در منقل، سماور یا قلیان می گذارند
تنوره با ایجاد یک جریان پایین به بالا، هوا را در زیر زغال ها به جریان می اندازد و از این روی موجب زودتر افروخته شدن آتش می شود.
در ادبیات فارسی نیز این کلمه مورد استفاده قرار گرفته است، از جمله سنایی می گوید: چون تنوره به زیر این طارم / همه آتش دمان و آتش دم
تنوره هایی که در ایران تولید می شوند معمولاً محصول صنعت ورق کاری هستند.
عکس تنوره
تنوره ابزاری است جهت روشن کردن آتش.
تنوره دیو
تنوره دریایی
مختصات: ۳۶°۲۲′۴۳″شمالی ۵۰°۲۰′۰۸″شرقی / ۳۶٫۳۷۸۶۸۸۸۸۸۸۸۸۹°شمالی ۵۰٫۳۳۵۴۸۸۸۸۸۸۸۸۹°شرقی / 36.3786888888889; 50.3354888888889
تنوره، روستایی از توابع بخش رودبار شهرستان شهرستان قزوین در استان قزوین ایران است.
این روستا در دهستان رودبار محمد زمانی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۳۰ نفر (۴۹خانوار) بوده است. ساکنین این روستا را تات ها تشکیل می دهند.
تنوره آتشفشانی (انگلیسی: Volcanic pipe) نوعی ساختمان زمین شناسی زیرزمینی است که بر اثر فوران شدید و با سرعت فراصوت آتشفشان های با منشأ عمیق پدید می آید. تنوره های آتشفشانی نوعی دالان آتشفشانی به شمار می روند. تنوره آتشفشانی از یک مخروط ژرف و باریک از ماگمای جامد تشکیل شده و معمولاً از یکی از دو نوع سنگ کیمبرلیت یا لامپروئیت پدید آمده است. این سنگ ها نشان دهنده ترکیب منابع عمیق ماگمایی در جایی است که زمین سرشار از منیزیم است. تنوره های آتشفشانی نسبتاً کمیاب هستند و اغلب به عنوان منابع و معادن عمده الماس شناخته شده و به همین منظور مورد معدن کاری ق ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تنوره در جدول کلمات

تنوره
دودکش
بازیگر تنوره دیو
فرزانه کابلی

تنوره را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرعباس
کامباسشن چمبر-اتاق احتراق در موتورهای جت
فاطمه
شعله ور شدن
علی باقری
تنوره chimney : [اصطلاح کوهنوردی]بریدگی در یک صخره که پهن تر از شکاف و بارکتر از دهلیز است،یک انسان درون آن جا شود .
منبع https://sporton.ir
حمیدرضا دادگر_فریمان
دودکش، لوله سماور، آتشدان، جنگ جامه، جوشن، معبرریزش آب بر پره های آسیا، آبراه، جوش، جامه جنگ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی تنوره   • مثل زده شده   • تنوره در جدول   • مثل زده شده در جدول   • نام دیگر تنوره   • مفهوم تنوره   • تعریف تنوره   • معرفی تنوره   • تنوره چیست   • تنوره یعنی چی   • تنوره یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تنوره
کلمه : تنوره
اشتباه تایپی : jk,vi
آوا : tanure
نقش : اسم
عکس تنوره : در گوگل

آیا معنی تنوره مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )