برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1572 100 1
شبکه مترجمین ایران

تاب چیزی یا کاری را داشتن

تاب چیزی یا کاری را داشتن

معنی اصطلاح -> تاب چیزی / کاری را داشتن
تحمل چیزی / توانایی انجام کاری را داشتن
مثال:
از خستگی از پا درآمده بود و دیگر تاب راه رفتن نداشت.

به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی تاب چیزی یا کاری را داشتن   • مفهوم تاب چیزی یا کاری را داشتن   • تعریف تاب چیزی یا کاری را داشتن   • معرفی تاب چیزی یا کاری را داشتن   • تاب چیزی یا کاری را داشتن چیست   • تاب چیزی یا کاری را داشتن یعنی چی   • تاب چیزی یا کاری را داشتن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تاب چیزی یا کاری را داشتن

کلمه : تاب چیزی یا کاری را داشتن
اشتباه تایپی : jhf ]dcd dh ;hvd vh nhajk
عکس تاب چیزی یا کاری را داشتن : در گوگل

آیا معنی تاب چیزی یا کاری را داشتن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )