لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. به تکلف بردباری کردن.
پیشنهاد کاربران
تحلم. [ ت َح َل ْ ل ُ ] ( ع مص ) حلم نمودن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) . به تکلف بردباری نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ) . || آکنده و فربه شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) . || تحلم مال ؛ فربه شدن شتران. || تحلم ضب و صبی و جراد؛ پیه ناک شدن سوسمار و کودک و ملخ. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ) . فربه شدن سوسمار و جز آن. ( آنندراج ) . || تحلم حلم ؛ دعوی دیدن خواب کردن و ندیده بودن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) . تحلم فلان ؛ دعوی خواب دیدن بدروغ کردن. حدیث : من تحلم کلف ان یقعد بین سعیرین. ( اقرب الموارد ) . || تحلم حلم ؛ استعمال آن. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ) . بکاشتن خواب را. ( شرح قاموس ) . || خواب دیدن ، در خوابیدن. ( شرح قاموس ) . خواب دیدن. ( آنندراج ) .
... [مشاهده متن کامل]
منبع. لغت نامه دهخدا
... [مشاهده متن کامل]
منبع. لغت نامه دهخدا