برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1620 100 1
شبکه مترجمین ایران

تایید

/tAyid/

مترادف تایید: اثبات، اذعان، تسجیل، تصدیق، تصویب، صحه گذاری، صوابدید، قبول، گواهی، مرافقت، هم صدایی ، استواری، پشتیبانی، ترهیب، تقویت، کمک کردن، یاوری، یاریگری، یاری کردن، توفیق، عنایت

متضاد تایید: تکذیب

برابر پارسی: پذیرش

معنی تایید در لغت نامه دهخدا

تأیید. [ ت َءْ ] (ع مص ) نیرومند کردن. (زوزنی ) (دهار) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (ازاقرب الموارد) (از قطر المحیط). نیرو و قوت دادن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نیرو دادن. (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). توانا گردانیدن. (آنندراج ). توانا کردن.(فرهنگ نظام ). ج ، تأییدات. (آنندراج ) :
خردمند گوید که تأیید و فر
بدانش بمردم رسد نه به زر.
ابوشکور.
بگویم بتأیید محمودشاه
بدان فر و آن خسروانی کلاه.
فردوسی.
این مملکت خسرو تأیید سمایی ست
باطل نشود هرگز تأیید سمایی.
منوچهری.
این نکرد الا بتوفیق ازل این اعتقاد
وآن نکرد الا بتأیید ابد آن اختیار.
منوچهری.
خدای عزوجل ایشان را از بهر تأیید دولت خداوند مانده است. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 332). پس از آن آمدن بدرگاه عالی از دل و بی ریا و نفاق و نصیحت کردنی در اسباب ملک و تأیید آن بر آن جمله که تاریخی بر آن توان ساخت. (تاریخ بیهقی ایضاً). حاجب فاضل عم خوارزمشاه ادام اﷲ تأییده ما را امروز بجای پدر است. (تاریخ بیهقی ایضاً).
روی یزدان جهان دار و خداوند زمان
که ز تأیید خدایی به درش بر حشرست.
ناصرخسرو (دیوان چ مینوی ص 318).
ز تو بنازد اقبال چون بدن به روان
به تو بماند تأیید چون روان به بدن.
مسعودسعد.
اقبال آسمانی و تأیید ایزدی
هر سو که قصد و عزم کنی رهبر تو باد.
مسعودسعد.
فر و تأیید تو به گیتی در
هر زمان سایه ٔ همای کشد.
مسعودسعد.
و افعال و اقوال او را بتأیید آسمانی بیاراست. (کلیله و دمنه ). از فرایض احکام جهانداری آن است که... عزیمت را... بتأیید بخت جوان به امضاء رسانیده آید. (کلیله و دمنه ).
ترا تأیید یزدان است یار اندر همه وقتی
نباشد هیچ یاری بهتر از تأیید یزدانی.
رشید وطواط.
عنصر اقبال و جان مملکت
گوهر تأیید و کان مملکت.
خاقانی.
فر تو خبر دهد که چندان
تأیید ظفررسان ببینم.
خاقانی.
زهی دارنده ٔ اورنگ شاهی
حوالتگاه تأیید الهی.
نظامی.
حق به دور و نوبت این تأیید را
می نماید اهل ظن و دید ر ...

معنی تایید به فارسی

تایید
نیرودادن، قوت دادن، کمک کردن، یاری کردن
۱- ( مصدر ) نیرو دادن نیرومند کردن بنیرو کردن توفیق دادن . ۲- ( اسم ) توفیق . جمع : تاییدات .
سامی بیک آرد : از شعرا و علمای متاخر هند است که از اکثر علوم و فنون آگاه بود و در نزد حکمران بنگاله نواب مومن الملک مبارک الدوله بهادر اعتبار و احترام داشت . پس از چندی حکمران بنارس نواب ابراهیم علیخان بهادر ویرا بسوی خویش خواند تا در تالیف ( صحف ابراهیم ) شرکت کند . دیباچ. این کتاب از اوست . سپس از امور دنیا دست کشید و عمر خود را در عبادت و مطالعه مصروف کرد . و به سال ۱۲٠۶ درگذشت .
پشتیبانی شدن . نیرومندی یافتن .
تایید پشتیبانی کردن نیرومند کردن چیزی یا کسی را موید کردن چیزی یا کسی را مورد تایید قرار دادن .
اهل تاویل . اهل باطن
آن که بدست حق بوجود آید کسی که منظور نظر خدا است
( صفت ) دارای تایید الهی ورجمند دارنده فره ایزدی : پادشاه صاحب تایید .

معنی تایید در فرهنگ فارسی عمید

تایید
۱. درست تشخیص دادن.
۲. نیرو دادن، قوت دادن.
۳. کمک یاری کردن خداوند به انسان.

تایید در دانشنامه اسلامی

تایید
تأیید به معنای تقویت و پشتیبانی کردن است. ازعنوان تأیید، در باب امر به معروف و نهی از منکر سخن گفته شده است.
پشتیبانی ستمگران در اعمال خلافشان، بلکه تأیید هر گناهی که از فردی سر می زند در غیر موارد ضرورت، همچون تقیّه، حرام است.

تأیید به معنای تقویت و پشتیبانى کردن است. ازعنوان تأیید، در باب امر به معروف و نهی از منکر سخن گفته شده است.
پشتیبانى ستمگران در اعمال خلافشان، بلکه تأیید هر گناهی که از فردى سر مى زند در غیر موارد ضرورت، همچون تقیّه، حرام است.
تذکرة الفقهاء (ق) ج۲، ص۵۷۸.
 ۱. ↑ تذکرة الفقهاء (ق) ج۲، ص۵۷۸.۲. ↑ فقه الصادق ج۱۳، ص۲۵۰.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج ۲، ص۳۲۴.    
...

تایید در جدول کلمات

تایید فیس بوکی
لایک

معنی تایید به انگلیسی

support (اسم)
پشت ، تقویت ، پا ، کمک ، طرفداری ، تایید ، پشت گرمی ، تکیه گاه ، پشتیبانی ، متکا ، پشت بند ، ملاک ، تکیه ، نگاهداری ، اتکاء ، پشتیبان زیر برد ، زیر بری
validity (اسم)
صحت ، درستی ، تصدیق ، تایید ، اعتبار ، تنفیذ
verification (اسم)
تصدیق ، تایید ، تحقیق ، رسیدگی ، ممیزی ، مقابله ، باز بینی
confirmation (اسم)
تاکید ، تصدیق ، تایید ، شهادت ، تثبیت ، ابرام ، استقرار
grace (اسم)
ظرافت ، خوش اندامی ، تایید ، بخشش ، زیبایی ، بخشندگی ، افسون گری ، اقبال ، خوش نیتی ، جذابیت ، منت ، ملاحت ، قرعه ، دعای فیض و برکت
allegation (اسم)
مدعی ، اظهار ، بهانه ، ادعا ، تایید
endorsement (اسم)
ستایش ، تایید ، ظهر نویسی ، امضا
validation (اسم)
صحت ، درستی ، تصدیق ، تایید ، اعتبار ، تایید اعتبار ، معتبر سازی ، تنفیذ

معنی کلمه تایید به عربی

تایید
ادعاء , تاکيد , تصديق , دعم
زعم
اکد , ايد , ثانية
اکد
قابل للتصديق

تایید را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نیازعلی شمس
پی‌افزایی
نیازعلی شمس
پذیرش،پشتیبانی،درست دانستن
گرچه واژه کهن "هایستن" نیز از فرهنگ کوچک آمده
با سپاس
سهراب
روجهان
اشکان
درست انگاشتن
تایید شده: درست انگاشته
بهنام
پذیرش،پذیرفتن،
علی باقری
تایید (Confirmation) :[ اصطلاح ارز دیجیتال]زمان انجام یک تراکنش، بلاک چین معتبر بودن آن را تایید می کند. تأیید توسط ماینرها انجام می شود.
امین آریا
پروانه
امین آریا
روادید
ب. الف. بزرگمهر
سر جنباندن

آمیخته واژه ی �سرجنباندن� را می توان در برخی باره ها جایگزین واژه ی ازریشه عربی �تأیید� نمود.

نمونه:
من و این کره الاغم در همه چیز با هم همراهیم. چون سواد خواندن و نوشتن ندارد، قراردادمان به ناچار شفاهی از آب درآمد. من توی گوشش در چند نوبت خواندم و او هم با سرجنباندن نشان داد که همه ی شرایط مرا می پذیرد.

برگرفته از یادداشتی در پیوند زیر:
ب. الف. بزرگمهر دوم اَمرداد ماه ۱۳۹۴
http://www.behzadbozorgmehr.com/2015/07/blog-post_85.html
فرتاش
نفی کردن= نایستن
ایجاب کردن و تایید کردن= هایستن
نفی= نایش
ایجاب و تایید=هایش
مثبت= های، برای نمونه: مثبت 2 برابر است با های 2
منفی= نای
از این کارواژه ها می توان واژگان هایمند و هایسته و... را ساخت. برای نمونه: مثبت بودن این قطب آهنربا= هایستگی این قطب آهنربا.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تأیید صحت   • تایید دو مرحله ای   • تایید نسخه   • هک تایید دو مرحله ای جیمیل   • تایید ایمیل   • تایید صحت دو مرحله ای جیمیل   • معنی تایید   • تایید صحت 2 مرحله ای   • مفهوم تایید   • تعریف تایید   • معرفی تایید   • تایید چیست   • تایید یعنی چی   • تایید یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تایید

کلمه : تایید
اشتباه تایپی : jhddn
آوا : tAyid
نقش : بن گذشته
عکس تایید : در گوگل

آیا معنی تایید مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )