برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1537 100 1
شبکه مترجمین ایران

تسبیح

/tasbih/

مترادف تسبیح: سبحت، سبحه، ذکر، نیایش، سبحان اله گفتن

برابر پارسی: دستگرد، شمارافزار

معنی تسبیح در لغت نامه دهخدا

تسبیح. [ ت َ ] (ع مص ) خدای را به پاکی یاد کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). به پاکی یاد کردن و صفت کردن خدای را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). به پاکی خدا را یاد کردن. (غیاث اللغات ).تنزیه الحق عن نقائص الامکان و الحدوث. (تعریفات جرجانی ). منزه داشتن حق جل و علا باشد از نقائص عالم امکان و نشانه های حدوث و از عیوب ذات و صفات همچنانکه تقدیس نیز به همین معنی باشد. (کشاف اصطلاحات الفنون ). || سبحان اﷲ گفتن. (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد) : فسبح بحمد ربک و کن من الساجدین. (قرآن 15 / 98). و رجوع به سوره ٔ 20 آیه ٔ 130 و پنجاه و ششم آیه ٔ 73 و 96 و شصت و نهم آیه ٔ 52 و صد و دهم آیه ٔ 3 شود. و سبح بالعشی و الابکار. (قرآن 36/3). و رجوع به سوره ٔ بیست و پنجم آیه ٔ 60 و چهلم آیه ٔ 57 و پنجاهم آیه ٔ 38 و پنجاه و دوم آیه ٔ 48 شود.
بردم این مه به تراویح و به تسبیح بسر
من و سیکی و سماع خوش و آن ماه پسر .
فرخی.
مونس جان و دل من چیست تسبیح و قران
خاک پای خاطر من چیست اشعار و خطب.
ناصرخسرو.
نیکان ملت را بدین یاد تو تسبیح مهین
پیکان نصرت را بکین عزم تو هنجار آمده.
خاقانی.
حرمتی دارد چنان توقیع او کاندر بهشت
صبح ذلک گشت تسبیح زبان اعتبار.
خاقانی.
به صد تسلیم گفت ای من غلامت
زبانم وقف بر تسبیح نامت.
نظامی.
پرده ٔ سوسن که مصابیح تست
جمله زبان از پی تسبیح تست.
نظامی.
خانه پر از دزد، جواهر بپوش
بادیه پر غول ، به تسبیح کوش.
نظامی.
ای یاد تو یادگار جانان
تسبیح زبان بی زبانان.
عطار.
سعدیا عشق نیامیزد و شهوت با هم
پیش تسبیح ملایک نرود دیو رجیم.
سعدی.
گدایی است تسبیح و ذکر و حضور
گدا را نباید که باشد غرور.
سعدی (بوستان ).
دگر دستها را ز مرفق بشوی
ز تسبیح و ذکر آنچه دانی بگوی.سعد ...

معنی تسبیح به فارسی

تسبیح
سبحان الله گفتن، خدارابپاکی یادکردن، نیایش، کردن، ذکرخداومناجات، سبحه هم میگویند
۱- ( مصدر ) خدا را بپاکی یاد کردن ۲- نیایش خدای کردن . ۳- سبحان الله گفتن . ۳- ( اسم ) ذکر خدا یاد خدای . ۴- ( اسم ) دانه های برشته کشیده که هنگام ذکر و دعا در دست گیرند سبحه. جمع : تسبیحات .
سبک گردانیدن . یا آرام دادن .
کنایه از پروین . عقد ثریا
عبادتگاه و معبد نمازگاه
( صفت ) ۱ - آنکه برای کسی نماز میگزارد و عبادت میکند و پول میگیرد. ۲- آنکه ذکر سبحانیت خداوند را میگوید آنکه ذکر هایی دربار. پاکی و سبحانیت خدا بر زبان میراند.
[Baily's beads] [نجوم] پدیده ای در کسوف کلی به صورت تسبیح دانه های نور که لحظاتی پیش یا پس از گرفتِ کلی از میان پستی وبلندی های لبۀ ماه به ما می رسد
آنکه سبحه را بسازد . سازنده سبحه .
رشته سالگره .
ذکر و اوراد و مناجات حضرت سلیمان .
کنایه از زاهد .
نیایش خدای کردن ذکر خدای کردن .
عابد . کسیکه نام خدای تعالی را به پاکی بر زبان آورد . گوینده سبحان الله
در حال تسبیح گفتن
...

معنی تسبیح در فرهنگ معین

تسبیح
(تَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) خدا را به پاکی یاد کردن . ۲ - سبحان الله گفتن . ۳ - (اِ.) در فارسی دانه های به رشته کشیده شده ای که هنگام ذکر و دعا در دست گیرند.
( ~. گُ تَ) [ ع - فا. ] (مص م .) نیایش خدای را کردن .

معنی تسبیح در فرهنگ فارسی عمید

تسبیح
۱. سبحان اللّه گفتن، خدا را به پاکی یاد کردن.
۲. نیایش کردن، ذکر خدا و مناجات.
۳. مهره های به نخ کشیده که هنگام ذکر و مناجات در دست می گیرند، سبحه.
۱. کسی که ذکر خدا می کند.
۲. آن که ذکر خدا را با آواز خوش می خواند.

تسبیح در دانشنامه اسلامی

تسبیح
به گفتن (سبحان اللّه) و مانند آن از اذکار دلالت‏ کننده بر تنزیه خداوند و همچنین به دانه‏های به نخ کشیده شده جهت گفتن ذکر خداوند تسبیح گفته می شود.
از این عنوان- به هر دو مفهوم- در باب صلات سخن رفته است. تسبیح به معنای اوّل تسبیح به معنای نخست بر ذکرهایی اطلاق می‏شود که با تسبیح و تنزیه خداوند آغاز می‏گردد، مانند تسبیحات اربع و ذکرهای رکوع و سجود. ← تسبیح در رکوع و سجود در اینکه در رکوع و سجود، تنها تسبیح لازم است یا مطلق ذکر کفایت می‏کند، اختلاف است. قول اوّل منسوب به مشهور است؛ بلکه بر آن ادّعای اجماع شده است. بنابر قول به وجوب تسبیح، در مقدار لازم آن اختلاف است. برخی مطلق تسبیح را کافی دانسته‏اند هرچند با گفتن یک بار (سبحان اللّه)؛ لیکن برخی دیگر یک بار تسبیح کبری (سبحان ربّی العظیم و بحمده، سبحان ربّی الأعلی و بحمده) را کافی دانسته‏اند. گروهی، بلکه بسیاری از فقها سه بار تسبیح صغری (سبحان اللّه) یا یک بار تسبیح کبری را کافی دانسته‏اند. از بعضی نیز وجوب سه تسبیح کبری نقل شده است. ← تسبیح در دو رکعت آخر نماز نمازگزار در رکعت سوم و چهارم نماز واجب بین خواندن حمد و ذکر تسبیح مخیر است. در افضلیت هریک از حمد و تسبیح بر دیگری یا عدم افضلیت، اختلاف است. گروهی برای امام، حمد را افضل از تسبیح دانسته‏اند؛ بلکه این قول به مشهور نسبت داده شده است. برخی هیچ یک از آن دو را بر مأموم واجب ندانسته‏اند. بعضی، تنها حمد و بعضی دیگر تنها تسبیح را بر مأموم واجب دانسته‏اند. اقوال دیگری نیز در مسئله وجود دارد. ← مقدار واجب تسبیح گفتن سه بار تسبیحات اربع: (سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه أکبر) به اتفاق فقها کفایت می‏کند. در کفایت غیر آن اختلاف می‏باشد و تا پانزده قول نقل شده است که مهم‏ترین آنها عبارت است از: ۱. کفایت یک بار تسبیحات اربع. بسیاری از فقها بر این قول‏اند؛ بلکه منسوب به مشهور است. ۲. کفایت تسبیحات یاد شده بدون تکبیر. ۳. تخییر میان گفتن سه بار (سبحان اللّه) یا سه بار (سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه) یا یک بار تسبیحات اربع. ۴. تخییر میان همه صوری که در روایات آمده است. ترتیب تسبیحات اربع بنابر قول مشهور همان‏گونه است که ذکر شد؛ یعنی‏ نخست، تسبیح، سپس تحمید، پس از آن تهلیل ...


تسبیح در دانشنامه ویکی پدیا

تسبیح
تَسبیح مجموعه ای از مهره هایی گِرد از گل پخته یا سنگ های رنگین است که به رشته می کشند تا بدان شمار سبحان گویی و دیگر ذکرها و وردها را نگاه دارند. در قدیم تعداد مهره های تسبیح، صد یا کمتر و بیشتر بود، و تسبیح های با هزار دانه که «تسبیح هزاردانه» نام داشت نیز ساخته می شد.
تسبیح از تراشیدن و شکل دادن مواد گوناگونی درست می شود. از آن جمله است سنگ های کهربا، فیروزه، عقیق و خُماهان، و نیز گل پخته که گاه مانند خرمهره لعاب داده شده است. همچنین برخی از تسبیح ها را از تراشیدن و تیله وار نمودن چوب سخت و تیره رنگ درخت بان یا یُسر می سازند که گاه آن را نقره کوب نیز می نمایند.
مهره بلندتر و دانه بزرگ تسبیح که هر دو انتهای نخ تسبیح را از آن بیرون کرده به هم گره می زنند شیخک نام دارد. به هر یک دیگر مهره های تسبیح آخوندک هم می گویند.
عکس تسبیح
تسبیح کلا، روستایی است از توابع بخش چمستان شهرستان نور در استان مازندران ایران.
این روستا در دهستان میان رود (نور) قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۲۹ نفر (۷۵خانوار) بوده است.
باکره تسبیح به تجلی مریم (مادر عیسی) بر دومینیک اسما در ۱۲۰۸ (میلادی) اشاره می کند. مریم طی این ظهور استفاده از تسبیح را توصیه می کند.
تصویر اعطای تسبیح به دومینیک بر سر کلیسای تسبیح


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تسبیح در دانشنامه آزاد پارسی

تَسبیح (rosary)
تَسبیح
تَسبیح
تَسبیح
(یا: سُبحه) تعدادی مهرۀ سوراخ شده که طبق نظمی خاص از رشته ای که دو سر آن به یکدیگر گره می خورد در کنار هم قرار می گیرند و به مثابه وسیله ای عبادی در میان پیروان بعضی ادیان به کار برده می شود. استفاده از تسبیح نزد کلیۀ مسلمانان جز وهابیون معمول است. وهابیون تسبیح را بدعت می شمارند و استفاده از آن را جایز نمی دانند. از تسبیح برای نگهداری حساب اسامی و اذکار و کلمات و عبارات مقدس استفاده می شود. تعداد مهره ها ۳۳ یا ۹۹ است. در سبحۀ ۳۳ دانه بین هر یازده دانه مهره ای بزرگ تر با شکلی غالباً کمی متفاوت جای می گیرد که امام خوانده می شود. مهره ای بسیار بزرگتر در سر تسبیح قرار می گیرد که دو سر رشته از سوراخ آن می گذرد و در بالای آن گره می خورد. این مهره یَد نام دارد. تسبیح ۹۹ دانه مطابق اسماء الحُسنی (نام های نیکوی خداوند) است. این تسبیح در اصل برای شمارش این نام هاست، امّا در ذکر و صلوات هم به کار می رود. در میان شیعیان برای ذکر فاطمه زهرا (س) که مشتمل بر ۳۴ الله اکبر، ۳۳ الحمدلله و ۳۳ سبحان الله است و بعدا از نمازهای روزانه گفته می شود، کاربرد وسیعی دارد. سبحۀ کمتر معمول ۱۰۰۰ دانه در مراسم خاکسپاری برای شمارش ذکر لااله الاالله و نیز نزد دراویش مورد استفاده واقع می شود. جنس مهره ها متنوع است. شیعیان تسبیح ساخته از خاک کربلا و سنیان تسبیح آمده از مکه را ترجیح می دهند. در تداول فارسی مهره را دانه، امام را خلیفه و ید را شیخک می خوانند. اصل تسبیح تقریباً به طور مسلّم هندی است و از سنت بودایی به آسیای غربی راه یافته است. ظاهراً نخست در محافل صوفیه از آن استفاده می شده است و اولین بار سیوطی (قرن ۹ق) دربارۀ آن توضیحی نوشته است. در صدر اسلام نگهداری شمار اذکار نخست با انگشتان دست و سپس با چیدن هستۀ خرما و یا ریگ انجام می گرفت. اصطلاح سبحه در سنت کلاسیک اسلامی به معنای تسبیح کنونی نبوده، بلکه غالباً به متعاقبات نماز و نوافل اطلاق می شده است. در حال حاضر مردم عادی، زایران و درویشان نیز تسبیح گردانی می کنند. استفاده از تسبیح در نزد مسیحیان و بودائیان نیز مرسوم است. در کلیسای کاتولیک رومی و بعضی کلیساهای انگلیکان به دورۀ ذکرهای مرکب از ۱۵۰ «آوه ماریا» (درود بر مریم) و پانزده «پاترنوستر» (دعای ربانی) و «گلوریا پاتری» (متبار ...

معنی تسبیح به انگلیسی

bead roll (اسم)
فهرست اسامی ، تسبیح
rosary (اسم)
تسبیح ، گلستان ، ذکر با تسبیح
prayer beads (اسم)
تسبیح ، دانه های تسبیح ، لوبیای گیاه چشم خروس
hallelujah (اسم)
تسبیح
gloria (اسم)
تسبیح ، فر ، حمد ، حلقه نور

معنی کلمه تسبیح به عربی

تسبیح
سبحان الله , مسبحة
ترتيلة
خرزة
مسبحة

تسبیح را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شاهـپور دادگر
تسبيح = جيل شمار و يا دستگاه شمار و يا نخستين Calculator.
جيل شمار و يا دستگاه شمار را نخستين بار شاه جمشيد پيغمبر ساخت.!
إز هـمين رو است كه جشن نوروز را جشن سده و يا صده ميخوانند و ميگريند.
تسبيح ٩٩ دانه دارد و يك راهـبر و يا رهـبر كه هـمان جمشيد است.

نخستين بار آدمي شمار كردن را با سنگريزه هـا آغاز نمودند و آهـسته آهـسته شمار كردن با سنگريزه رواج يافت و مردم هـم كه زيبا پسند اند كوشش نمودند تا از سنگ هـايي زيبا براي شمار كردن كار گيرند و ازين جاه بود كه داول و يا Mood و Style آغاز گرديد و شاه جمشيد پيغمبر نخستين Stylish و Designer ميباشد.
پيش از شاه جمشيد مردم شمار باستان و يا تاريخ را درست نميدانستند كه چند سال است.!
مردم شمار شاهـان خود و يا شمار بزرگان دهـكده خود را ميگرفتند و يك شاه و دو شاه و يك سردار و دو سردار و ٣ و ٤ و ٥ شاه و سردار را شمار ميگرفتند، تا اينكه پدر جمشيد ميميرد و جمشيد سردار و شاه ميشود.
جمشيد با مردم سخن از شمار باستان و يا تاريخ ميگويد و انقلابي در جهـان ميآورد.
جمشيد سال نو را ميسازد و شمار روزگار و جشن گرفتن را براي مردم مي آموزاند.
مزه شمار در جشن است.
جشن شمار را استوار نگه ميدارد.

شاه جمشيد پيغمبر در كتاب هـايي ابراهـيمي به نام ( باباي آدم ) آمده است و با داستان دروغ و ساختگي و با نژادگراهـي.
شاه جمشيد پيغمبر نخستين آدمي و يا انسان خردمند و نخستين مخترع و نخستين آفريدگار است.
جمشيد جان شستن را به آدميان آموختاند.
پس شاه جمشيد پيغمبر ( پدر بهـداشت ) و با پايه گذار و اساسگذار بهـداشت است.
شاه جمشيد پيغمبر آهـن را يافت نموده و آله دهـقاني و دامدار ي و شكار ساخت.
پس شاه جمشيد پيغمبر ( پدر هـنر هـا ) است.
شاه جمشيد پيغمبر ( پنبه ) كاشت و براي مردم ريسيدن و تافتن و بافتن را آموختاند و براي مردم پوشش را ياد داد.
شاه جمشيد پيغمبر ( پدر پوشش و يا حجاب ) است.
هـمه پل هـا سپاسمند تافتن و بافتن جمشيد اند.
گيبل هـا كه پل هـايي بزرگ را برپا نگه داشته اند هـمه و هـمه از هـنر بافتن شاه جمشيد پيغمبر اند.

كوشش كنيد تا از دارايي هـا و سرمايه تان نگهـداري و بازخواست نمايد.
تسبيح نخستين دستگاه شمار است كه به دست شاه جمشيد پيغمبر ساخته شده است.
✌️❤️
بهمن عنایتی کاریجانی
بنام افریدگار بی بدیل
با سلام، تسبیح و ذکر گفتن بسیار مهم و مفید هست و قدرت ان چنان زیاد هست که حضرت یونس را از دهان دلفین یا نهنگ نجات داد، بنده بارها زمانیکه چیزی را گم کردهام در حین اینکه صلوات میگویم در کوتاه ترین مدت ان گمشده را پیدا نمودهام.و روایت هست اگر کسی مشرف به مرگ باشد اگر هزار بار عبارت مبارکه الله الصمد را ذکر کنیم فرد مشرف به مرگ نجات پیدا میکند . با تشکر.
پارسا جعفری
خداوند را با یاد خوب ذکر کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تسبيح شاه مقصود اصل   • انواع تسبیح   • خرید تسبیح   • تسبیح زیبا   • گرانترین تسبیح   • تسبیح سنگی   • ذکر تسبیح   • تعداد دانه های تسبیح   • معنی تسبیح   • مفهوم تسبیح   • تعریف تسبیح   • معرفی تسبیح   • تسبیح چیست   • تسبیح یعنی چی   • تسبیح یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تسبیح

کلمه : تسبیح
اشتباه تایپی : jsfdp
آوا : tasbih
نقش : اسم
عکس تسبیح : در گوگل

آیا معنی تسبیح مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )