برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1573 100 1
شبکه مترجمین ایران

ترد

/tord/

مترادف ترد: شکننده، ظریف، لطیف، نازک

متضاد ترد: ضخیم، زمخت

معنی ترد در لغت نامه دهخدا

ترد. [ ت ُ ] (ص ) شکننده و نازک و رقیق و بی دوام. (ناظم الاطباء). زودشکن. شکننده. سست. مقابل چغر.

معنی ترد به فارسی

ترد
تروتازه، تازک، ودشکن، هرچیزی که زودشکسته شود
۱-تر و تازه لطیف ۲ - آنچه که زود شکسته گرددزود شکن
شکننده و نازک و رقیق و بی دوام . زود شکن . شکننده . سست مقابل چغر .
[ گویش مازنی ] /terd/ ترد شکننده
لطیف و نرم شدن . چنانکه گوشت را در برف یا پیاز و انجیر رنده شده خوابانند تا نرم و ترد شود و از حالت چغری بیرون آید .
[tenderization] [علوم و فنّاوری غذا] نرم کردن گوشت با روش های شیمیایی یا فیزیکی
نوعی از حشرات هی منوپتر که آنرا در تداول عوام فرانسه ( اره مگس ) نامند .
[crispy] [علوم و فنّاوری غذا] ویژگی مادۀ غذایی ای که براثر جویدن به آسانی شکسته و خرد می شود
[brittle fracture] [خوردگی، مهندسی بسپار] نوعی شکست فلز بدون تغییر شکل مومسان (plastic deformation) قابل ملاحظه که در آن سرعت انتشار ترک، به دلیل تمرکز تنش زیاد در رأس ترک، بیشتر است
[crispbread] [علوم و فنّاوری غذا] نوعی نان خشک و نازک شبیه به تردک با بافتی اسفنجی و قابل جویدن که معمولاً از آرد گندم یا چاودار تهیه می شود
[tender] [علوم و فنّاوری غذا] ویژگی مادۀ غذایی ای که به راحتی بریده و جویده می شود

معنی ترد در فرهنگ معین

ترد
(تُ) (ص .) (عا.) ۱ - تر و تازه . ۲ - هر چیزی که زود شکسته گردد.

معنی ترد در فرهنگ فارسی عمید

ترد
۱. هر چیزی که زود شکسته شود، زودشکن.
۲. نازک.
۳. [قدیمی] تروتازه.

ترد در دانشنامه اسلامی

ترد
معنی تُرَدَّ: که برگردانده شود
ریشه کلمه:
ردد (۵۹ بار)

ترد در دانشنامه ویکی پدیا

ترد
در علم مواد، به ماده ای شکست آن بدون ورود به منطقه پلاستیک اتفاق می افتد. مواد ترد، حتی در موادی با استحکام بالا، انرژی کمی پیش از شکستن جذب می کنند. سرامیک ها، شیشه ها و برخی از پلیمر ها، مانند پلی استایرن، ترد محسوب می شوند. بسیاری از فولاد ها، بسته به ترکیب و فرآیند ساخت، نیز در دما های پایین ترد می شکنند.
مواد ترد، بدون هیچ گونه نشانه ای و ناگهانی می شکنند ولی مواد چکش خوار در برابر تنش کششی، ابتدا گلویی(Necking) زده و سپس می شکنند.
به هنگام کشش، مواد ترد انرژی بسیار کمی جذب می کنند ولی مواد چکش خوار انرژی زیادی را، معادل با سطح زیر نمودارِ تنش-کرنش، به هنگام شکستن جذب می کنند.
مواد ترد، مقاومت کمتری نسبت به مواد چکش خوار، دربرابر خستگی دارند و در برابر بارهایی که موجب شکست از طریق خستگی می شوند، زودتر دچار شکست می شوند.
مواد ترد در برابر فرایند های شکل دهی دچار شکست می شوند؛ به عنوان مثال نمیتوان آنها را به شکل مفتول درآورد. در حالیکه مواد چکش خوار برای انواع فرایند های شکل دهی، مانند کشش، خمش، نورد و یا آهنگری، مناسب هستند.
مواد ترد، با تغییر شکل کم، مقاومت پایین در برابر ضربه و ارتعاشات، استحکام فشاری بالا و استحکام کششی کم شناخته می شوند.
تردی خاصیتی مستقل مانند چگالی و یا دمای جوش نیست که بتوان مقدار آن را اندازه گرفت، در واقع توافقی برای نحوه اندازه گیری آن وجود ندارد.
تفاوت مواد ترد و چکش خوار از ریزساختار آنها ناشی می شود؛ در مواد چکش خوار پیوند ها، اکثرا به صورت پیوند فلزی است که اجازه لغزش صفحات و در نتیجه آن تغییر شکل جسم را می دهد، در مقابل، اکثر مواد ترد دارای پیوند یونی بوده و صفحات امکان لغزش و تغییر شکلی وجود ندارد.
عکس ترد
تین ترد (به انگلیسی: ThinThread) نام پروژه آژانس امنیت ملی ایالات متحده آمریکا است که بر پایه نوشتار بالتیمور سان در ۱۷ مه ۲۰۰۶ از دهه ۱۹۹۰ (میلادی) دنبال می شد. کار این برنامه، شنود و واکاوی چشمگیر داده بدست آمده بود. اما بر پایه این نوشتار، این برنامه، به خاطر تغییر در اولویت ها ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ترد در جدول کلمات

معنی ترد به انگلیسی

tender (صفت)
دقیق ، حساس ، مهربان ، نازک ، لطیف ، ترد ، باریک ، با ملاحظه ، مشفق ، محبت امیز ، تنک ، ترد و نازک
plucky (صفت)
دلیر ، باشهامت ، ترد ، پردل
soft (صفت)
مهربان ، شیرین ، نازک ، ملایم ، لطیف ، ترد ، نرم ، گوارا ، لین ، متورق ، نیم بند
fragile (صفت)
ضعیف ، نازک ، بی اساس ، لطیف ، شکستنی ، شکننده ، ترد ، زودشکن ، باریک
brittle (صفت)
شکننده ، ترد ، بی دوام ، زودشکن
frangible (صفت)
شکننده ، ترد
friable (صفت)
شکننده ، ترد ، خرد شونده
crisp (صفت)
ترد ، مجعد ، پرچین و شکن
crispy (صفت)
ترد ، مجعد ، پرچین و شکن ، فرفری
eggshell (صفت)
نازک ، ترد
mealy (صفت)
ترد ، اردی ، لکه لکه ، اردنما

معنی کلمه ترد به عربی

ترد
رقيقة مقلية , شجاع , متفتت , هش
متلهف
عرض
عرض

ترد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امید
شکننده
بهرام
شکننده
مجتبی
قرارنیس ترد روفقط باضمه نوشت با بقیه حرفا مقل ترد ترک کردن هم بنویسیدباتشکر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بیسکویت ترد   • معنی پابه رکاب   • طرد   • تند و تیز   • تَرد   • زیر در جدول   • معنی کلمه طرد   • حل جدول خطیب روم باستان   • معنی ترد   • مفهوم ترد   • تعریف ترد   • معرفی ترد   • ترد چیست   • ترد یعنی چی   • ترد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ترد

کلمه : ترد
اشتباه تایپی : jvn
آوا : tord
نقش : اسم
عکس ترد : در گوگل

آیا معنی ترد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )