برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1571 100 1
شبکه مترجمین ایران

تعقل

/ta'aqqol/

مترادف تعقل: استدلال، تأمل، تفکر، فکر، اندیشیدن، اندیشه کردن، خردمندی

برابر پارسی: اندیشیدن، بینشوری

معنی تعقل در لغت نامه دهخدا

تعقل. [ ت َ ع َق ْ ق ُ ] (ع مص ) در یکدیگر آوردن انگشتان هر دو دست را تا بر شتر ایستاده سوار شود. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || پای را دوتاکرده بر بن ران یا پیش مقدم زین نهادن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بند آوردن دوا شکم کسی را. || بستن وظیف و ساق شتر را با هم. (ناظم الاطباء). || هوش بخود آوردن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). فکرنمودن. (غیاث اللغات ). درک کردن. (از اقرب الموارد). دریافت و ادراک و تفکر و تفهم. (ناظم الاطباء). قسمتی از ادراک باشد و آن عبارت است از ادراک شیئی در حال تجرد و برهنگی از لواحق مادی و آن را عقل نیز نامند و بعضی علم هم گویند و گاه بر مطلق ادراک اطلاق شود خواه شی ٔ ادراک شده مجرد و خواه مادی باشد... (از کشاف اصطلاحات الفنون ) : و آلتهای حفظ و ذکر و تخیل و توهم و تعقل و تذکر و تصور موجود کرد. (سندبادنامه ص 315). || خردمندی نمودن. (دهار).تکلف عقل. (از اقرب الموارد). و رجوع به عقل شود.

معنی تعقل به فارسی

تعقل
هوش وخردپیداکردن وبه نیروی عقل به امری پی بردن
۱ -( مصدر ) اندیشیدن اندیشه کردن . ۲ -( اسم ) خردمندی . جمع : تعقلات .
( مصدر ) اندیشیدن اندیشه کردن .
خلق وسط است میان صرف فکر بادراک چیزی که در تعقل مطلوب زائد بود و میان قصور فکر از تعقل تمامی مطلوب

معنی تعقل در فرهنگ معین

تعقل
(تَ عَ قُّ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) اندیشه کردن . ۲ - (اِمص .) خردمندی .

معنی تعقل در فرهنگ فارسی عمید

تعقل
هوش و خرد پیدا کردن و به نیروی عقل به امری پی بردن، از روی فکر و خرد به کاری اندیشیدن.

تعقل در دانشنامه اسلامی

تعقل
تعقل، به معنای بکاربردن نیرویی است که به واسطه آن خیر و شر و حق و باطل از یکدیگر تشخیص داده می شود.
در اینجا مفهوم سه واژه فکر، عقل و تدبر بررسی می کنیم.
← فکر
باید به این نکته توجه داشت که حقیقت انسان همان روح، قلب و نفس ناطقه او است و تعبیرات مختلفی؛ مانند روح، قلب و نفس ناطقه، همگی به حقیقت و معنای واحدی اشاره دارند که عبارت است از: بُعد مجرّد انسان. با این تفاوت که وقتی این واژگان با هم و در کنار هم استعمال می شوند هر یک به شأن خاصی از بُعد مجرد و حقیقت آدمی اشاره می کنند و هنگامی که تک تک به کار برده می شوند به همان حقیقت واحد اشاره دارند.به عنوان نمونه، از آن جایی که روح؛ منبع اندیشه، و ادراک در زندگی است، به آن عقل می گویند. آدمی با عقل؛ تعقّل، تفکّر و تدبّر می کند، اما همه ی اینها بر می گردد به روح و در اصل از عملکردهای آن است، و استقلال اینها به معنای مقابلیت با روح نیست، بلکه به تناسب وظیفه خویش از شئون روح الهی آدمی است.
آیات، جمع آیه به معنای علامت ظاهر و روشن است.
اندیشه در آیات الهى، فلسفه ارائه آن ها به مردم:فقلنا اضربوه ببعضها کذلک یحى اللَّه الموتى و یریکم ءایته لعلّکم تعقلون.
بقره/سوره۲، آیه۷۳.    
بندگان خدا، یادآور و اندیشمند در آیات خدا و گریزان از روبه رو شدن کورکورانه با آن ها:و عبادالرحمن ...• و الذین إذا ذکّروا بایت ربّهم لم یخرّوا علیها صمّا و عمیانا.
فرقان.سوره۲۵، آیه۶۳.    
...
در اسلام به تعقل بهایی بسیار داده شده است، اما تعقل دارای درجاتی است و بالاترین مرتبه تعقّل که اولیای الهی ما را بدان دعوت می کنند، اندیشه ای است که در ارتباط با هدایتی الهی شکل می گیرد و انسان را به سوی دین ـ که عهده دار سعادت بشری است ـ راهنمایی می کند. بنابر این کسی که می اندیشد و وارد وادی معرفت شده است ـ هرچند در نازل ترین درجه آ ...

معنی تعقل به انگلیسی

intellection (اسم)
تعقل ، تفهم

معنی کلمه تعقل به عربی

مستحيل التقدير

تعقل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رسول فراست کیش
تعقل یا خردورزیدن فعالیتی ذهنی است که انسان بوسیله آن راه درست راپیش بینی وکشف وپیشنهادمی کند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعقل چیست   • شعر درباره تعقل   • تعقل یعنی چه   • تعقل را تعریف کنید   • حدیث تعقل   • تعقل در قران   • داستان تعقل   • آیه در مورد تفکر و تعقل   • معنی تعقل   • مفهوم تعقل   • تعریف تعقل   • معرفی تعقل   • تعقل یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی تعقل

کلمه : تعقل
اشتباه تایپی : jurg
آوا : ta'aqqol
نقش : اسم
عکس تعقل : در گوگل

آیا معنی تعقل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )