برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1531 100 1
شبکه مترجمین ایران

تشبیه

/taSbih/

مترادف تشبیه: شبیه سازی، قیاس، مقایسه، شبیه کردن

برابر پارسی: مانند کردن، مانندسازی، همانگری

معنی تشبیه در لغت نامه دهخدا

تشبیه. [ ت َ ] (ع مص ) مانند کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). مانند او کردن آن را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مانند کردن چیزی رابه چیزی و با لفظ کردن و دادن مستعمل. (آنندراج ). مشابهت و تمثیل و یکسانی و مانندگی. (ناظم الاطباء). || (اصطلاح علم بیان ) دیگر از جمله ٔ بلاغت تشبیه گفتن است و راست ترین و نیکوترین آن است که چون باشگونه کنیش تباه نگردد و نقصان نپذیرد و هر یکی از ماننده کردگان بجای یکدیگر بایستد بصورت و بمعنی. تشبیه بر چند گونه است : یکی آن است که چیزی به چیزی ماننده کنند به صورت و به هیأت. یا چیزی بر چیزی ماننده کنند به صفتی از صفتها، چون حرکت و سکون و لون و رنگ و شتاب و درنگ ، چون اتفاق افتد به چیزی ماننده کرده دو معنی یا سه معنی از وصفهای تشبیه ، آنگه قوی گردد... و من اکنون بیتهای این باب یاد کنم تا نگرنده تأمل کند و وی را روشن شود کیفیت انواع این بابها.
معروفی گوید (رمل ):
می بر ساعدش از ساتکنی سایه فگند
گفتی از لاله پشیزه ستی بر ماهی شیم.
عماره گوید (هزج ):
جای کمرت شعر عماره ست همانا
کز یافتنش خیره شود وهم خردمند.
هم عماره گوید (قریب ):
پیراهنم از خون و آب دیده
چون توز کمان گشت و من کمانم.
شاعر گوید (هزج ):
زین آمدن دیرت و غایب شدن زود
شادی ز دلم گم شد و اندوه بیفزود
چون تشنه ٔ مخمور که آب سحری سرد
ساقی به بلور اندر بنمودش و بربود.
تشبیه بلیغتر آن بود که چیزی پوشیده ظاهر گردانی به تشبیه چنانکه خسروی گوید (قریب ):
اندر دل تو زفتی و بخیلی
معروفتر از کرده های دیگر.
عنصری گوید(هزج ):
هزیمت رفتگان چونان همی رفتند روی از پس
چو اندر رستخیز آن کس کجا گوینده ٔ بهتان
دو دست اندر عنان چونان چو اندر سلسله دوزخ
دو پای اندر رکاب ایدون چو اندر کنده ٔ زندان.
هم عنصری گوید (مجتث ):
اگرچه باد ندارد ز نقش و عطر خبر
ببابش اندر نقاش گردد و عطار
گهی بگستردش همچو مشک بر لاله
گهیش توده کند چون بنفشه بر گلزار
گهش چو سلسله دارد شکسته بر پیوند
گهش چو دایره دارد کشیده بر پرگار
ازوست رونق آن روی و این چنین نشگفت
که ابر تیره بودرونق شکفته بهار.
کسایی ...

معنی تشبیه به فارسی

تشبیه
شبیه کردن، چیزی رابه چیزی دیگرمانندکردن
۱-( مصدر ) چیزی را بچیز دیگر مانند کردن شبیه کردن . ۲- مانند کردن چیزیست بچیز دیگر در صفتی و آن شامل چهار رکن رکن است که آنها را ارکان تشبیه گویند. الف - مشبه چیزی که آن را تشبیه کنند. ب - مشبه به چیزی که مشبه را بدان مانند کنند .ج - وجه شبه امری که میان مشبه و مشبه به مشترک است . د - ادات تشبیه کلماتی که دال بر تشبیه است مانند: مثل جون همچون بسان همانند مانند مثلا : (( گون. یار در سرخی همچون برگ گل سرخ است . )) گون. یار مشبه برگ گل سرخ مشبه به سرخی وجه شبه همچون ادات تشبیه جمع : تشبیهات .
( مصدر ) همانند شدن بچیز
مانند کننده چیزی به چیزی دیگر
( مصدر ) همانند کردن چیزی را بچیزی .
چیز را به چیز شبیه و مانند کردن
کلمه ایست ماننده کردن چیزی را بچیزی
۱- بدون تشبیه .۲- گاه در مورد تنزیه - بهنگام گفتگو - از امری که باساحت الوهیت یا بزرگان دین یا مخاطبی محترم سازگار نیست - گویند : (( بلاتشبیه فلان قیافه ایمه را دارد. ))
بدون تشبیه ٠ بی مانند کردن ٠ یا چون چیزی خاصه فرومایه را به مقدس تشبیه کردن خواهند از پیش این کلمه را گویند مثلا نثر او (( بلا تشبیه )) مثل قر آن است ٠ گاه در مورد تنزیه به هنگام گفتگو - از امری - که با ساحت الوهیت یا بزرگان دین یا مخاطبی محترم سازگار نیست گویند ٠
حرف شکل حرف شبه

معنی تشبیه در فرهنگ معین

تشبیه
(تَ) [ ع . ] (مص م .) چیزی را به چیز دیگر مانند کردن .

معنی تشبیه در فرهنگ فارسی عمید

تشبیه
۱. چیزی را به چیز دیگر مانند کردن، شبیه کردن.
۲. (ادبی) مانند کردن کسی یا چیزی به کس دیگر یا چیز دیگر در صفتی به وسیلۀ ادات تشبیه. تشبیه دارای چهار رکن است: ۱) مشبه، ۲) مشبهٌ به، ۳) وجه شبه، و ۴) ادات تشبیه.
* تشبیه بالکنایه: (ادبی) تشبیهی که در آن، ادات تشبیه را بیندازند، مشبهٌ به را وصف کنند، و مشبه را به طریق کنایه بیان کنند، مانند این شعر: بیا که لعل و گهر در نثار مقدم تو / ز گنج خانۀ دل می کشم به مخزن چشم (حافظ: ۶۷۸).
* تشبیه تسویه: (ادبی) تشبیهی که در آن دو یا چند مشبه را به یک مشبهٌ به تشبیه کنند، مثلاً روزگار خود و چشم معشوق را در سیاهی به شب تشبیه کند، مانند این شعر: چو شام آن که سیه کرد چشم یار مرا / چو چشم یار سیه کرد روزگار مرا.
* تشبیه تفضیل: (ادبی) تشبیهی که در آن، شاعر چیزی را به چیز دیگر تشبیه کند و سپس از گفتۀ خود رویگردان شود و بگوید ممدوح من از آنچه که او را به آن تشبیه کرده ام بهتر و بالاتر است. به بیان دیگر، مشبه را بر مشبهٌ به برتری بدهد یا کلماتی که دلالت بر ترجیح مشبه کند بیاورد، مانند این شعر: در سرو رسیده است ولیکن به حقیقت / از سرو گذشته ست که سیمین بدن است آن (سعدی۲: ۵۲۷).
* تشبیه مشروط: (ادبی) تشبیهی که در آن، شاعر چیزی را به چیز دیگر تشبیه کند، اما برای مبالغه در مقصود قید و شرطی قائل شود، مثلاً: دست او ابر است، اگر ابر گوهر ببارد.
* تشبیه مضمر: (ادبی) تشبیهی که در آن، چیزی را به چیز دیگر بدون آشکار کردن و به طور پنهانی مانند کنند تا چنان به نظر آید که شاعر غیر از تشبیه قصدی دارد اما پس از دقت معلوم شود که قصدش تشبیه است، مانند این شعر: تا به دو ابروی تو دست نیابد کسی / پیش دو شمشیر من سینه سپر کرده ام.
* تشبیه مطلق: (ادبی) تشبیهی که در آن، چیزی را بدون قید و شرط به چیزی دیگر تشبیه کنند، مانند این شعر: ای ماه کمان شهریاری گویی / یا ابروی آن طرفه نگاری گویی ـ نعلی زده از زرّ عیاری گویی / در گوش سپهر گوشواری گویی (امیرمعزی: ۷۰۸).
* تشبیه مقید: (ادبی) = * تشبیه مشروط

تشبیه در دانشنامه اسلامی

واژه تشبیه ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: علوم اسلامی• تشبیه (علم بیان)، یکی از صنایع دانش بیان و در لغت به معنای «مانند کردن»• تشبیه (علم کلام)، مانند کردن خدا به مخلوقات• تشبیه و تنزیه، دو اصطلاح در حدیث و کلام و عرفان اسلامی علوم قرآنی• تشبیه مؤکد مجمل، ذکر مشبه و مشبه به و حذف ادات تشبیه و وجه شبه• تشبیه جمع، تشبیه دارای مشبه به متعدد و مشبه واحد• تشبیه حسن، تشبیه دارای توضیح برای مشبه و نزدیک کننده آن به ذهن شنونده• تشبیه حرفی، مذکور بودن حرف تشبیه در تشبیه• تشبیه غیرحرفی، محذوف بودن حرف تشبیه در تشبیه• تشبیه معقول به معقول، تشبیه مشبه معقول به مشبه به معقول• تشبیه محسوس به محسوس، محسوس بودن مشبه و مشبه به در تشبیه• تشبیه محسوس به معقول، تشبیه مشبه محسوس به مشبه به معقول• تشبیه صریح، ذکر مشبه و مشبه به در تشبیه به صورت صریح• تشبیه ضمنی، تشبیه مخفی و غیرصریح• تشبیه کامل، داخل شدن حرف تشبیه بر مشبه به• تشبیه مؤکد، تشبیه با حذف ادات تشبیه• تشبیه مؤکد مجمل، ذکر مشبه و مشبه به و حذف ادات تشبیه و وجه شبه• تشبیه مؤکد مفصل، حذف ادات تشبیه و ذکر سه رکن دیگر• تشبیه مرسل، تشبیه با تصریح به ادات تشبیه• تشبیه مرسل مجمل، تشبیه مرسل با حذف وجه شبه• تشبیه مرسل مفصل، تشبیه با ذکر ارکان چهارگانه آن• تشبیه مرکب، تشبیه دارای وجه شبه منتزع از امور متعدد• تشبیه مقلوب، وارد کردن ادات تشبیه بر مشبه• تشبیه مفرد، تشبیه دارای وجه شبه بسیط• تشبیه مفروق، ذکر چند تشبیه به صورت مستقل در یک کلام• تشبیه ملفوف، ترکیب چند تشبیه با ذکر چند مشبه، و سپس چند مشبه به با حفظ ترتیب کاربردهای دیگر• ادات تشبیه، واژه بیانگر شباهت چیزی به چیز دیگر• ارکان تشبیه، اجزای اصلی تشبیه ادبی
...
تشبیه، در علم بیان مانندکردن چیزی به چیزی دیگر است. تشبیه از مهم ترین ارکان بلاغت و موضوعات علم بیان است و موضوع آن از دیرباز مورد توجه ادیبان و شاعران بوده است. در سده های مختلف قمری ادیبان و علمای بلاغت به بیان تشبیه و اقسام آن پرداخته اند. می توان گفت ...


تشبیه در دانشنامه ویکی پدیا

تشبیه
تشبیه به یاد آوردن شباهت یا شباهت های دو چیز مختلف از جهت یا جهات گوناگون است.
مثال
تشبیه، در علم بیان مانند کردن چیزی است به چیزی دیگر. تشبیه مانندگی مبتنی بر کذب است یا با اغراق همراه است؛ یعنی باید دو چیز را که در واقع به یک دیگر شبیه نیستند یا لااقل شباهتی آشکارا ندارند را، به هم مانند کنیم. در تشبیه، نویسنده یا شاعر شباهتی را ادعا و برقرار یا آشکار می کند؛ بنابراین، جمله ای که تمام ارکان تشبیه را داشته باشد اما مبتنی بر صدق باشد- چون مخیل نیست، تشبیه نیز به حساب نمی آید. مثلاً در جملهٔ «سگ مانند شغال است» چون جمله مخیل نیست و در عالم واقع هم سگ و شغال از یک گونه اند، تشبیهی روی نداده است. اما جملهٔ تشبیهی جمله ای است که به ظاهر درست نمی نماید، و باعث اعجاب می شود و کسی در دید منطقی به آن باور ندارد.
تشبیه را به چهار رکن: مشبه، مشبه به، ادات تشبیه و وجه شبه تقسیم کرده اند که مشبه و مشبه به را که در اصطلاح طرفین تشبیه می نامند، دو رکن اصلی تشبیه به شمار می آیند.
۱-مشبّه: کلمه ای است که آن را به چیز دیگر مانند کرده اند.یا کلمه ای است که چیزی به آن مانند شده است ۲-مشبه به: چیزی که مشبّه به آن مانندشده را مشبّه به می گویند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تشبیه در دانشنامه آزاد پارسی

تَشبیه (simile)
صناعتی ادبی برای مانندکردن چیزی به چیز دیگر با استفاده از ادات تشبیه. تشبیه گاهی با استعاره اشتباه می شود. در استعاره از ادات تشبیه استفاده نمی شود و درنتیجه مقایسه آشکار نیست. اما هر قیاسی که در آن واژه های «مثل» یا «مانند» به کار رفته باشد تشبیه نیست. مثلاً در جملۀ «تهران مانند اصفهان است» دو شهر واقعاً با یکدیگر مقایسه می شوند. حال آن که در جملۀ تهران مثل یک پارکینگ بزرگ است، دو بافت متفاوت با یکدیگر مقایسه می شوند (شهر و پارکینگ). چنین مقایسه ای را تشبیه می گویند. تشبیه از چهار عنصر مشبّه، مشبهٌ به، ادات تشبیه و وجه شبه تشکیل شده است. در مثال بالا تهران مشبه، پارکینگ بزرگ مشبهٌ به و مثل ادات تشبیه است.

تشبیه در جدول کلمات

چهره زیبا را به آن تشبیه کنند
ماه
ارامگاه شهدا را به آن تشبیه کرده اند
لاله زار

معنی تشبیه به انگلیسی

comparison (اسم)
تطبیق ، مقایسه ، تشبیه ، مقابله ، سنجش ، برابری ، مطابقت ، هم سنجی
simulation (اسم)
تظاهر ، وانمود ، ظاهر سازی ، تشبیه ، تقلید ، شبیه سازی ، تمارض
assimilation (اسم)
ادغام ، تشبیه ، جذب و ترکیب غذا ، یکسانی
similitude (اسم)
بیرون ، تمثیل ، تشبیه ، شباهت صورت
metaphor (اسم)
کنایه ، تشبیه ، استعاره ، صنعت استعاره
simile (اسم)
تشبیه ، استعاره ، تشابه ، صنعت تشبیه

معنی کلمه تشبیه به عربی

تشبیه
استعارة , استيعاب , مقارنة
اشبه

تشبیه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

تارا اسماعیل تبار
تشبیه به معنای هم مانند هست
مثل،مانند
درسا
شبیه ٬ مشابه ٬ شباهت
امیر علی
به همانند کردندو چیز به هم در خصوصیتی مشترک تشبیه می گویند.
هر تشبیه از چهار بخش تشکیل میشود=
1-مشبه
2-مشبه به
3-ادات تشبیه
4-وجه شبه
مثال از تشبیه..............شهید چون شقایق سرخ است.
مشبه......شهید
مشبه به.......شقایق
ادات تشبیه........چون=مانند
وجه شبه.........سرخ بودن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شعر های تشبیه دار   • ده جمله تشبیه   • مثال برای تشبیه بلیغ   • تشبیه بلیغ در شعر   • انواع تشبیه با مثال   • تشبیه بلیغ اسنادی   • چند تشبیه ساده   • تشبیه بلیغ در گلستان سعدی   • معنی تشبیه   • مفهوم تشبیه   • تعریف تشبیه   • معرفی تشبیه   • تشبیه چیست   • تشبیه یعنی چی   • تشبیه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تشبیه

کلمه : تشبیه
اشتباه تایپی : jafdi
آوا : taSbih
نقش : اسم
عکس تشبیه : در گوگل

آیا معنی تشبیه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )