برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1605 100 1
شبکه مترجمین ایران

تلویزیون

/televizyon/

برابر پارسی: دورنما، جامِ جَم

معنی تلویزیون در لغت نامه دهخدا

تلویزیون. [ ت ِ ل ِ یُن ْ ] (فرانسوی ، اِ) تله ویزیون.دستگاهی است که بوسیله ٔ آن می توان حوادثی را که در صحنه ٔ مخصوص (جایگاه فرستنده ) از مسافت چندین کیلومتری روی میدهد مشاهده کرد و صدایی که نزدیک صحنه ٔ عمل ایجاد می گردد شنید. در دستگاههای گیرنده و فرستنده از یک لامپ اشعه ٔ کاتودی استفاده می کنند و این لامپ بشکل یک قیف سنگین شیشه ای است. بعضی چراغها در حدود سی سانتیمتر یا بیشتر طول دارند. نزدیک قاعده ٔ لامپ کاتودی یک سیم پیچ گرم شونده از تنگستن وجود دارد. دور سیم پیچ تنگستن استوانه ای از نیکل قرار دارد. ته استوانه با مخلوطی از اکسیدهای فلزی پوشیده شده است. سیم پیچ گرم شده ٔ تنگستن استوانه ٔ نیکل را گرم می کند و اکسیدی که آن را پوشانیده است یک دسته ٔ اشعه ٔ الکترونی می دهد. شبکه ای که دارای بار الکتریسیته ٔ منفی است الکترونها را که از راه دیگری از دسته ٔ اشعه ٔ الکترونیکی که از سوراخ کوچک شبکه ٔ اصلی خارج شده اند برمی گرداند. صفحاتی که دارای بار الکتریسیته ٔ مثبت هستند و به آند موسومند اشعه ٔ الکترونها را جذب می کنند و بر سرعت آنها می افزایند. مجموعه ٔ کامل این دستگاه را توپ الکترونی می نامند. اگر دو صفحه را که دارای بار الکتریکی غیرهمنام هستند در مسیر الکترونی قرار دهیم دسته ٔ اشعه خم می شود. صفحه ای که دارای بار الکتریکی مثبت است بالای دسته ٔ اشعه قرار گرفته آن را جذب می کند.صفحه ٔ زیری دارای بار الکتریکی منفی است و الکترونها را دفع می کند. میتوان برای خم کردن دسته ٔ اشعه ٔ الکترونی ، بجای صفحات باردار، آهنربای الکتریکی بکار برد. می توان دسته ٔ اشعه ٔ الکترونی را سریعتر از اینکه چشم انسان بتواند درک کند خم نمود. اگر جریان متناوب را به صفحات باردار متوجه سازند بار الکتریکی سطح آنها در هر ثانیه به اندازه ٔ فرکانس آن جریان متناوب تغییر می کند. اگر جریان متناوب با فرکانس 60 بکار رفته باشد دسته ٔ اشعه در هر ثانیه 60 مرتبه بطرف پایین و 60 مرتبه بطرف بالا خم خواهد شد و چشم انسان فقط می تواند یک خط قائم نورانی در روی صفحه ٔ فلورسنت طرف پهن لامپ را ببیند. اما اگر جریان 60 سیکل متناوب رابه صفحات باردار طرفین دسته ٔ اشعه ٔ الکترونی که در حال نوسان هستند بیفزاییم یک خط افقی درخشان روی پرده ٔ فلورسنت ظاهر می شود. با بکار بردن هر چهار صفحه ٔ باردار و جفت مغناطیس الکتر ...

معنی تلویزیون به فارسی

تلویزیون
( اسم ) دستگاهی است که تصاویر اشیا واشخاص را از مسافت دور بوسیل. امواج الکتریکی انتقال دهد .
۱- تلویزیون ایران فرستنده تهران از نوع آر . ث . ا آمریکایی است و قدرت آن ۴ کیلو وات است . این فرستنده از مهر ماه ۱۳۳۷ ه. ش. شروع بکار کرده است ۲- فرستنده خوزستان ( آبادان ) از نوع آر . ث . ا است ولی قدرت آن برای آنکه برد بیشتری در جزایر خلیج فارس داشته باشد ۱۲ کیلو وات میباشد . دستگاه مذبور غیر دولتی است .
[cable television, CATV] [سینما و تلویزیون] سامانۀ پخش برنامه های تلویزیونی ازطریق بافه/ کابل برای مشترکان متـ . تلویزیون کابلی
[alternative television] [سینما و تلویزیون] نوعی برنامه یا شبکۀ تلویزیونی، اغلب پولی و بافه ای/ کابلی، که برنامه هایی متفاوت با برنامه های شبکه های رسمی را در اختیار مشترکان قرار می دهد
[enhanced TV, EDTV, improved definition TV, IDTV] [سینما و تلویزیون] نوعی سامانۀ پخش تلویزیونی که بدون نیاز به الزامات تلویزیون وضوح بالا باعث بهبود وضوح تصویر می شود
[pay television, pay TV] [سینما و تلویزیون] نوعی خدمات تلویزیونی که تماشای برنامه های آن مستلزم پرداخت وجه ماهیانه است
[commercial television] [سینما و تلویزیون] تلویزیونی که منابع مالی آن ازطریق فروش وقت آگهی یا کمک پشتیبانان تأمین می شود
[religious television] [سینما و تلویزیون] گونه یا برنامه یا شبکه ای تلویزیونی که به پخش برنامه های دینی و مذهبی و ترویج اخلاق دینی اختصاص دارد متـ . شبکۀ ...

معنی تلویزیون در فرهنگ معین

تلویزیون
(تِ لِ یُ) [ فر. ] (اِ.) دستگاهی است که تصاویر اشیاء و اشخاص را از مسافت دور به وسیلة امواج الکترونیکی انتقال دهد.

معنی تلویزیون در فرهنگ فارسی عمید

تلویزیون
۱. دستگاهی الکترونیکی که صورت اشیا و اشخاص و مناظر را از مرکز فرستنده دریافت و پخش می کند.
۲. [مجاز] سازمانی که مسئولیت تهیه و پخش برنامه های تلویزیونی را برعهده دارد.

تلویزیون در دانشنامه اسلامی

تلویزیون بعنوان یکی از قدرتمندترین رسانه ها که همچون سایر رسانه ها، اقتضائات و قابلیت های خاص خود را داراست، جایگاه پراهمیتی در نظام های سیاسی و حکومتی گوناگون دارد و هر کشوری سعی می کند از آن در راستای سیاست ها و براساس ارزشهای مقبول خود بهره بگیرد.
در کشور ما هم این رسانه، که توانائی در تعامل قرار گرفتن با دین را داراست، بایستی منطبق با ارزشهای اسلامی و انقلابی، گام برداشته و کارکردهای خود را براین اساس تنظیم نماید. اما به هر حال در این عرصه با آسیب ها و اشکالاتی روبروست که این مشکلات می توانند در صورت بی توجهی، به دین و دینداری، خدشه وارد کنند. این نوشتار برآنست تا به برخی آسیب های آشکار موجود در برنامه های دینی و برخی آسیب ها که سائر برنامه ها در رابطه با دین یا دینداری دارند بپردازد.
مقدمه
برقراری ارتباط که مبادله ی اطلاعات را به همراه دارد و در پرتوی آن انسان ها می توانند ضمن انتقال خواسته های خود به همدیگر، به واقعیت های تازه ای دست یابند نیازمند ابزاری بنام رسانه هاست.
وسیله ارتباط بشر
یعنی زبان که در نهاد بشر به ودیعه نهاده شده، با وسعت محیط زندگی بشری و افزایش فاصله ها، جوابگوی نیاز بشری نبود؛ لذا موجب شد تا انسان خلاق، به سمت ابداع رسانه های جدیدی گام بردارد. سرانجام با اختراع چاپ در حدود سال ۱۴۵۰م، اولین عصر ارتباطات جمعی، رقم خورد و انسان از کهکشان شفاهی پای به کهکشان گوتنبرگ گذاشت. اینگونه از ارتباط با ایجاد رسانه های نوین و الکترونیکی مانند سینما، رادیو و تلویزیون وارد عصر جدیدی شد و به عقیدۀ «مک لوهان» عصر مارکنی یا ارتباطات الکترونی آغاز گردید.
تنوع محتوایی تلوزیون
...



تلویزیون در دانشنامه ویکی پدیا

تلویزیون
تلویزیون یا دورنما (به فرانسوی: Télévision)، از واژهٔ vision به معنای دید یا نما و واژهٔ tele به معنای دور، یک سیستم ارتباطی برای پخش تصویر متحرک و صداها از مسافت دور است. برای استفاده و دریافت امواج تلویزیون، به یک دستگاه به نام گیرنده تلویزیون احتیاج است. امروزه در ایران، به مجموعه فراهم کننده و پخش کننده برنامه های تلویزیونی، «صدا و سیما» گفته می شود. از جان لوگی برد دانشمند و مخترع اهل اسکاتلند به عنوان مخترع تلویزیون یاد می شود، گرچه دانشمندان و مخترعان بسیار دیگری مانند پائول نیپکو، بوریس روزینگ، ولادیمیر زورکین و فیلو فارنزورث از اواخر سده ۱۹ میلادی تاکنون در توسعه و تکمیل فناوری تلویزیون نقش مؤثر داشته اند.
SECAM: استاندارد پخش تلویزیونی در فرانسه و خاورمیانه و قسمت هایی از اروپای شرقی.
PAL: استاندارد تلویزیون حکم فرما در اروپا.
واژهٔ تلویزیون از زبان فرانسوی به فارسی راه یافته و خود واژه ای دورگه است که بخش نخست آن واژهٔ «تله» (دور) از زبان یونانی و بخش دوم آن واژهٔ «ویزیو» (دید) از زبان لاتین گرفته شده است. با اینکه در بیشتر زبان ها همین واژهٔ تلویزیون (البته با تلفظ های بسیار گوناگون) به کار می رود، برخی زبان ها واژه های خود را برای این مفهوم دارند. برای نمونه، در زبان آلمانی برای تلویزیون همیشه واژهٔ Fernsehen به کار برده می شود که معنی واژگانی آن «دور دید» است.
تاریخ پیدایش تلویزیون به سال ۱۸۸۴ میلادی برمی گردد. زمانی که یک دانش آموز آلمانی به نام پاول نیپکو نخستین سیستم الکترومکانیکی تلویزیونی را با توانایی انتقال یک تصویر ثابت اختراع کرد. این سیستم از طریق روشن کردن یک عکس به وسیلهٔ لنز و یک صفحهٔ چرخشی کار می کرد (صفحهٔ نیپکو). روزنه های چهارگوش (سوراخ های کوچک) بر روی صفحه بریده شده بودند و خط های عکس را تا جایی که عکس کاملاً پویش شود دنبال می کردند. هرچه تعداد این روزنه ها بیشتر می شد، خط های بیشتری هم دنبال می شدند، و ازاین رو جزئیات بیشتری هم نمایان می شد. دستگاه نیپکو تا پیشرفت فناوری تقویت کننده الکترونیکی لامپ خلأ و لامپ پرتو کاتدی عملاً قابل استفاده نبود. در سال ۱۹۰۷، بوریس روزینگ، دانشمند روس، برای نخستین بار توانست با استفاده از لامپ پرتو کاتدی در دستگاه گیرندهٔ تلویزیونی، شکل ه ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تلویزیون در دانشنامه آزاد پارسی

تلویزیون (television)
بازتولید تصویر در فواصل دور، با استفاده از امواج رادیویی. برای ارسال این تصاویر دوربین تلویزیونی الگوی نوری دریافتی را به الگویی از بارهای الکتریکی۱ تبدیل می کند. تصویر به صورت خط به خط و با استفاده از باریکه ای از الکترون های حاصل از یک تفنگ الکترونی۲ روبیده می شود. نتیجۀ کار سیگنال های الکتریکی متغیری است که بازنمود تصویر مورد نظرند. این سیگنال ها را با موج حامل رادیویی۳ ترکیب و به صورت امواج الکترومغناطیسی۴ پخش می کنند. آنتن تلویزیون۵ این موج را دریافت و آن را به گیرندۀ تلویزیون۶ منتقل می کند. گیرندۀ تلویزیون سیگنال های دیداری۷ را جدا می کند و آن ها را به لامپ پرتو کاتدی۸ می فرستد. در لامپ پرتو کاتدی، باریکۀ الکترونی صفحۀ نمایش۹ را خط به خط می روبد و عملی عکس تفنگ الکترونی دوربین صورت می دهد. نتیجۀ این عمل، خلق دوبارۀ الگوی نوری ورودی به دوربین است. با روبش هم بافته۱۰، در هر ثانیه ۲۵ تصویر، در امریکای شمالی ۳۰ تصویر، با مجموع ۶۲۵ خط، در امریکای شمالی و ژاپن ۵۲۵ خط، ساخته می شود.
آنتن های گیرنده. به علت آن که طول موج سیگنال های تلویزیونی کوتاه است، می توان از آنتن تشدیدی۱۱ استفاده کرد. این نوع آنتن معمولاً از آنتن نیم موجی۱۲ تشکیل می شود که شامل لوله ای از جنس فولاد یا آلیاژی سبک است و در وسط آن کابلی هم محور با امپدانس کم۱۳ یا کابلی متوازن قرار دارد. در صورت افزودن عنصری بازتابگر۱۴ به آنتن، بهرۀ آن افزایش می یابد. در نقاطی که سیگنال تلویزیونی ضعیف است، از آنتن های نسبتاً پیچیده استفاده می کنند. این آنتن ها را به حالت عمودی یا افقی نصب می کنند تا با قطبش آنتن های فرستنده۱۵ هماهنگ باشند. آنتن ها را از لوله می سازند، زیرا آنتن سیمی تشدید تیزی دارد و در نتیجه، پهنای باند۱۶ کم می شود و وضوح تصویر کاهش می یابد.
کانال های تلویزیونی. در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، علاوه بر گسترش شبکه های تلویزیونی عمومی، شبکه های تلویزیونی کابلی۱۷ نیز پا به عرصه نهادند. در این شبکه ها، فقط مشترکین شبکه می توانند تصویر دریافت کنند. ساخت سیستم های خاصی از قبیل سیستم مکعبی۱۸ در ایالات متحد، که به بینندگان امکان می دهد با استفاده از دکمۀ پاسخ فوراً نظر خود را به استودیوی تلویزیون منتقل کنند، از دستاوردهای این دوره است. با این سیستم، بیننده ای که در خ ...

نقل قول های تلویزیون

تلویزیون
• «آه از این تصویرنما! این هیولای پُرنیرنگ حیلت باز، مدوزایی که هر شب کرور کرور انفاسِ خیره به خود را بهت زده سنگ می کند. سیرنی که شیرین می خواندت به هوشبر نغمه ای، و دلپذیرند آن بی شمار وعده هایش، لیک در انجام بس ناچیز است داده اش». -> ری بردبری
• «اختراع تلویزیون، انتقام گرفتن تئاتر از صنعت سینما است.» -> پیتر اوستینف
• «اختراع تلویزیون باعث شد که بی سوادان هم عینکی شوند.» -> گابریل لاوب
• «از راه چشم یکراست در شکم، بدون دخالت کله، این است تلویزیون.» -> گونتر گاوس
• «افرادی که تاکنون در تلویزیون نیامده اند کسانی هستند که مدام مشغول تماشای آن می باشند.» -> پیتر اوستینف
• «افزایش برنامه های تلویزیونی از سه به سی و سه کانال ممکن است اشتهای آدمی را به دیدن تصاویر زیاد کند ولی می دانیم که چشم را فقط خاک گور پر می کند، پس باید در انتظار زخم معده و استفراغ هم باشیم.» -> هاینریش بل
• «انسان تلویزیون را اختراع کرد چون شب ها از تنبلی، چشمانش را نمی توانست ببندد.» -> مانفرد هاوسمان
• «برای تسلی خاطر گناهکاران: در بهشت تلویزیون نیست! در جهنم ممکن است.» -> روبرت لمبکه
• «بهترین حسن تلویزیون این است که می توان آن را خاموش کرد. -> لوتار اشمیت
• «تلویزیون رسانه حساسی است. اگر سریال آبرومند و قابل دفاعی ساخته شود که عالی است و برای همه عواملش شهرت و محبوبیت و موفقیت به همراه خواهد داشت اما برعکسش هم صادق است.»
• «تا وقتی که با تلویزیون نتوان یک مگس را کشت، جای روزنامه را نخواهد گرفت.» -> مانفرد رومل
• «تلویزیون، آدامس چشم است.» -> اورسن ولز
• «تلویزیون از دایره خانواده، نیمدایره درست می کند.» -> لوتار اشمیت
• «تلویزیون به وسیله افرادی، شما را در منزلتان سرگرم می کند که در حالت عادی به خانه خود راه نمی دادید.» -> شرلی مک لین
• «تلویزیون، بیماری عفونی روح است.» -> فدریکو فلینی
• «تلویزیون تنها داروی خواب آوری است که از راه چشم باید خورد.» -> ویتوریو دسیکا
• «تلویزیون مظهر دوران ماست و از اهمیت خاصی برخوردار است اما غالبأ فضای گفتگو را از بین می برد، از طرفی کمبود گفتمان ...

تلویزیون در جدول کلمات

تلویزیون رایانه
از مدیران فیلمبرداری سرشناس سینما و تلویزیون کشورمان با آثاری چون ترانزیت و مختارنامه
جوان روح
از مدیران فیلمبرداری فقید و سرشناس تلویزیون و سینمای ایران با آثاری چون «قصه های مجید» | «مختارنامه» | «معصومیت از دست رفته» و •••
جوان روح
از هنرپیشگان معروف سینما و تلویزیون ایران
تارخ
از کارآگاهان آلمانی در تلویزیون ایران
کاستر
بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون با سریالهایی چون «هزار دستان» | «پدر سالار» و «رسم شیدایی»
کشاورز
بازیگر مرد سینما و تلویزیون با سریال تب سرد
دیرباز
بازیگر مرد سینما و تلویزیون با سریالهایی چون پایتخت و ابله
تنابنده
بازیگر مرد سینما و تلویزیون با فیلم هایی چون معراجیها و اخراجی های 3
رویگری
بازیگر مرد سینما و تلویزیون با فیلم هایی چون «چپ دست » و « قرنطینه »
حمید گودرزی

معنی تلویزیون به انگلیسی

video (اسم)
تلویزیون
television (اسم)
تلویزیون ، دور نشان
telly (اسم)
تلویزیون

معنی کلمه تلویزیون به عربی

تلویزیون
تلفزيون , فيديو
موجة هوائية
رقاقة

تلویزیون را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سینا
فرابین
آیدا
نمایانه
آرین
دورجم
اتنا
تی وی
فاطمه
تی وی
محمدعلی
نماگو،گونما
هدی
تی وی
جوادشجاعی
تلویزیون=درون‌تصویر
بلال
نما پَرا
اردشیر
نما آور ، نمارسان ( نمارسا)
نیک
دورنما (بهترین برابر فارسی)، تلویزیون
محمدرحیم ریگی
رخ آوا (بضم را)
مهرداد
تلویزیون در زبان انگلیسی مانند بسیاری از واژگان پارسی، نتیجه ترکیب دو یا چند واژه است؛ بدین گونه که از ترکیب دو واژه� تله،tele� و �ویزون، vision� به وجود آمده.
واژه� تله،tele� به معنی مخابره است که پیشوند واژگان آشنای انگلیسی همچون تلفن(telephone)، تلگراف(telegraph)، تلگرام (telegram )است.
واژه �ویزون، vision� که گویش درستش �ویژن� است نیز به معنی منظره یا چشم انداز است که هم خانواده های(مشتقات های) آن ویو(view ) برای نمونه: ویوی بالکن، ویزیت(visit ) که به معنای دیدار است و...
پس میبینم که می توان همچون زبان انگلیسی، دو واژه برابر نهاد شایسته گزینش کرد و کنار هم قرار داد تا برابر نهاد واژه بیگانه تلویزیون به میان آید. که باید توجه داشت که برای خود انگلیسی ها هم در آغاز پیدایش تلویزیون، زمانی که به معنای تحت الفاظی آن می اندیشیدند، در ابتدا برایشان عجیب بنظر می آمد ولی بعد ها با گذشت زمان بطور ناخودآگاه و از روی عادت، معنا و مفهوم جدید را با واژه ساخته شده در ذهن خود پیوند دیده یافتند. همانگونه که یخچال برای ما همان معنایی که برای نیاکان ما میداد نمی دهد.
در پایان این را هم بر سخنانم می افزایم که اگر واژگان بیگانه ای افزون بر واژگان مورد بحث در نوشته هایم دیده اید علت و چرایی دارد و آن این است که نهادینه کردن واژگان پارسی بطور کامل نیاز به زمان دارد و اگر ما بیش از اندازه از این گونه سخنان بکار گیریم باعث سخت فهمی و مایل شدن بخش زیادی از تمرکز فرد از روی درک مفهومی بر روی درک زبانی میشود که نتایج آن شامل کژفهمی تا گیج و سردرد گرفتن میشود.
سپاس از خواندتان.
عباس محترمی
سپرگse-parg
امیرمحمد
رُخ نما
رضا
نگارشگر، قابنما
وریا صادقی
تلویزیون کلمه ای انگلیسی و مرکب از 2 کلمه (تله به معنای دور) و( ویژن به معنای نگار)است.
ایرزاد
تلویزیون :
بینه : از بین ه مانند : ماله،کوبه
بینَن : از بین اَن مانند تاوَن
تَرابینَن : از نگر واگویی مانند تلویزیون است
امیر صالح احمدی
صفحه نمایش
مهدیه
تی وی
اُمید
فکر می کنم برازنده و بکارآمدترین همچم واژه ی تلویزیون به فارسی "دورنما" ست. هم درست است و هم روان روی زبان. فکر می کنم فرهنگستان زبان همین واژه را پیشنهاد کرده که بسنده ست.
محمّد
نَماوَر = نما( تصویر)آوَر = آورنده ی نما (یا همان آورندهٔ تصویر) ؛ به نظر جایگزین و معادل خوبی برای تلویزیون است. به سادگی و بسیار روان بر زبان جاری میشود وهمچنین تا حدودی معنای خوبی از واژهٔ "television" است.
ایمان ترابی
نماوا
که خلاصه شده و در اصل نما آوا بوده
زیرا تلویزیون فقط تصویر نیست و صدا هم همراهش پخش میشود.
ایرزاد
تلویزیون
تله - ویز - یون
تله = فرا ، دور
ویز = بین ، وید ( در واژهء هُوِیدا )
یون = اَن ( پس وند نام ساز : تاوَن ، سوزَن، دَرزَن...)
پیشنهاد : فَرابین ، فَرابینه
هر چند دورنما واژه ای شایسته است ولی از آن در کاربرد چشم انداز و perspective بهره برده می شود.
از سویی می توان به جای گرته برداری از روش واژه سازی فهمیده ای ( مفهومی) بهره برد.
پیش نهاد دیگر :
نَمایَن : نَما- اَن ( اَن : پس وند اَبزار ساز)

فرتاش
جدا از واژگان جایگزین گفته شده، بهترین واژه ای که برابرنهاد واژه (تلویزیون) است، واژه (بیناک) می باشداز (بن آینده دیدن) به همراه پسوند (آک=آنچه انجام می دهند) که چم آن چنین می شود: آنچه می بینند. همانند واژه (خوراک) که به چم( آنچه می خورند) می باشد یا واژه ای که احمد کسروی در نسک <واژه نامه پاک> جایگزین واژه (مطبوعات) از واژه (چاپاک) به چم ( آنچه چاپ می کنند) بهره برد. همانگونه که روشن است پسوند پارسی( آک) به همراه بن آینده(بن مضارع) کارواژه ای می آید که آن کارواژه به پدیده ای برون آخته(ابژکتیو) اشاره دارد. واژه دورنما هرچند چم
واژه به واژه تلویزیون می باشد ولی ما در جای دیگری از دورنما بهره می گیریم، با این حال من واژه بیناک را بیشتر می پسندم هرچند اگر مردم دورنما را بکار ببرند من هم پیرو خواهم بود.
مانیدا
به نظر من تلویزیون از دو کلمه گرفته میشه دیدن از دور
یعنی دیدن هر چیزی از فاصله دور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تلویزیون ال جی   • خرید تلویزیون   • تلویزیون سامسونگ   • فروش تلویزیون   • تلویزیون قیمت   • پخش زنده فوتبال شبکه 3   • پخش زنده شبکه 1   • پخش زنده ورزش   • معنی تلویزیون   • مفهوم تلویزیون   • تعریف تلویزیون   • معرفی تلویزیون   • تلویزیون چیست   • تلویزیون یعنی چی   • تلویزیون یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تلویزیون

کلمه : تلویزیون
اشتباه تایپی : jg,dcd,k
آوا : televizyon
نقش : اسم
عکس تلویزیون : در گوگل

آیا معنی تلویزیون مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )