برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1466 100 1

تفریح

/tafrih/

مترادف تفریح: بازی، پیک نیک، تفرج، تفنن، خوشی، سرگرمی، شادمانی، گردش، گشت، لعب، لهوولعب، مشغولیت، نزهت، هواخوری، گردش کردن، شادی کردن، فرحناک شدن، شادمانی کردن

برابر پارسی: خوش گذرانی، سرگرمی، شادمانی، لشتن

معنی تفریح در لغت نامه دهخدا

تفریح. [ ت َ ] (ع مص ) شاد کردن. (تاج المصادربیهقی ) (زوزنی ) (دهار) (آنندراج ). شادمانه کردن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شادمان کردن. (از اقرب الموارد). || (اِ) فرح و خوشی و عیش و تماشاو تفرج و گشت و لهو و بازی. (ناظم الاطباء) : و بدان تنزهی و تفریحی میجستم. (کلیله و دمنه ).

معنی تفریح به فارسی

تفریح
شادمانی کردن، شادمانی وخوشی
۱ - ( مصدر ) شادمانی نمودنشادی کردن . ۲ -( مصدر )شاد کردن شادمان ساختن . ۳ - ( اسم ) خوشی . ۴ - گردش . جمع : تفریحات .
[recreation] [گردشگری و جهانگردی] سپری کردن اوقات فراغت با فعالیت های فرح بخش
( مصدر ) ۱ - شادمانی نمودن شادی کردن . ۲ - گردش کردن .

معنی تفریح در فرهنگ معین

تفریح
(تَ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) شادمانی نمودن . ۲ - (مص م .) شادمان ساختن .
( ~.) [ ع - فا. ] (اِمر.) محل تفریح ، گردش گاه .
(زَ گِ تَ) [ فا - ع . ] (اِمر.) فاصلة کوتاه پس از پایان یک جلسه درس که به شاگردان امکان می دهد از کلاس بیرون بروند و به بازی یا استراحت پردازند.

معنی تفریح در فرهنگ فارسی عمید

تفریح
۱. شادمانی کردن.
۲. شادمانی و خوشی.

تفریح در دانشنامه اسلامی

تفریح
خوش گذرانی را تفریح گویند و از آن به مناسبت در باب صلات نام برده شده است.
تفریح کردن بنفسه امری مباح است مگر آنکه با کارهای حرام در شرع مقدّس، مانند تفریح با آلات لهو قمار بازی و غیر آن توأم گردد.
از آنجا که حکم اوّلی تفریح جواز و اباحه است، سفر حتّی به قصد خوش گذرانی و شادمانی موجب قصر نماز می‏شود، مگر سفر به قصد شکار ـ در فرضی که غرض از شکار صرف تفریح باشد و نه تأمین نیاز زندگی ـ که نماز در آن تمام است.
برخی چنین سفری را از مصادیق سفر معصیت دانسته‏اند.

«تفریح القلوب» ترجمه فارسی رساله ادویه قلبیه ابن سیناست که به قلم حکیم احمد الله خان به انجام رسیده است. این اثر از آثار کم حجم ولی گران قدر پزشک و فیلسوف نامدار ایرانی، حکیم ابوعلی سینا، که نسخ متعددی از آن به صورت خطی و مواردی هم چاپ سنگی در کتابخانه های ایران و کشورهای دیگر قابل دسترسی است. این اثر به زبان های مختلف -از جمله فارسی و اردو- ترجمه و شرح شده است.
مترجم در مقدمه رساله انگیزه نگارش این ترجمه را حل مشکلات و توضیح مجملات کتاب دانسته تا افراد بیشتری از آن بهره مند شوند. (تفریح القلوب، ص147).
ساختار رساله حاضر همان ساختار ادویه قلبیه ابن سینا است. مؤلف این کتاب را در بخش های مختلفی تحت عنوان فصل نگاشته است که بعضی از این فصول هیچ نام و عنوانی ندارند و بعضی از فصول دارای عنوان می باشد. در مجموع این رساله مشتمل بر شانزده فصل است که از تشریح قلب و نحوه فعالیت آن آغاز شده و با مبحث استفراغ سوداوی پایان می پذیرد.
این اثر هر چند به عنوان ترجمه ادویه قلبیه ابن سینا شناخته می شود، ولی باید گفت که حکیم احمدالله خان تنها به ترجمه صرف بسنده نکرده است، بلکه -چنان چه خود در مقدمه این رساله متذکر شده است (تفریح القلوب، ص147)- وی علاوه بر ترجمه، بعضی از مباحث را به اختصار شرح کرده است و اگر نکته ای مبهم بوده، سعی کرده آن را توضیح دهد. مقایسه ای بین حجم اصل رساله ادویه قلبیه ابن سینا و ترجمه آن نشانگر صدق مدعای مترجم است.
مؤلف در این اثر در پی آن بوده که ادویه ای را که باعث تفریح و قوت قلب است، ذکر کند. وی پس از ...

تفریح در دانشنامه ویکی پدیا

تفریح
تفریح در لغت به معنای فرح و خوشی و عیش و تماشا و تفرج و گشت و لهو و بازی می باشد. و در مفهوم به اعمالی گفته می شود که توسط افراد در زمان فراغت انجام می گیرد و باعث بازگشت شخص به حال تعادل و طبیعی می شود. تفریح در واقع شامل آن دسته از فعالیت ها می شود که افراد آن ها را برای خودشان، برای شوخی، سرگرمی، برای بهبود خود یا برای اهدافی که خودشان تعیین می کرده اند انتخاب می کنند. نه به خاطر سود و منفعت ها یا اهدافی که جامعه برای ایشان تعیین می نماید. در واقع تفریح، همان وقت آزاد نیست؛ برای مثال بعضی مردم وقت آزاد زیادی دارند، اما نمی دانند چگونه از آن استفاده کنند و آن را تفریح تلقی می کنند. اما برای تفریح، داشتن وقت آزاد ضروری است.
تفریح و زندگی فعال برای سلامتی فرد اهمیت دارد.
تفریح و پارک ها باعث تقویت بنیاد خانواده و ایجاد جوامعی سالمتر می شود.
تفریح هزینه های مربوط به مراقبت های پزشکی، خدمات اجتماعی و پلیس و دادگستری را کاهش می دهد.
تفریح و گردشگاه ها مولد قوی اقتصادی به شمار می رود.
جامعه شناسان، اوقات فراغت را به دو دسته اصلی تفریح فعالانه و منفعلانه تقسیم می کنند. این تقسیم بندی را می توان در مورد تفریح ها هم به کار برد. در تفریح فعال برای خوش گذراندن انرژی جسمی یا انرژی روانی صرف می کنیم. بعضی وقتها برای تفریحمان انرژی ذهنی می گذاریم. مثلاً وقتی کتاب می خوانیم یا نقاشی می کشیم. به هر حال تفریح های فعال همیشه با هیجان همراه هستند.
برخلاف تفریح فعال، در تفریح منفعل انرژی جسمی یا ذهنی زیادی صرف نمی کنیم. واضح ترین نمونه تفریح منفعل، تماشای تلویزیون است البته به هر حال موقع تماشای تلویزیون فعالیت ذهنی می کنیم، اما هر چه برنامه ای که تماشا می کنیم عامه پسندتر باشد، کمتر ذهن ما را درگیر می کند. در تفریح منفعلانه بیشتر از اینکه مختار باشیم، تسلیم هستیم.
تفریح انسان را از بیماری های روانی همچون افسردگی حفظ میکند
عکس تفریح
تفریح (به انگلیسی: Recreation) فیلمی کوتاه و صامت، به نویسندگی و کارگردانی و بازی چارلی چا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با تفریح

تفریح در جدول کلمات

تفریح کودکانه
ددر
به تفریح رفتن در جنگل و پارک
پیکنیک
جایی که در آنجا عد ه ای برای ورزش | بازی | تفریح | یا دیدوبازدید جمع میشوند
باشگاه
شبکه تفریح و سرگرمی تلویزیون
نسیم
فعالیتی که به خاطر سرگرمی و تفریح صورت میگیرد
بازی
مایه تفریح و سرگرمی
بازی
محلی که ورزشکاران برای تفریح یا ترین رد ایند
اردو
محلی که ورزشکاران برای تفریح یا تمرین گرد آیند
اردو
نام تفریح و ورزش رقابتی هوایی
پاراگلایدینگ
نوعی ورزش و تفریح فضای باز
سنگ نوردی

معنی تفریح به انگلیسی

amusement (اسم)
گمراهی ، سرگرمی ، تفریح ، لذت ، گیجی ، پذیرایی ، فریب خوردگی ، نمایش
break (اسم)
وقفه ، تفریح ، تنفس ، شکاف ، شکست ، شکستگی ، فرصت ، مهلت ، فرجه ، انقصال ، بادخور
play (اسم)
بازی ، تفریح ، نمایش ، ورزش ، نمایشنامه ، نواخت ، لهو ، نواختن ساز و غیره ، سرگرمی مخصوص
paseo (اسم)
گردش ، باغ ملی ، تفریح ، تفرج
walk (اسم)
راهرو ، تفریح ، خیابان ، سیر ، گردشگاه ، پیاده رو ، راهروی ، گردش پیاده
pastime (اسم)
سرگرمی ، تفریح ، ورزش ، مشغولیات ، کاروقت گذری
recreation (اسم)
سرگرمی ، تفریح ، خلق مجدد
promenade (اسم)
گردش ، تفریح ، تفرجگاه ، سیر ، گردشگاه ، تفرج
diversion (اسم)
تفریح ، عمل پیگم کردن ، انحراف از جهتی
divertimento (اسم)
تفریح ، تنوع
jaunt (اسم)
گردش ، تفریح ، مسافرت کوچک
recreative (صفت)
تفریح ، دوباره ایجاد کننده

معنی کلمه تفریح به عربی

تفریح
استجمام , انحراف , تسلية , مسرحية , هبة
سل
قبرة
لعبة , مسرحية

تفریح را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

.
سرگرمی
شادای کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تفريح تهران   • تفریح چیست   • انواع تفریح   • تفریحی دختر   • تفریح و سرگرمی در تهران   • معنی تفریح   • تفریح در خانه   • تعریف تفریح   • مفهوم تفریح   • معرفی تفریح   • تفریح یعنی چی   • تفریح یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تفریح
کلمه : تفریح
اشتباه تایپی : jtvdp
آوا : tafrih
نقش : اسم
عکس تفریح : در گوگل

آیا معنی تفریح مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران