برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1354 100 1

تضامنی

/tazAmoni/

معنی تضامنی در لغت نامه دهخدا

تضامنی. [ ت َ م ُ ](ص نسبی ) منسوب به تضامن. (یادداشت مرحوم دهخدا).
- شرکت تضامنی ؛ نوعی شرکت تجاری است که هر یک از شرکاء مسؤول تمام بدهی شرکت در مقابل طلبکاران است و بعبارت دیگرطلبکار حق دارد تمام طلب خود را از هر یک از شرکاء مطالبه نماید. مقابل شرکتهای غیرتضامنی که شرکاء بنسبت سهم الشرکه ٔ خود در مقابل دیون شرکت مسؤولیت دارند. و رجوع به تضامن شود.

معنی تضامنی به فارسی

تضامنی
منسوب به تضامن

تضامنی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پارسی " پایندی " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
هنبازینک پایندی = شرکت تضامنی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شرکت های تضامنی pdf   • حسابداری شرکتهای تضامنی   • تحقیق در مورد شرکت های تضامنی   • انحلال شرکت تضامنی   • معنی تضامنی   • مسئولیت تضامنی یعنی چه؟   • تعریف شرکت تضامنی   • تاریخچه شرکت تضامنی   • مفهوم تضامنی   • تعریف تضامنی   • معرفی تضامنی   • تضامنی چیست   • تضامنی یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی تضامنی
کلمه : تضامنی
اشتباه تایپی : jqhlkd
آوا : tazAmoni
نقش : اسم
عکس تضامنی : در گوگل

آیا معنی تضامنی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )