برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1463 100 1

تطهر

معنی تطهر در لغت نامه دهخدا

تطهر. [ ت َ طَهَْ هَُ ] (ع مص ) سر و تن شستن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). پاک شدن و غسل آوردن زن از خون و جز آن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پاک شدن و سر و تن شستن. (آنندراج ). پاک شدن ازریم و آلودگی و غسل کردن زن. (از اقرب الموارد). || پرهیز کردن از گناه و از هر زشتی. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). خود را بازداشتن از گناه. (آنندراج ). خودداری کردن از گناه. (از اقرب الموارد).

معنی تطهر به فارسی

تطهر
( مصدر ) پاک شدن سر و تن شستن . ۲ -( اسم ) شست و شو .

معنی تطهر در فرهنگ معین

تطهر
(تَ طَ هُّ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) پاک شدن ، سرو تن شستن . ۲ - (اِمص .) شست وشو.

تطهر را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی تطهر   • مفهوم تطهر   • تعریف تطهر   • معرفی تطهر   • تطهر چیست   • تطهر یعنی چی   • تطهر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تطهر
کلمه : تطهر
اشتباه تایپی : jxiv
عکس تطهر : در گوگل

آیا معنی تطهر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران