برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1623 100 1
شبکه مترجمین ایران

تمرین

/tamrin/

مترادف تمرین: تکرار، مرور، ممارست، مشق، تکلیف، آشنا کردن، عادت دادن، ورزش، آزمایش، رزمایش، مانور، ورزش کردن، ورزیدن، نرم کردن

برابر پارسی: دوباره کاری، آمادگی، پیگیری، ورز، ورزش، وَرزِش، ورزیدن

معنی تمرین در لغت نامه دهخدا

تمرین. [ ت َ ] (ع مص )سخت روی گردیدن کسی بر کاری : مرن وجهه علی الامر تمریناً؛ سخت گردید روی او بر کار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || نرم کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). نرم گردانیدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): مرن الادیم ؛ ای لینه ُ. (از اقرب الموارد). || بر زمین زدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || چرب کردن یا سرگین گاو مالیدن سم سوده ٔ چارپا را. (از اقرب الموارد). || خوی گر ساختن کسی را به چیزی. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). آموختن به شاگرد مطالب علمی را به طریقی که خوی گر برآنها شود و در ذهن وی ملکه گردد. (ناظم الاطباء). مداومت و تکرار عملی یا فنی یا علمی تا در آن ماهر گردد و مهارت حاصل آید.

تمرین. [ ت َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شاهرود که در بخش شاهرود شهرستان هروآباد واقع است و685تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی تمرین به فارسی

تمرین
نرم کردن، ورز دادن، عادت دادن و آشناکردن باکاری
۱- ( مصدر ) نرم گردانیدن.۲-عادت دادن آشناساختن بامری . ۳ - ( مصدر ) خو کردن ورزیدن.۴ - ( اسم ) عادت خوگری ورزش . جمع : تمرینات
دهی است از دهستان شاهرود که در بخش شاهرود شهرستان هرو آباد واقع است .
[rehearsal] [سینما و تلویزیون، هنرهای نمایشی] 1. اجراهای مقدماتی پیش از اجرای اصلی نمایش، با حضور بازیگران و عوامل نمایش، برای آماده کردن اجرای نهایی 2. اجرای صحنه توسط بازیگران پیش از فیلم برداری برای آمادگی بیشتر
[fire drill] [حمل ونقل دریایی] هریک از تمریناتی که برطبق قوانین بین المللی ایمنی دریانوردی برای خاموش کردن آتش باید به صورت برنامه ریزی شده و در دوره های منظم بر روی کشتی انجام شود
[ordnance exercise] [حمل ونقل دریایی] تمرین تیراندازی نیروی دریایی
[relapse rehearsal] [اعتیاد] یکی از مهارت های مدارا در پیشگیری از بازگشت که در آن مُراجع، به طور ذهنی یا در حضور درمانگر، مواجهه با موقعیت های پرخطر را تمرین می کند
[dress rehearsal] [هنرهای نمایشی] از مراحل آخر تمرین نمایش که بازیگران با لباس های اصلی نمایش به تمرین می پردازند
[attention-switching exercise] [اعتیاد] هریک از تمرین هایی که فرد با کمک آنها می تواند افکار خود را از موضوعاتی مانند ولع و وسوسۀ مصرف مواد و الکل منحرف کند و به سمت وقایع اطرافش متوجه کند
[cognitive rehearsal] [روان شناسی] فنی در درمان که در آن مُراجع موقعیت ها یا وضعیت های دشوار را تصور و تمرین می کند
...

معنی تمرین در فرهنگ معین

تمرین
(تَ) [ ع . ] (مص م .) عادت دادن ، آشنا ساختن کسی به کاری .

معنی تمرین در فرهنگ فارسی عمید

تمرین
۱. فعالیت برای به دست آوردن مهارت در کاری.
۲. (اسم) متنی شامل مسئله ها، پرسش ها و یا سرمشق هایی برای مهارت یافتن در امری: تمرین های کتاب را حل کردم.

تمرین در دانشنامه اسلامی

تمرین
تکرار عمل به منظور حصول عادت و آسان شدن آن بر انسان را تمرین گویند و از آن به مناسبت در بابهای صلات، صوم و حج یاد شده است.
بر ولیّ مستحب است کودک را پس از رسیدن به سنّ تمییز (شش یا هفت سالگی) بویژه در پسر پس از نُه سالگی به نماز خواندن و نیز قضای آن؛ بلکه هر عبادتی ـ اعم از واجب و مستحب ـ در حدّ وسع و توانایی طفل، تمرین دهد.
و نیز تمرین دادن کودکان بر عادات و اخلاق حسنه مستحب است؛ بلکه تأدیب و تنبیه آنان در راستای تمرین و عادت دادن به ترک معصیت یا انجام دادن واجبات بویژه پس از نُه یا ده سالگی در حدّی که موجب دیه نگردد جایز است.

مراد از شرعی بودن عبادت کودک
در اینکه عبادتهای کودک ممیّز، شرعی است ـ بدین معنا که امر شارع به ولیّ طفل جهت واداشتن وی مثلا به نماز، امر به طفل محسوب می‏گردد و در نتیجه عبادات او امتثال امر شارع خواهد بود و بر آن اجر و ثواب مترتّب می‏گردد ـ و یا صرف تمرین است و از جانب شارع، امری متوجه کودک نشده تا وی آن را امتثال کند، در نتیجه ثواب و پاداشی بر آن مترتّب نمی‏گردد، اختلاف است.
چنان‏که در مراد از شرعی بودن عبادات کودک، اختلاف است. گروهی شرعی بودن عبادات نابالغ را همچون شرعی بودن عبادات بالغ دانسته‏اند؛ بدین معنا که همان مصلحتی که در امر شارع به بالغ وجود دارد در امر به نابالغ نیز وجود دارد با این تفاوت که مصلحت نسبت به بالغ، الزامی و نسبت به نابالغ غیر الزامی است.

علت شرعی بودن عبادت کودک
در مقابل، برخی شرعی بودن عبادات نابالغ را به لحاظ مصلحت تمرین دانسته‏اند؛ بدین معنا که عبادت برای کودک به لحاظ مصلحت تمرین مستحب است و جز آن مصلحتی دیگر در عبادات نابالغ وجود ندارد.

حکم عبادت کودک
...
سلم و درود بر دست اندرکاران سایت

تمرین در جدول کلمات

تمرین
ممارست
تمرین نت خوانی
سولفژ
تمرین نظامی
رزمایش
محلی که ورزشکاران برای تفریح یا تمرین گرد آیند
اردو
اجرای مرتب تمرین های بدنی برای تکمیل قوای جسمی و روحی
ورزش

معنی تمرین به انگلیسی

task (اسم)
کار ، تمرین ، وظیفه ، تکلیف ، امر مهم
practice (اسم)
عادت ، عمل ، تمرین ، ممارست ، ورزش ، عرف ، مشق ، تکرار ، برزش
use (اسم)
عادت ، استفاده ، تمرین ، سود ، منفعت ، فایده ، کاربرد ، استعمال ، خاصیت ، مصرف ، اطلاق
action (اسم)
گزارش ، عمل ، فعل ، کنش ، کار ، کردار ، جدیت ، اقدام ، بازی ، حرکت ، رفتار ، نبرد ، جنبش ، تاثیر ، تعقیب ، اشاره ، وضع ، پیکار ، طرز عمل ، تمرین ، سهم ، سهام شرکت ، جریان حقوقی ، اقامهء دعوا ، اشغال نیروهای جنگی ، اثر جنگ ، جریان
exercise (اسم)
تمرین ، ورزش ، مشق
workout (اسم)
تمرین
drill (اسم)
تمرین ، مته ، مشق ، مشق نظامی
rehearsal (اسم)
تمرین ، مشق ، تکرار ، تمرین نمایش
drilling (اسم)
تمرین ، حفر ، مته زنی ، تمرین نظامی ، ایجاد سوراخ با مته
exercitation (اسم)
تمرین ، استعمال کردن ، ورزش ، تمرین دادن ، بکارانداختن

معنی کلمه تمرین به عربی

تمرین
استعمال , تدريب , تمرين , مثقاب , ممارسة
تجربة , تمرين
مقدمة عربة المدفع
مناورة
تدريب
تدرب عليه , مثقاب , ممارسة

تمرین را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نازنین
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
یَتان (سنسکریت: یَتَنَ)
اَهیاس (سنسکریت: اَبْهیاسَ)
سَرام (سنسکریت: سْرامَ)
شهریار آریابد
واژه پارسی " برزش" از بن" برزیدن ، ورزیدن " پارسی بجای تمرین پیشنهاد می گردد.
برزیدن = تمرین کردن
برزین ها = تمرینات
مینا علمداری
بازنویس، بازبین، بازبینی
بهنام وندا
برزیدن ،باز بینی
امین آریا
پشتکار
امین آریا
رزمایش
امین آریا
کارورزی
امین آریا
کار آموزی_فن آموزی
ب. الف. بزرگمهر
بَرزش، وَرزش

نمونه:
بهره برداری نابجا از واژه ها یکی از جاافتاده ترین برزش ها (یا ورزش ها) در سیاست است.

برگرفته از پی نوشت نوشتاری در پیوند زیر:
ب. الف. بزرگمهر دوم مهر ماه ۱۳۹۴
http://www.behzadbozorgmehr.com/2015/09/blog-post_92.html

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی تمرین   • تمرین چیست   • تمرین در جدول   • معنی تمرین در جدول   • سایت تمرین   • تمرین به انگلیسی   • معنی کلمه تمرین   • مترادف تمرین   • مفهوم تمرین   • تعریف تمرین   • معرفی تمرین   • تمرین یعنی چی   • تمرین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تمرین

کلمه : تمرین
اشتباه تایپی : jlvdk
آوا : tamrin
نقش : اسم
عکس تمرین : در گوگل

آیا معنی تمرین مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )