تحت تاثیر


معنی انگلیسی:
affected, ic _, touched, impressionable

پیشنهاد کاربران

دیدگاه شماره 2:
یشنهاد واژه "پِیشُده" به جای "تحت، تحت تاثیر، در تاثیر".
این واژه از دو بخش "پی" و "شده" ساخته شده است. "پی" در اینجا "دنبال بودن، پیامد چیزی بودن، پی چیزی بودن" را نشانش ( =اشاره ) می کند.
...
[مشاهده متن کامل]

پس "پیشده" برابر "چیزی که پی چیز دیگری است، چیزی برای چیز دیگری رخ داده است، چیزی که به دنبال چیز دیگری رخ داده است" می باشد.
گرچه شاید بتوان در برخی گزاره ( =جمله ) ها واژگان "پی، دنباله" را نیز گفت که برابر های بی کم و کاستی "تحت" در اینجا هستند، ولی شاید برداشت نادرست از آن شود.
نمونه:
نادرست:آب و هوای اینجا تحت ( تاثیر ) رشته کوه زاگرس است.
درست تر:آب و هوای اینجا پِیشُده رشته کوه زاگرش است.
بدرود!

واژه "پیرو" برابر این واژه است. برای نمونه:
نادرست:. . . . . تحت تاثیر . . . . . . است.
درست ( تر؟! ) :. . . . . پیرو . . . . . است.
دچار
تَحتِ - تأثیر: فراگرفتەشده، پِیرو، زیر کارسازی / کارآیی، زیرِ فرمان، مهارشده، افسارشده، دچار، دچارشده، افسونشده، تلسم - شده
At the mercy of
تغییر چیزی یا کسی با نیرویی دیگر
در پیآمد
تحت تاثیر یعنی این که عواملی روی انسان اثر می گذارد که کاری انجام دهد
تحت تاثیر: فرو در پیامد
تحت تاثیر: زیرکنش، فروکنش
بر گرفتن
متأثر از
به کمک
Under the impression
اثر گذاری
در هنایش، با کارایی
برگرفته از
کار گر شدن
برابر نهاد واژه تاثیر واژه <<هنایش>> هست که هنایش پذیر و هنایش گذار را می تواند از آن برساخت.
به خاطر اثر
زیرنمود
نمونه :
تحت تاثر قرار دادن = زیرنمود جای دادن
تحت تاثر قرار گرفتن = زیرنمود جای گرفتن
تحت تاثیر فلانی = زیرنمود فلانی
Impress
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢١)