برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1690 100 1
شبکه مترجمین ایران

تحت

/tahte/

مترادف تحت: پایین، دون، ذیل، زیر، سفل، فرود، فروسو

متضاد تحت: بالا، فراز، فوق

برابر پارسی: زیر، فرود، پایین

معنی تحت در لغت نامه دهخدا

تحت. [ ت َ ] (ع مص ) نشستن مردی فرومایه در جایگاهی حقیر. (از قطر المحیط).

تحت. [ ت َ ](ع اِ، ق ) زیر. ضد فوق. ظرف آید و اسم. و چون اسم باشد مبنی بر ضم بود، گویند: مِن ْ تحت ُ. ج ، تحوت. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (قطر المحیط). نام یکی از جهات ششگانه است ، نقیض فوق. (از قطر المحیط). زیر. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). جهت زیر. مقابل فوق. (فرهنگ نظام ). گاه ظرف است ، چنانکه گویند: هذا تحت َ هذا و گاه اسم باشد وآنگاه مبنی بر ضم است و گویند: مِن ْ تحت ُ. (از قطر المحیط). و صاحب اقرب الموارد گوید: چون از اضافه فک شود مبنی بر ضم باشد : له ُ ما فی السموات ِ و ما فی الارض و ما بینهما و ما تحت َالثری ̍. (قرآن 6/20). یوم َ یغشیهم ُ العذاب ُ مِن ْ فوقهم و مِن ْ تحت ِ ارجُلهم و یقول ُ ذوقوا ماکنتم تعملون. (قرآن 55/29).
نور او در یمن و یسر و تحت و فوق
بر سر و بر گردنم مانند طوق.
مولوی (مثنوی ).

معنی تحت به فارسی

تحت
زیر، پایین، ضدفوق
زیر پایین یاتحت و فوق . زیر و زبر زیر و بالا فرود و فراز.
نشستن مردی فرومایه در جایگاهی حقیر
( اسم ) زیرزمین . یا تحت الارضی . زیرزمینی : (( مجاری تحت الارضی . ))
زیر زمین
منسوب به تحت الارض زیر زمینی معدنی آنچه زیر زمین باشد .
زیرفرمان تحت امر
( اسم ) زیردریای
که در زیر آب دریاها باشد چون نباتات و کوههای آتش فشان و اختصاصا بیک نوع کشتی جنگی اطلاق شود که هم بر روی آب حرکت تواند کرد و هم در اعماق دریا .
زیرخاک : (( از بلندی پایگاه دولتتت فوق الفلک وزنژندی جایگاه دشمنت تحت التراب . ))
زیر خاک یا کنایه از قبر
زیرخاک فرود خاک زیرزمین
عبارت از زیر زمین
در حالی که مورد حفاظت نگهبانان است : (( محمد خان پسر یونس خان حاکم مقتول با نه .. بموجب احضار حسنعلی خان امیرنظام اورا تحت الحفظ بکردستان آوردند . ))
مقید چنانکه مجرمی یا متهمی را که بیم فرارش باشد و بخواهند از جایی به جایی برند او را با ماموران انتظامی اعم از مسلح و غیر مسلح حرکت دهند و این حالت را تحت الحفظ گویند .
[protectorate] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] وضعیت یک دولت غالباً ضعیف در تعامل با دولتی قدرتمند در عرصۀ بین المللی که در چارچوب یک موافقت نامۀ بین المللی اختیار تصمیم گیری آن دولت در امور سیاست خارجی و امنیتی به دولتی قدرتمند واگذار شده است
( ...

معنی تحت در فرهنگ معین

تحت
(تَ) [ ع . ] (ق .) زیر، پایین .
(تَ تَ لْ اَ) [ ع . ] (ق مر.) زیر فرمان ، تحت امر.
( ~. حِ) [ ع . ] (ق مر.) در حالی که مورد حفاظت نگهبانان است .
( ~. حِ یَ) [ ع . تحت الحمایة ] (ص .) در پناه (فره .)، در حمایت .
( ~. حَ نَ) [ ع . ] (اِمر.) ۱ - زیر چانه . ۲ - بخشی از دستار یا عمامه که پس از گذراندن از زیر چانه ، به دور سر می بندند.
(تَ تَ شُّ) [ ع . ] ۱ - (ق مر.) زیر پرتو. ۲ - اجتماع آفتاب و ماه در یک برج (نجوم .) ۳ - آن چه که بر اثر پیدایش چیزی دیگر از رونق افتاده .
(تَ تُ لْ لَ) [ ع - فا. ] (ص .) ویژگی ترجمه یا معنایی که کلمه به کلمه و بدون توجه به معنای کلی اثری ترجمه یا تفسیر شده است .
(تَ تِ نَ ظَ) [ ع . ] (اِمر.) تحت مراقبت ، زیرنظر.

معنی تحت در فرهنگ فارسی عمید

تحت
زیر، پایین.
زیرزمین.
۱. زیرزمینی، چیزهای زیرزمینی.
۲. آنچه از زیرزمین استخراج شود، معدنی.
= زیردریایی
در حال نگهبانی و محافظت.
۱. زیر حمایت، در پناه، در پناه و حمایت دیگران.
۲. (سیاسی) ویژگی مملکتی که در پناه و حمایت و تحت نظر دولت دیگر باشد و استقلال کامل نداشته باشد و فقط در امور داخلی خود استقلال داشته باشد.
۱. زیر چانه.
۲. قسمتی از دستار یا شال که از زیرچانه از دستار گذرانیده و به سر ببندند.
۱. زیر سلاح، زیر پرچم.
۲. سربازی که مشغول به خدمت باشد.
۱. [مجاز] کسی یا چیزی که در برابر بزرگ تر و مهم تر از خود قرار گیرد و جلوه و نمود نداشته باشد، در زیر شعاع، در پرتو دیگری.
۲. (نجوم) [قدیمی] دوسه روز آخر ماه قمری که جِرم ماه ناپدید می شود.
ترجمۀ لفظ به لفظ و کلمه به کلمه بدون در نظر گرفتن معنای کلی.

تحت در دانشنامه اسلامی

تحت
معنی تَحْتِ: زير
معنی أَثَاماً: سزا-مجازات - کیفر سخت
معنی أَثْخَنتُمُوهُمْ: بسيار آنها را کشتيد- برآنها غلبه کرديد - آنان را از قدرت و توان انداختید (کلمه اثخان به معناي بسيار کشتن ، و غلبه و قهر بر دشمن است . کلمه ثِخَن به معنی غلظت و بی رحمی است و اثخان کسی به معنی بازداشتن و مانع حرکت وجنبش او شدن است مثلاً با کشتن او . د...
معنی أَثَرِ: اثر-جاي پا
معنی أَثَرْنَ: زير ورو کردند-برپا نمودند
معنی أَثَرِي: در پي من
معنی أَثْقَالاًَ: بارهاي سنگين
معنی أَثْقَالَکُمْ: بارهاي سنگينتان
معنی أَثْقَالَهَا: بارهاي سنگينش
معنی أَثْقَالَهُمْ: بارهاي سنگينشان
معنی أَثْقَلَت: آن زن سنگين شد
معنی أَثْلٍ: نام گياهي بي ميوه(طرفاء)
تکرار در قرآن: ۵۱(بار)
زیر. مقابل فوق. ، هر آینه روزی می‏خوردند از بالای سرشان و از زیر قدمهایشان. از تحت گاهی به طور کنایه نکاح اراده شده است مثل زن نوح و زن لوط در نکاح دو نفر از بندگان ما بودند. ، نا گفته نماند در حدود چهل بار در تعریف بهشت، «تَجری مِنْ تَحْتِها الانهارُ» ذکر شده: بهشت یا بهشت هائی که نهرها از زیر آنها روان است. و در بادی امر به نظر می‏آید که این نهرها دیده نمی‏شوند زیرا از زیر جنّات روانند و اگر از زیر درختان روان بودند تماشائی و قابل استفاده می‏بودند. باید دانست اصل «جنّ» به معنی پوشیدن چیز و مخفی کردن آن است. جنین را از آن، جنین گویند که شکم مادر او را پوشیده است. و آن به معنای مفعول است. یعنی شب او را پوشید، دیوانه را چون عقلش پوشیده شده مجنون گویند، قلب را چون در میان بدن از انظار پوشیده است جنان گفته‏اند، سپر را چون در حین جنگ شخص را می‏پوشاند مِجَّن و مَجَّنة گویند. جنّت هر باغی است که درختان آن روی زمین را بپوشاند (مفردات). علی هذا، باغ و چمن و بستان را جنّت گوئیم که درختان و علفهای آن روی زمین را مستور نموده است و جنّت گفتن به اعتبار روئیدنیهاست نه زمین، در این صورت معنی «جَنّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِها الاَنهارُ» این است: درختان و روئیدنیهائی که نهرها از زیر آنها روانند و اگر گفتیم: بهشت هائی که نهرها از زیر آن روانند مراد این مطلب است.
...

تحت در جدول کلمات

تحت
زیر
تحت و پایین
زیر
به توانایی سلول های گیاهی در تبدیل شدن به گیاه کامل از طریق فرایندهای مشخص و برنامه ریزی شده و تحت شرایط رشدی مناسب اطلاق می گردد
پرتوانی
سرزمین تحت حکومت یک دولت
کشور
سرزمین تحت سلطه
سرزمین تحت سلطه
طبق ماده 116 قانون تجارت | شرکتی است که در تحت اسم مخصوص برای امور تجارتی بین دو یا چند نفر با مسوولیت پرداخت بدهی تمامی شرکا تشکیل می شود
تضامنی
طبق ماده 141 قانون تجارت | به شرکتی که برای امور تجارتی تحت اسم مخصوص بین یک یا چند نفر شریک ضامن و یک یا چند نفر شریک با مسوولیت محدود بدون انتشار سهام تشکیل می شود | می گویند
مختلط غیر سهامی
طبق ماده 183 قانون تجارت به نوعی شرکت اطلاق می شود که برای امور تجارتی تحت اسم مخصوص بین دو یا چند نفر تشکیل می شود و مسوولیت هر یک از شرکا به مقدار سرمایه است که در شرکت گذاشته می شود
نسبی
طبق ماده 183 قانون تجارت | شرکتی است که برای امور تجارتی در تحت اسم مخصوص بین دو یا چند نفر تشکیل می شود و مسوولیت هر یک از شرکا به نسبت سرمایه ای است که در شرکت گذاشته است
شرکت نسبت
ناحیه ای قدیمی در اروپا در شمال کشور یونان که تحت اداره اسکندر سوم بود
مقدونیه

معنی تحت به انگلیسی

subject (اسم)
نهاد ، فاعل ، مطلب ، مبتدا ، شخص ، در معرض ، موضوع ، شیی ، تحت ، مبحث ، موضوع مطالعه ، زیرموضوع ، موکول به
under (حرف اضافه)
زیر ، تحت
sub- (پیشوند)
زیر ، خرده ، تحت

تحت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نیازعلی شمس
گاه می‌توان (درپی) را به کار بست
بادرود
حمیدرضا دادگر_فریمان
پایین، دون، ذیل، زیر، سفل، فرود، فروسو
ایرزاد
تَحت
واژه ای پارسی ست که اَرَبیده گشته است و همریشه با :
تَحت < تَه ( که " ت" به آن اَفزوده شده )
بهتر است که این اینطور نوشته شود : تَهت
نیکا رحیمی بیستونی
زیر،تحت،مخالف کلمه فوق
مریم فهیم زاده
زیر در عربی
آرشاگرگین

تَحت
واژه ای پارسی ست که اَرَبیده گشته است و همریشه با :
تَحت < تَه ( که " ت" به آن اَفزوده شده )
بهتر است که این اینطور نوشته شود : تَهت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مناطق تحت پوشش اینترنت ایرانسل   • مناطق تحت پوشش 4g رایتل   • مناطق تحت پوشش همراه اول   • مناطق تحت پوشش نوترینو   • نواحی تحت پوشش رایتل   • مناطق تحت پوشش 3g همراه اول   • مناطق تحت پوشش 4g همراه اول   • نواحی تحت پوشش 4g رایتل   • معنی تحت   • مفهوم تحت   • تعریف تحت   • معرفی تحت   • تحت چیست   • تحت یعنی چی   • تحت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تحت

کلمه : تحت
اشتباه تایپی : jpj
آوا : tahte
نقش : حرف اضافی گروهی
عکس تحت : در گوگل

آیا معنی تحت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )