برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1469 100 1

تعزیز

معنی تعزیز در لغت نامه دهخدا

تعزیز. [ ت َ ] (ع مص ) ارجمند گردانیدن. (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). عزیز گردانیدن. (از اقرب الموارد) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). عزیز کردن. (دهار). || تعظیم. (اقرب الموارد). || نیرومند کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). قوی کردن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). توانا کردن. و منه قوله تعالی : فعززنا بثالث . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بر هم نشاندن باران زمین را. || دشوار کردن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی تعزیز به فارسی

تعزیز
۱ - ( مصدر ) عزیز کردن ارجمند کردن .
ارجمند گردانیدن تعظیم
عقوبت کردن

معنی تعزیز در فرهنگ معین

تعزیز
(تَ) [ ع . ] (مص م .) ارجمند گردانیدن ، عزیز کردن .

معنی تعزیز در فرهنگ فارسی عمید

تعزیز
۱. عزیز کردن، ارجمند گردانیدن.
۲. بزرگ داشتن.
۳. توانا کردن.

تعزیز را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعزير   • تعزیر   • قرص تعزیز الکلوی   • حد   • معنی تعزیز   • مفهوم تعزیز   • تعریف تعزیز   • معرفی تعزیز   • تعزیز چیست   • تعزیز یعنی چی   • تعزیز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تعزیز
کلمه : تعزیز
اشتباه تایپی : jucdc
عکس تعزیز : در گوگل

آیا معنی تعزیز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران