برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

ترجمه شعر

ترجمه شعر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهنام
دوش مرغی به صبح می نالید عقل و صبرم و طاقت و هوش
سینا
محتسب گفت:این ندانم خیز خیز
معرفت متراش وبگذار این ستیز
علی
در خانه ی غم بودن
از همّتِ دون باشد
علی
وین قبای صنعت سعدی که در وی حشو نیست

حد زیبایی ندارد خاصه بر بالای تو
علی
سواریست عمر ، از جهان در گریز

عنان خنگ و شبرنگ را داده تیز
محمد
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
حسین
خورشید و جوشید و برکند خاک ز سمش زمین شد همه چاک چاک
مهدي نيك بخش
مترسك را دار زدند به جرم دوستي با پرنده كه
مبادا
تاراج مزرعه را به بوسه اي فروخته باشد
راست ميگفت سهراب :
اينجا قحطي عاطفه است ...
فرزین صفری
سر مشت شد نگارم بنگر به نرگسانش
الهه احمدی
افرین جان افرین پاک را ان که جان بخشید و ایمان خاک را
علی
در دکان بودی نگهبان دکان نکته گفتی با همه سوداگران
عبدالرحمن
بار دگر از راه سوی چاه رسیدیم

وز غربت اجسام بالله رسیدیم

با اسب بدان شاه کسی چون نرسیده ست

ما اسب بدادیم و بدان شاه رسیدیم
.
از مرام ریشه داران است؛استقامت در طوفان
معصومه
گرهم گله ای هست
دگر حوصله ای نیست...
معصومه
گرهم گله ای هست
دگر حوصله ای نیست
اکبر
توحید گوی او،نه بنی ادم اندوبس
هربلبلی که زمزه برشاخسارکرد
وحید
به کسی ندارم الفت ز جهانیان مگر تو
اگر تو هم برانی؛سر بی کسی سلامت
فاطمه
شعر فرشته ی انس از پروین اعتصامی
امن
در بیابان خشک و ریگ روان تشنه را در دهان وه در چه صدف
مرد بی توشه کافتادز پای بر کمربند او چه زر چه خزف
سحر
یک باربمن قرعه عاشق شدن افتاد،یک باردگرباردگرگرباردگر،نه
امیرمحمد
گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است گفتا :تو خود حجابی ،ورنه رُخم عیان است
آناهیتا
دلبری که دل را برد دلبری بیش نبود
سهیل
دوست به چل بامداد در گل ما داشت دست / تا چو گل از دست دوست دست به دست آمدی
ترجمه
جدایی گمان کرده بودم،ولیکن ن چندان که یکسو نهی آشنایی
علی
زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی از این باد ارمدد خواهی،چراغ دل بر افروزی. حافظ
کریم
علی یابی زهر لفظ معین.بکن اعداد شش چندان بدین فن.بیافزا یک بزن بر اشر مظلوب.بیافکن بیست وبیست بر یازده زن.
فروغ
خوردموجی سرموج دگررا ولی دریا روان است و روان است
Ray
بازار گل فروش ندارد غم کساد
یعنی رواج گریه ما کم نمیشود
فاطمه شجاعی
به رستم بر آنگه ببارید تیر
تهمتن بدو گفت : بر خیره خیر
Se7en
باغبان حرامت باد،زین چمن چو من رفتم

گر به جای من سروی،غیر دوست بنشانی
حمید
سر آن ندارد که بر آید آفتابی چه خیال ها گذر نکردو گذر نکرد خوابی
سعید
جان جهان!دوش کجا بوده ای
نی غلطم،در دل ما بوده ای

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی ترجمه شعر   • مفهوم ترجمه شعر   • تعریف ترجمه شعر   • معرفی ترجمه شعر   • ترجمه شعر چیست   • ترجمه شعر یعنی چی   • ترجمه شعر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ترجمه شعر

کلمه : ترجمه شعر
اشتباه تایپی : jv[li auv
عکس ترجمه شعر : در گوگل

آیا معنی ترجمه شعر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )