برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1424 100 1

تاک نشان

معنی تاک نشان در لغت نامه دهخدا

تاک نشان. [ ن ِ ] (نف مرکب ) که تاک نشاند. تاک نشاننده. رزبان. کشاورز تاک. کشت کننده ٔ رز :
بودم آن روز من از طایفه ٔ دردکشان
که نه از تاک نشان بود و نه از تاک نشان.
جامی (دیوان چ هاشم رضی ص 591).
رجوع به تاک شود.

معنی تاک نشان به فارسی

تاک نشان
که تاک نشاند تاک نشاننده ٠

معنی تاک نشان در فرهنگ فارسی عمید

تاک نشان
آن که درخت انگور می کارد: بودم آن روز در این میکده از دردکشان / که نه از تاک نشان بود و نه از تاک نشان (جامی: ۴۰۱).

تاک نشان را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان   • نفحات وصلک اوقدت جمرات شوقک فی‌الحشا   • بودم آن روز من از طایفه دردکشان   • سحر چون خسرو خاور   • تو چه مظهری که ز جلوه تو صدای صیحه قدسیان   • جامی   • معنی نفحات وصلک اوقدت،جمرات شوقک فی الحشا   • گنجور   • معنی تاک نشان   • مفهوم تاک نشان   • تعریف تاک نشان   • معرفی تاک نشان   • تاک نشان چیست   • تاک نشان یعنی چی   • تاک نشان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تاک نشان
کلمه : تاک نشان
اشتباه تایپی : jh; kahk
عکس تاک نشان : در گوگل

آیا معنی تاک نشان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )