برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1405 100 1

تنزیه

/tanzih/

مترادف تنزیه: بی آلایشی، پاکدامنی، پاکی، طهارت، قداست، تهذیب، پالایش، پاک دانستن

معنی تنزیه در لغت نامه دهخدا

تنزیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) برجهانیدن. (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). برجستن و برسکیزانیدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || برگشنی داشتن. (تاج المصادر بیهقی ). نرم جهانیدن نر بر ماده. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).

تنزیه. [ ت َ ] (ع مص ) دور کردن. (تاج المصادر بیهقی ). دور گردانیدن. (زوزنی ). دور داشتن خود را از زشتی و بدی و پرهیز کردن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). دور کردن و پاک کردن از چیزهای زشت. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). پاکی و طهارت و تقدیس و پارسایی و پاکدامنی و دوری از عیب. (ناظم الاطباء) :
بنموده به سر نمای تنزیه
حسنت چو عروس چرخ زیور.
ناصرخسرو.
|| به دوری صفت کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). || عبارت است از دور بودن خدای تعالی از اوصاف بشر. (از تعریفات جرجانی ).
- اهل تنزیه ؛جماعتی از مسلمین که مخالف فرقه ٔ مشبهه و مجسمه می باشند. در خاندان نوبختی آرد:... فرقه ٔ مزبور که مشبهه و مجسمه خوانده شدند مورد اعتراض عامه ٔ مسلمین و ارباب نظر و استدلال قرار گرفتند، چه این جماعت مخالف می گفتند که خداوند در هیچیک از صفات خود به بندگان شباهت ندارد و هر صفتی که در خداوند موجود است با همان صفت در انسان مخالف است. مثلاً علم و قدرت و اراده ٔالهی بکلی با علم و قدرت و اراده ٔ بشری تفاوت دارد.این جماعت اخیر را اهل تنزیه می گویند. (خاندان نوبختی تألیف اقبال ص 40).

معنی تنزیه به فارسی

تنزیه
کسی راازعیب و آلایش دورکردن، پاک وبی آلایش دانستن
۱-( مصدر ) دور کردن از عیب و آلایش کسی راپاک و بی آلایش دانستن. ۲- ( اسم ) پاکی طهارت پاکدامنی . جمع : تنزیهات . یا تنزیه و تشبیه . پاک داشتن و مانند کردن ( خدای را ) .
برجهانیدن ٠ یا بر گشنی داشتن ٠
پیش یهودی آبی است آمیخته بخاکستر گاو سوخته

معنی تنزیه در فرهنگ معین

تنزیه
(تَ) [ ع . ] (مص م .) کسی را از عیب و آلودگی دور کردن .

معنی تنزیه در فرهنگ فارسی عمید

تنزیه
۱. کسی را از عیب و آلایش دور کردن.
۲. پاک و بی آلایش دانستن.
۳. دور داشتن خود از عیب و آلایش و بدی.

تنزیه در دانشنامه اسلامی

تنزیه، از «نزه» و به معنای دوری در مکان و غیر آن است
و تنزیه دور داشتن شخص از زشتی (و در مورد خداوند ، دور داشتن و پاک دانستن او است از توصیف مشرکان، شبیه، شریک و نقایصی که در حق او روا نیست.) .در این مدخل از واژه های «سبحان» و مشتقات آن، «تعالی الله»، «قدوس»، «نقدس» و آنچه معنای تنزیه را می فهماند، استفاده شده است.
عناوین مرتبط
تنزیه شوندگان ( خدا ،عیسی علیه السلام،محمد صلی الله علیه و آله وسلّم و یوسف علیه السلام) و تنزیه کنندگان خدا ( آسمان، اولواالالباب، علی علیه السلام، محمد صلی الله علیه وآله، موسی علیه السلام و یونس علیه السلام).
حضرت ابراهیم علیه السلام یک شخص موحدی بودند که از هر گونه شرکی مبرا بودند.
ابراهیم علیه السّلام یک شخصیتی موحد و مبرا از شرک بودند که در قرآن خداوند در این مورد می فرماید:... قل بل ملة ابرهیم حنیفـا وما کان من المشرکین.( اهل کتاب ) گفتند: « یهودی یا مسیحی شوید، تا هدایت یابید!» بگو: «(این آیینهای تحریف شده، هرگز نمی تواند موجب هدایت گردد،) بلکه از آیین خالص ابراهیم پیروی کنید! و او هرگز از مشرکان نبود!» .خودپرستی و خودمحوری معمولًا سبب می شود انسان حق را در خودش منحصر بداند، همه را بر باطل بشمرد و سعی کند دیگران را به رنگ خود در آورد قرآن در نخستین آیه مورد بحث می فرماید: «اهل کتاب گفتند: یهودی یا مسیحی شوید تا هدایت یابید»! «وَ قالُوا کُونُوا هُوداً أَوْ نَصاری تَهْتَدُوا». ما کان ابرهیم... وما کان من المشرکین.ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی ؛ بلکه موحّدی خالص و مسلمان بود؛ و هرگز از مشرکان نبود.
← آیات دیگر
 ۱. ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۳۵.    
فرهنگ قرآن،مرکز فرهنگ و معارف قرآن،برگرفته از مقاله «تنزیه ابراهیم»    
...
تنزیه انبیا از استبداد و خودکامگی از برخ ...


تنزیه در دانشنامه ویکی پدیا

تنزیه
در دین، تنزیه به معنی برتری و تعالی خدا نسبت به آفرینش است. در دینشناسی یهودی قرون وسطا، خدا با نام بی پایان شناخته می شد. در اسلام، نیز ذات خداوند از توصیف مبرا دانسته می شود و شرق و غرب متعلق به الله دانسته می شود. در دیگر ادیان نیز مراتب تنزیهی وجود دارد.
عکس تنزیه
اهل تَنزیه در مقابل اهل تشبیه قرار دارند؛ هر دو نوعی گرایش کلامی هستند. اهل تنزیه قائل بر تنزیه صرف وجود حضرت حق و منزه بودن خداوند از هر گونه شباهت و مماثلت و مجانست با مخلوقات و ما سوی الله هستند و از نسبت دادن هر صفتی برای باری تعالی که به تشبیه او به ماسوی بینجامد امتناء می ورزند. این ها خداوند را منزه از آن می دانند که بشود با عقل بشری بر او صفتی نسبت داد؛ اگر چه این ها صفاتی را که قرآن برای خدا برمی شمارد را رد نمی کنند ولی با این حال معتقدند ما از درک آنچه قرآن در باب صفات خدا گفته عاجزیم. معتزله شاخص ترین گروهِ اهل تنزیه در جهان اسلام است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تنزیه در دانشنامه آزاد پارسی

تَنْزیه
در اصطلاح عرفان، منزّه و مبرّاداشتنِ ذات اقدس حق، از هرآنچه شایسته و سزاوار مرتبۀ ربوبیِ او نیست. تنزیه او از این است که در الوهیت شریکی داشته باشد، یا به وصف امکان و امکانیات متصّف شود، یانسبت به هر آنچه در دایرۀ وجود است، عالم نباشد. در کلام اسلامی، معنای تنزیه نقطۀ مقابل تشبیه است.

تنزیه را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تنزیه یعنی چه   • دیدگاه اهل تشبیه   • تنزیه خداوند   • ترکب   • اهل تعطیل   • تشبیه خداوند   • معنی تنزیه   • مفهوم تنزیه   • تعریف تنزیه   • معرفی تنزیه   • تنزیه چیست   • تنزیه یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی تنزیه
کلمه : تنزیه
اشتباه تایپی : jkcdi
آوا : tanzih
نقش : اسم
عکس تنزیه : در گوگل

آیا معنی تنزیه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )