برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1437 100 1

تبر

/tabar/

مترادف تبر: تبرزین، تیشه، تور

معنی تبر در لغت نامه دهخدا

تبر. [ ت َ ب َ ] (اِ) محمد معین در حاشیه ٔبرهان آرد: پهلوی «تبرک » ، ارمنی «تپر» ، کردی «تفر» ، «تویر» ، بلوچی «تپر» ، «توار» ، «تفر» ، روسی «تپر» ، طبری «تور» ، مازندرانی کنونی «تُر» ، گیلکی «تبر» ، فریزندی و نطنزی «تور» ، اشکاشمی «تووور» ، وخی «تیپار» ، زباکی «توار» - انتهی. آلتی باشد از فولاد که بدان چوب درخت بشکنند. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا). با لفظ زدن و خوردن مستعمل. (آنندراج ). آلتی است از آهن با دسته ٔ چوبی یا آهنی که با آن چوب را می شکافند و خورد [ خرد ] میکنند. (فرهنگ نظام ). آلتی از فولاد که دسته ٔ چوبین دارد و بدان چوب و درخت شکنند. (ناظم الاطباء). فأس. (المعرب جوالیقی ص 228). از اسبابهای چوب بران و نجاران است. (سفر تثنیه 19: دو 20:19 و اول اسماعیل 20 و کتاب اشعیا 10:15) (قاموس کتاب مقدس ص 244 ذیل تبر یا کوپال ) :
برگیرکنند و تبر و تیشه و ناوه
تا ناوه کشی خار زنی گرد بیابان.
خجسته.
چو بشناخت آهنگری پیشه کرد
کجا زو تبر ارّه و تیشه کرد.
فردوسی.
راست گفتی بهم همی شکنند
سنگ خارا بصدهزار تبر.
فرخی (دیوان چ عبدالرسولی ص 103).
اخگرهم آتش است ولیکن نه چون چراغ
سوزن هم آهن است ولیکن نه چون تبر.
عسجدی.
این بدرّد ترک رویین را چو هیزم را تبر
وآن شود در سینه ٔ جنگی چو در سوراخ مار.
منوچهری.
جانت را دانش نگه دارد ز دوزخ همچنانک
بر نگه دارد درختان را ز آتش وز تبر.
ناصرخسرو.
چون زدستی خود تبر بر پای خود
خود پزشک خویش باش ای دردمند.
ناصرخسرو.
یاربد را مکن بخشم بتر
نکند شیشه کس رفو به تبر.
سنائی.
دست زوال تا ابد ازبهر چون تو یار
در بیخ این درخت نخواهد زدن تبر.
انوری (از آنندراج ).
درخت اگر متحرک شدی ز جای بجای
نه جور اره کشیدی و نی جفای تبر.
انوری (از امثال و حکم ج 2 ص 785).
ز بیم فلک در ملک می پناهم
ز ترس تبر در گیا میگریزم.خاقانی. ...

معنی تبر به فارسی

تبر
آلت آهنی بادسته چوبی که برای شکستن درخت وچوب است
( اسم ) آلتی فولادی که بدان چوب و درخت شکنند.
منطقه از سودان و معروف به بلاد التبر . زر خالص بدان منسوب و آن در جنوب مغرب واقع است .
[ گویش مازنی ] /tabar/ کوه
دهی از دهستان میان دربند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان است . دشتی سردسیر است که در ۲۲ هزار گزی شمال باختری کرمانشاه و ۲ هزار گزی باختر شوسه کردستان واقع است .
فاس الرحی . سنگ زبرین آسیا در التفهیم آمده : وز دنبال او دیگر ستارگان سخت خرد شکلی همی آید همچون هلیله و گروهی ماهی نام کنند .
یکی از امرائ متنفذ سلسله اخشیدان که در زمان کافور بوده است با ممالیک کافوری مقابله کرد و مغلوب شد و او را بمصر بردند و بزندان افکندند و بعد خود را مجروح ساخت و بالاخره در تاریخ ۳۳٠ درگذشت .
از تبر تخماق . آلتی برای شکستن و کوبیدن .
قسمی از تبر مانا به تیشه آلتی برای شکستن و کندن که دو سر آهنین دارد .
( صفت ) مردم خونی بی باک و دزد و اوباش .
کسیکه شغل او شکستن چوب و درخت باشد با تبر . تبر دارنده دارنده تبر .
دسته تبر چوبی کوتاه که در تبر گذارند
( اسم ) ۱- ( نبات ) قند سفید. ۲- بلور نمک طعام . ۳- نوعی از انگور در آذربایجان که حبه هایش سفت است .۴- صمغی باشد در نهایت تلخی صبر
لگام و عنان و دهنه لگام
...

معنی تبر در فرهنگ معین

تبر
(تَ بَ) [ په . ] (اِ.) ابزاری فولادی که با آن هیزم ، چوب و مانند آن را خرد می کنند.

معنی تبر در فرهنگ فارسی عمید

تبر
وسیله ای فلزی و برنده با دستۀ چوبی که برای شکستن درخت و چوب به کار می رود.

تبر در دانشنامه اسلامی

تبر
تکرار در قرآن: ۶(بار)
(بروزن فلس و فرس) هلاک شدن. نابود گشتن. برای همه مثلها را زدیم و همه را نابود کردیدم نابود کردن کامل. نا گفته نماند: راغب تبر را متعدی گفته و گوید: «تَبَرَه و تَبَّرَه» هر دو به یک معنی است، قاموس نیز چنین گفته است. ولی در اقرب الموارد «تبر» از باب نصر ینصر و علم یعلم، لازم و به معنی هلاک شدن و «تبّر» از باب تفعیل متعدی و به معنی هلاک کردن آمده است. ، تبار اسم مصدر و به معنی هلاکت است و ظالمان را جز نابودی می‏افزای. ، حقّا آنچه اینان در آنند نابود شونده است. اگر ثلاثی و مزید فیه این کلمه هر دو متعدی باشند لازم است بگوئیم تفعیل در اینجا از برای تکثیر است ، به هر چه غالب شدند به طور کامل نابودش کنند.

تبر در دانشنامه ویکی پدیا

تبر
تَبَر ابزاری است از آهن با دسته چوبی یا آهنی که با آن چوب را می شکافند و خرد می کنند. از نوعی تبر به نام تبر یخ نیز برای صعود از آبشارهای یخی یا یخچال های طبیعی استفاده می شود.
تیشه
ساطور
فهرست ابزار و وسایل
انسان چندین هزاره است که از تبر برای قطع درختان، خرد کردن و شکل دادن چوب، به عنوان جنگ افزار و ابزار نمادین در مراسم استفاده کرده است. تبرهای آغازین سری سنگی و دسته ای چوبی داشتند ولی پس از آن تبرهایی از جنس مس، برنج و آهن نیز ساخته شد که دوام و استحکام بیشتری دارا بودند. تبر نمونه ای از ماشین ساده است.
نوع کوچکتر تبر، تبرزین نام دارد که به عنوان زین افزار به پهلوی اسب بسته می شده است. در زبان فارسی واژه ناچَخ، (هم ریشه با ناشکه سانسکریت) به معنای نابودکننده، به کار رفته که به معنای نوعی تبر است.
در دوره پارینه سنگی نخستین، برای ساختن تبر، سنگ را طوری تراش می دادند که نوکِ آن تیز و سطح آن پهن شود. در دوره نوسنگی تبر دسته دار ساخته شد. غارنشینان دوره نوسنگی که آثارشان در تنگ پِدْبان در کوه های بختیاری دیده شده، از تبر سنگی استفاده می کرده اند.
عکس تبر
تبر ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
تبر (فریدون شهر)
تبر (فیلم)
تبر (فیلم ۲۰۰۵)
تبر (فریدون شهر)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فریدون شهر در استان اصفهان ایران است.
این روستا در دهستان پشتکوه موگوئی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۲ نفر (۷خانوار) بوده است.
«تبر» (انگلیسی: Axe (film)) فیلمی در ژانر ترسناک و مهیج است که در سال ۱۹۷۷ منتشر شد.
۲۳ ژوئیه ۱۹۷۷ (۱۹۷۷-07-۲۳)
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تبر در دانشنامه آزاد پارسی

تَبَر
ابزاری برای قطع یا قطعه قطعه کردن چوب یا مواد دیگر. تبر امروزی از تکه ای فلزی با یک یا دو لبۀ تیز ساخته می شود که دسته ای بلند، معمولاً از جنس چوب به آن متصل می شود. تبر از کهن ترین ابزارهای ساختۀ بشر است و در تاریخ کشاورزی، نجّاری و جنگ نقش اساسی داشته است. در آغاز عصر حجر (حدود ۲میلیون سال پیش) تبر را از سنگ چخماق یا سنگ های دیگر می ساختند. این وسیله را تبر دستی یا ابتدایی می خوانند. بهبود کیفیت تبرسازی که تا حدود ۴۰۰۰پ م ادامه یافت، امکان مطالعۀ پیشرفت بشر را برای انسان شناسان فراهم آورده است. در حدود ۳۵هزار سال پیش، افزوده شدن دسته ای چوبی به تبر بر کارآیی آن افزود و از نیروی انسانی ای که پیش از آن به هدر می رفت، کاست. ۴هزار سال پ م، مس جای سنگ را گرفت. مفرغ و سپس آهن به انسان امکان قطع سریع و وسیع درختان جنگلی و گسترش زمین برای کشاورزی را داد و همین امر موجب توسعۀ سریع زراعت در قرون میانه (قرن ۵ تا ۱۵م) شد. در همین دوره تبر سبک (تبرزین) به صورت سلاحی مهم در جنگ درآمد. مهاجران اروپایی در امریکای شمالی (قرون ۱۶ و ۱۷) از تبر در مقیاس بزرگ برای درخت افکنی به منظور ایجاد زمین زراعی، خانه سازی و تهیۀ هیزم استفاده کردند. امروزه ارۀ دستی و برقی جای تبر را گرفته است، اما هنوز این ابزار کاربرد دارد. تاریخ تبر در ایران تقریباً شبیه سرگذشت آن در دیگر نقاط جهان است. تبرزین از اعصار کهن در ایران به کار می رفته و زمانی تخصص گروهی از سپاهیان ایرانی استفادۀ جنگی از تبرزین بوده است. مشهورترین سردار ایرانی که شخصاً از تبرزین استفاده می کرد، نادرشاه افشار بود. تبرزین هم اکنون از وسایل لازم برخی دراویش دوره گرد در ایران است. تیشه، که در کار درودگری و بنایی به کار می رود، و قندشکن نیز نوعی تبر کوچک و سبک با دستۀ چوبی و گاه فلزی است. تیشۀ کوه کنی فرهاد در داستان ها و ادبیات ایران معروف است.

نقل قول های تبر

تبر ابزاری است از آهن با دسته چوبی یا آهنی که با آن چوب را می شکافند و خرد می کنند.
• نشانه شناسی: تبر ضربه می زند و می تراشد، درخشان چون برق، صدادار چون رعد و گاه همراه با جرقه. بی شک همین ویژگی هاست که تبر را در همه ی فرهنگ ها با صاعقه ارتباط می دهد و بدین ترتیب، با باران؛ یعنی عواملی که منجر به نمادهای باروری می شوند.
• «پیکره، همجنس شدن انسانی با تصویر خودش است. » -> ژان شوالیه

ارتباط محتوایی با تبر

معنی تبر به انگلیسی

ax (اسم)
تبر ، تیشه ، تبر زین ، تبر دو دم
battle ax (اسم)
تبر ، تبر زین
chopper (اسم)
تبر ، ساطور ، هلی کوپتر ، خرد کننده
axe (اسم)
تبر ، تیشه ، تبر زین ، تبر دو دم
battle axe (اسم)
تبر ، تبر زین

معنی کلمه تبر به عربی

تبر
فاس , مروحية
فاس

تبر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

خزایی
تبر ب اصطلاحات خیابانی یعنی توهم زدن گیج متوهم
علی باقری
تبر: در پهلوی تبرگ tabrag بوده است .
((چو بشناخت ، آهنگری پیشه کرد ؛
گُراز و تبر ، ارّه و تیشه کرد .))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 250.)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تبر جنگی   • تبر ایران پتک   • فروش تبر   • تبر دو سر   • قیمت تبر   • شعر تبر   • خرید تبر   • ساخت تبر   • معنی تبر   • مفهوم تبر   • تعریف تبر   • معرفی تبر   • تبر چیست   • تبر یعنی چی   • تبر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تبر
کلمه : تبر
اشتباه تایپی : jfv
آوا : tabar
نقش : اسم
عکس تبر : در گوگل

آیا معنی تبر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )