برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1576 100 1
شبکه مترجمین ایران

تمام

/tamAm/

مترادف تمام: تماما، جمعا ، اختتام، پایان، ختم، جمله، عموم، همگی، همه، کل، هر، بس، بسیار، زیاد، فراوان، بی کم وکاست ، بسنده، کافی

متضاد تمام: جزئی، جزء، ناتمام، ناقص

برابر پارسی: همه، پایان، فرجام، بسنده، آزگار، هماد

معنی تمام در لغت نامه دهخدا

تمام. [ ت َ / ت ُ / ت ِ ] (ع مص ) بمعنی تَمامه و تِمامه و تم [ ت َ م م / ت ُ م م / ت ِ م م ]. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به تم شود.

تمام. [ ت َ ] (ع اِ) تمام الشی ٔ؛ تمامی آن. تمامة و تتمه مثل آن. (منتهی الارب ). همه. و تمام الشی ٔ، همه ٔ آن وتمامی آن. (ناظم الاطباء). مصدر تَم ّ و تمام الشی ٔ، آنچه بدان اجزاء آن کامل گردد. (از اقرب الموارد). || و من العروض ما استوفی نصفه الاخیر بمنزلة الحشو و یجوز فیه ما جاز فیه کالنوع الاول من الکامل ومن المتقارب او ما یمکنه ان یدخله الزحاف فیسلم منه. (منتهی الارب ). جنسی از عروض است. (ناظم الاطباء).

تمام. [ ت َ / ت ِ ] (ع ص ) بدر تمام ، ماه تمام. (منتهی الارب ). ماه پر و کامل. یقال : بدر تَمام و بدر تِمام. (ناظم الاطباء). || (اِ) تمام خلقت. یقال : ولدته امه لتمام و کذلک ولد المولود لتمام ؛ یعنی نه ماهه زاد.(منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ولد الولد لتمام الحمل ؛ زائیده آن کودک (را) در حالتی که ماه آن کامل بود: والقت المراءة الولد لغیر تمام ؛ بچه انداخت آن زن از جهت آنکه ماه وی کامل نبود... (ناظم الاطباء).

تمام. [ ت ِ ] (ع اِ) لیل التمام ؛ درازترین شبهای سرمایا آن سه شب است که در درازی باهم برابر باشند یا شبی است که به دوازده ساعت یا زاید از آن رسد یا شب چهارده از ماه ، لان القمر یتم فیها. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). درازترین شبهای زمستان. و منه قوله :
فبت ﱡ اُکابد لیل َ التما-
م ِ و القلب ُمن خشیة مقشعر.
(از اقرب الموارد).

تمام. [ ت َ ] (ص ، اِ، ق ) درست و کافی و کامل. (غیاث اللغات ). کافی و بسنده و کامل و بی نقصان. (آنندراج ). درست و کامل و بی عیب. (ناظم الاطباء) :
ز نوذر همی گفت هرکس به سام
که برگشت از راه نیکی تمام.
فردوسی.
ابا اسب و ساز و سلیح تمام
همه شیرمرد و همه نیکنام.
فردوسی.
وزان پس نگر تا چه دارد پیام
ازو بشنو و پاسخش ده تمام.
فردوسی.
بجان توکه نیارم تمام کرد نگاه
ز بیم چشم رسیدن بدان ...

معنی تمام به فارسی

تمام
کامل شدن، تمام وکامل کردن، گذرانیدن وبسربردن
۱ - ( صفت ) کامل درست . ۲ - صحیح بی عیب ۳ . - پرداخته بر آورده بجا آورده . ۴ - پخته رسیده رسا . ۵ - همه همگی جملگی سراسر یکسر تمام مردم . ۶ - کلا جمعا (( اعضاتمام حاضربودند . )) ۷ - ( اسم ) عاقبت انجام انتها . ۸ - بس بسنده . ۹ - ( مصدر ) بسر آمدن بسررسیدن بپایان آمدن . ۱٠ - مردن درگذشتن .
لیل التمام درازترین شبهای سرما یا آن سه شب است که در درازی با هم برابر باشند یا شبی است که بدوازده ساعت یا زاید از آن رسد یا شب چهارده از ماه .
راست آمدن . درست و بر اندازه شدن
کامل و درست .
کودک فربه تمام اندام .
که وسعت اندیشه دارد . که تمام جوانب کار را در نظر آرد .
آنکه قدی موزون دارد .
[full gloss] [مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] ویژگی سطحی که در تمام زوایا صاف و آینه ای دیده می شود
[barré (fr.), grand-barré (fr.), jeu barré (fr.), capotasto (it.)] [موسیقی] پرده گیری همۀ سیم ها، معمولاً با انگشت سبابه در یک پردۀ واحد در آن دسته از سازهای خانوادۀ بربط ها که دستان بندی شده اند متـ . بست 2
[holocrystalline] [زمین شناسی] ویژگی بافت سنگ آذرینی که به طور کامل از بلور تشکیل شده است و بخش شیشه ای ندارد
[full ahead, full speed ahead] [حمل ونقل دریایی] فرمان حرکت به جلو با حداکثر دورِ ممکن موتور
...

معنی تمام در فرهنگ معین

تمام
(تَ) [ ع . ] (ص .) ۱ - کامل ، درست . ۲ - بی - عیب . ۳ - رسا. ۴ - همه ، همگی .
(تَ. رُ) [ ع - فا. ] (اِمر.) نقش یا تصویری که از روبرو باشد. مق نیم رخ .

معنی تمام در فرهنگ فارسی عمید

تمام
۱. کامل شدن.
۲. تمام و کامل کردن.
۳. گذرانیدن و به سر بردن.
۴. به سر آمدن.
۵. (صفت) کامل.
۶. (صفت) درست، بی عیب.
۷. (صفت) همه.
۸. (قید) همگی.
۹. (صفت) زیاد.
۱. فربه.
۲. خوش اندام، کسی که اندام زیبا و بی عیب دارد.
زروسیم که عیار آن کامل باشد، بی غش، خالص.

تمام در جدول کلمات

تمام
همه
تمام | جمله
همه
تمام | سراسر
همه
تمام | همگی
تام
تمام اتوماتیک
هیدرولیک
تمام پوشش خانه
بام
تمام تر
اتم
تمام شد
تمت
تمام شدن
به سر امدن
تمام شدن موعد
سررفتن

معنی تمام به انگلیسی

main (صفت)
اصلی ، کامل ، تمام ، مهم ، نیرومند ، عمده ، با اهمیت
full (صفت)
مطلق ، کامل ، انباشته ، بالغ ، تمام ، مفصل ، پر ، لبریز ، رسیده ، سیر ، مملو ، اکنده
complete (صفت)
کامل ، تمام ، مکمل
thorough (صفت)
کامل ، تمام ، تمام و کمال ، خیلی دقیق ، از اول تا اخر
out-and-out (صفت)
انجام شده ، درست ، تمام ، کامل سرتاسر
through (صفت)
تمام ، تمام شده ، مستقیم
all (صفت)
بسیار ، همه ، تمام ، همه چیز ، هر گونه
whole (صفت)
کامل ، درست ، مجموع ، همه ، تمام ، سراسر ، تمام و کمال ، دست نخورده ، سالم ، بی خرده
entire (صفت)
درست ، تمام ، سراسر ، بی عیب ، دست نخورده ، یکتیع
rounded (صفت)
تمام ، تمام شده ، پر ، مستدیر ، گرد شده ، بصورت عدد صحیح ، شفاف شده
thru (صفت)
تمام ، تمام شده
full-blown (صفت)
کامل ، باز ، تمام ، پر باد ، تمام شکفته ، کاملا افراشته
integral (صفت)
کامل ، صحیح ، درست ، تمام ، بی کسر

معنی کلمه تمام به عربی

تمام
تام , تکاملي , خلال , شامل , کامل , کل , مدور
استنفد وسعه
استحق
اذهب , اصرف , ترخيص , موخرة السفينة , نهاية
خلال , مدور , منقرض
مثالي
کلية
حسنا
استنفد
انجز , عادم , عملية , فصاعدا , کامل , نهاية
معالج
ناقص

تمام را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی دوستی نوگورانی
یکسر
(Mahdi(s.m.a529
سراسر
سیدحسین اخوان بهابادی
نیمه تمام:نیمه کاره، نصفه مونده /Nesfeh mundeh /که کلمه اخیر در اصل نصفه مانده می باشد که در گویش شهرستان بهاباد به معنای همان نیمه تمام است.
حمیدرضا دادگر_فریمان
تماما، جمعا، اختتام، پایان، ختم، جمله، عموم، همگی، همه، کل، هر، بس، بسیار، زیاد، فراوان، بی کم وکاست، بسنده، کافی
ایرزاد
تَمام
واژه ای پارسی ست :
تَمام : تَم - آم
تَم = هَم ، هَمه ، هام ، تام
آم = پس وند نام ساز
هم چنین هم ریشه با :
لاتینی : term که وات " r " افتاده است و واژه های :
terminator = تمام کننده ، تَمَنده ، تَمیدار
terminal = تَمِشگاه ، تَمیدگاه ، تمامگاه
termin = تَمینه ، تمامینه ، تمامانه
term هم ریشه با زَمان هم است که در پارسی کهن زَروان / زَرمان گفته میشده :
زَرمان : زَرم - آن ( زَرم = term )
فرتاش
برابرنهاد واژه <<تمام>> را بویژه در زمینه دانش چمگواهیک(منطق) و دانش مزداهیک(ریاضی) می توان واژه <<فرآراسته>> درنگر گرفت. همانند <<گزاره نافرآراستگی گودل>> که برابرنهاد << قضیه ناتمامیت گودل>> می باشد. پس: تمام=فرآراسته و تمامیت= فرآراستگی.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• استخدام های امروز تهران   • استخدام های دولتی   • استخدامی های دولتی امروز   • آگهی استخدام امروز همشهری   • استخدام دهوند   • استخدام وزارت نیرو   • استخدام دولتی   • استخدام های امروز اصفهان   • معنی تمام   • مفهوم تمام   • تعریف تمام   • معرفی تمام   • تمام چیست   • تمام یعنی چی   • تمام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تمام

کلمه : تمام
اشتباه تایپی : jlhl
آوا : tamAm
نقش : صفت
عکس تمام : در گوگل

آیا معنی تمام مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )