برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1470 100 1

تشویش

/taSviS/

مترادف تشویش: آشوب، اضطراب، بیم، پریشانی، ترس، دغدغه، دل شوره، دل واپسی، قلق، ناراحتی، نگرانی، واهمه

متضاد تشویش: آرامش، سکون

برابر پارسی: دلشوره، دلواپسی، نگرانی

معنی تشویش در لغت نامه دهخدا

تشویش. [ ت َش ْ ] (ع مص ) شوریده گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی ) (مجمل اللغة). شوریده بکردن. (زوزنی ) (دهار). شوریده کردن کار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). پریشان کردن. (غیاث اللغات ). در قاموس آمده است که تشویش و مشوش و تشوش همگی لحن اند و صواب تهویش و تهوش و مهوش است. (از منتهی الارب ). و این عربی الاصل نیست و فارسیان بمعنی رنج و محنت با لفظ داشتن و خوردن و کشیدن و دادن و کردن استعمال می نمایند. (آنندراج ). || (اِمص ) پریشانی و آشفتگی و اضطراب و بی آرامی و وحشت و هراس و حیرت و شوریدگی خاطر. (ناظم الاطباء) :... فوجی قوی از هندوان و از هر دستی پیش کنم.... و راه سیستان گیرم... تا ایمن باشیم اما تشویش این خاندان بننشیند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 49). چون بنشست تشویشی دید، بدگمان گشت بترسید، درساعت بند آوردند و وی را ببستند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 655). چون خبر بشهر افتاد که هارون رفت تشویشی بزرگ بپا شد. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 700).
چرا بایست از هول قیامت
چنین تشویشها بر دل کشیدن.
ناصرخسرو.
معلف اسبان تازی را خران بگرفته اند
در چنین تشویش ملک ای زیرکان افسار کو.
سنایی.
خار فتنه مادت تشویش ملک و دولت باشد. (سندبادنامه ص 203). سلطان از جهت وفات پدر و تشویش حال غزنه از آن مهم بازماند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 216).
در آن ره رفتن از تشویش و تاراج
به ترک تاج کرده ترک را تاج.
نظامی.
تا نظر بر جهت نقاب نبست
دل ز تشویش و اضطراب نرست.
نظامی.
چون حاجتش برآمد و تشویش خاطرش برفت ، وفاء نذرش به وجود شرط لازم آمد. (گلستان ). مریدی گفت پیری را چه کنم کز خلایق به رنج اندرم ازبس که بزیارتم همی آیند و اوقات مرا از تردد ایشان تشویش همی باشد. (گلستان ).
یابه تشویش و غصه راضی شو
یا جگربند پیش زاغ بنه.
(گلستان ).
بازرستم من ز تشویش و عذاب
دوش خوش خفتم در آن بی خوف خواب.
مولوی.
ای ز دلها برده صد تشویش را
نوبت تو شد بجنبان ریش را.
مولوی.
شب را چون گذرانید با ت ...

معنی تشویش به فارسی

تشویش
شوریده ساختن، درهم کردن، بهم زدن، پراکندن
۱- ( مصدر ) شوریده کردن در هم کردن پریشان ساختن . ۲-( اسم ) پریشانی آشفتگی . جمع : تشویشات .
شوریده خاطر بودن و مضطرب بودن و بی قرار بودن و آزرده بودن
مضطرب شدن و بهم بر آمدن و بی آرام آرام شدن و آزرده شدن

معنی تشویش در فرهنگ معین

تشویش
(تَ) [ ع . ] (مص م .) شوریده کردن ، اضطراب .

معنی تشویش در فرهنگ فارسی عمید

تشویش
۱. آشفتگی، بی آرامی.
۲. [قدیمی] درهم کردن، به هم زدن.
۳. [قدیمی] پراکندن.
۴. [قدیمی] شوریده ساختن.

تشویش در جدول کلمات

تشویش | اضطراب
دلهره

معنی تشویش به انگلیسی

phobia (اسم)
انزجار ، نفرت ، تشویش ، خوف ، بیم ، ترس بیخود
perturbation (اسم)
انحراف ، اشفتگی ، تشویش ، اختلال
anxiety (اسم)
تمایل ، اضطراب ، نگرانی ، تشویش ، دلواپسی ، اشتیاق ، اندیشه ، غم ، ارنگ ، خوف
disquietude (اسم)
اشفتگی ، ناراحتی ، اضطراب ، تشویش ، بی قراری
inquietude (اسم)
اشفتگی ، ناراحتی ، اضطراب ، تشویش ، دلواپسی ، بی قراری

معنی کلمه تشویش به عربی

تشویش
قلق ، عدم استقرار
بلبلة الرأي العام
إرْباک

تشویش را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مریم قاسمی
پریشانی
رضاآپادانا
پریشانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی تشویش درحل جدول   • تشویش چیست   • تشویش درجدول   • تشویش سامان   • معنی قاپوچی در جدول   • معنی تشویش در حل جدول   • معنی تشویش اذهان عمومی   • عایدی در جدول   • مفهوم تشویش   • تعریف تشویش   • معرفی تشویش   • تشویش یعنی چی   • تشویش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تشویش
کلمه : تشویش
اشتباه تایپی : ja,da
آوا : taSviS
نقش : اسم
عکس تشویش : در گوگل

آیا معنی تشویش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران