برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1616 100 1
شبکه مترجمین ایران

تابلو

/tAblow/

مترادف تابلو: بوم، پرده، تصویر، منظره، تخته سیاه، انگشت نما

برابر پارسی: نگاره

معنی تابلو در لغت نامه دهخدا

تابلو. (فرانسوی ، اِ) ، پرده. پرده ٔ نقاشی. نمایش یاتصویربرجسته : تابلونویس ، تابلوسازی ، تابلو نویسی.

معنی تابلو به فارسی

تابلو
۱ - پرد. نقاشی یا تصویر برجسته. ۲ - تخته یا قطع. فلزی که روی آن عنوان شخص یا موسسه را نویسند و بدر یا دیوار خانه یا مغازه نصب کنند. ۳- تخته سیاه که درمدارس روی آن با گچ چیز نویسند.
[flight information board, flight indicator board] [حمل ونقل هوایی] نمایشگری در پایانۀ فرودگاه که اطلاعات ورود و خروج پروازهای خارجی و داخلی را نشان می دهد
[advance direction sign] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] تابلویی که پیش از رسیدن به تقاطع نصب می شود و جهت مسیر و مقاصد پیش رو را نمایش می دهد
[tableau vivant (fr.), tableau] [هنرهای نمایشی] موقعیت یا وضعیتی تصویرگونه و ایستا در نمایش که در آن بازیگران برای تأکید بر برخی لحظات کاملاً ساکن در برابر تماشاگران ظاهر می شوند
( صفت ) آنکه پرد. نقاشی سازد صورتگر.
عمل و شغل تابلو ساز
[whistle board] [حمل ونقل ریلی] تابلویی در کنار مسیر که به راهبر هنگام به صدا درآوردن سوت قطار را اطلاع می دهد
( صفت ) آنکه روی تابلو چیز نویسد تابلو ساز.
عمل و شغل تابلو نویس
[warning board] [حمل ونقل ریلی] تابلویی که در نزدیکی محل محدودیت موقت یا اضطراری سرعت نصب می شود تا راهبر بتواند به موقع ترمز کند

معنی تابلو در فرهنگ معین

تابلو
(لُ) [ فر. ] (اِ.) ۱ - صفحة نقاشی . ۲ - تخته ای سیاه یا سبز در کلاس درس . ۳ - صفحه ای از جنس فلز، پلاستیک ... که نام یا مشخصات محلی روی آن قید شده باشد. ۴ - (عا.) بسیار متمایز و مشخص .

معنی تابلو در فرهنگ فارسی عمید

تابلو
۱. پرده ای که روی آن تصویر کسی، چیزی، یا منظره ای را ترسیم کرده باشند.
۲. صفحۀ فلزی یا چوبی که که بر سر در مکان ها، گذرگاه ها، فروشگاه ها و مؤسسه ها نصب می کنند و نام یا اطلاعات دیگری راجع به آن محل را بر روی آن درج می نمایند.
۳. (صفت) [عامیانه، مجاز] انگشت نما، شهره.

تابلو در دانشنامه ویکی پدیا

تابلو
تابلو ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
تابلو (علامت)
تابلو برق، فضائی که تجهیزات برقی در آن نصب می شود
تابلوی اعلانات
تابلو راهنمایی و رانندگی
تابلوی نقاشی
یک تابلو (به انگلیسی: Marquee) به سازه ای اطلاق می شود که بر در هتل یا تئاتر یا سینما نصب می شود. علامت (هایی) دارد تا اسم مکان یا در تئاتر و سینما، اسم فرد یا افرادی که در نمایش یا فیلم شرکت می کنند را نشان دهد. تابلو با مشخصه لامپ های رنگی (معمولاً زرد و سفید) که چشمک می زنند یا نوری که رویه دارد قابل تشخیص است.
تابلو برق یک محفظه برای نصب و سیم بندی تجهیزات الکتریکی یا الکترونیکی است که کلیدها و قطعات کنترلی و حفاظتی و لوازم نمایشگر (ولتاژ، جریان، فرکانس، توان، کسینوس فی و …) روی آن نصب می شوند. همچنین تابلوهای برق جهت جلوگیری از وارد شدن شوک الکتریکی به کاربرانِ تجهیزات و حفاظت تجهیزات در برابر عوامل محیطی استفاده می شوند.
قسمت ورودی
قسمت کنتورها
قسمت خروجی
در کشورهای عضو کمیسیون الکتروتکنیکی بین المللی، استاندارد آی ئی سی ۶۰۵۲۹ برای طبقه بندی درجهٔ حفاظت تابلوها در برابر عوامل خارجی (کدهای آی پی) استفاده می شود.
در آمریکا انجمن ملی تولیدکنندگان برقی استانداردهای کلاس های مختلف تابلوهای برق را منتشر می کند. این استانداردها مقاومت به خوردگی، میزان حفاظت در برابر بارندگی و فرورفتن در زیر آب را نیز پوشش می دهند.
تابلوهای برق از نظر ولتاژ به دو دسته LV و MV تقسیم می شوند. تابلوهای LV در سطح زیر ۱۰۰۰ ولت و تابلوهای MV از ۱۰۰۰ تا ۳۶۰۰۰ ولت ساخته می شوند
تابلو روان نوعی دستگاه نمایش استفاده شده در ماشین ها، ساعت ها، ایستگاه های راه آهن و خیلی از دستگاه های دیگر که نیازمند دستگاه نمایش ساده ای با وضوح محدود هستند است. تابلوهای روا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تابلو

معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> تابلو
کسی که از سر و ریختش پیداست که اهل منقل و وافور است؛ انگشت نما، مشهور، واضح و معلوم. مثال: این که جوابش تابلوِه ! ؛ ضایع بودن

تابلو در جدول کلمات

تابلو معروف لـوناردو داوینچی
ستاینده

معنی تابلو به انگلیسی

sign (اسم)
اعلان ، اثر ، نشان ، نشانه ، صورت ، علم ، تابلو ، رمز ، علامت ، ژست ، ایت ، امضاء ، نشان گذاشتن
panel (اسم)
هیئت ، قطعه ، تابلو ، تشک ، قاب عکس ، صفحه هیئت ، قاب سقف ، نقاشی بروی تخته ، نقوش حاشیه دار کتاب ، اعضای هیئت منصفه ، قطعه مستطیلی شکل ، عرق گیر
board (اسم)
تخته ، تابلو ، هیئت مدیره ، اغذیه ، میز غذا ، غذای روی میز ، میزشور یادادگاه ، هیئت عامله یاامنا ، هیئت بازرگانی ، تخته یا مقوا و یا هر چیز مسطح
tableau (اسم)
تابلو ، پرده نقاشی ، جدول ، دور نمای نقاشی

معنی کلمه تابلو به عربی

تابلو
اشارة , لوحة
لافتة
نشرة
لافتة

تابلو را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
در گویش بازاری و تهرانی(کوچه بازاری)-
واضح و مبرهن،هویدا،آشکار-ضایع،گاف،سوتی،سه شد!
مجتبی عیوض صحرا
درب و داغون،قُزمیت!
یاسمین
فرنما/سرنما
اصطلاح "تابلو است" به معنی مشخص و واضح میباشد بدون توضیح قابل استناد و اجتهاد است.
مجتبی عیوض صحرا
بادید،مشهور،انگشت نما!
مجتبی عیوض صحرا
شایع شدن، دهن به دهن گشتن،چو افتادن،هو کردن!
شهریار آریابد
در پارسی " نمایه ، نمایا "
نمایه فرتورگری=تابلوی عکاسی
نمایه های راهنمایی= تابلوهای راهنمایی
نمایه ساز = تابلوساز
عاطفه موسوی
Framed picture

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تابلو تزیینی   • قیمت تابلو نقاشی   • تابلو مغازه   • سایت تابلو   • تابلو مدرن   • تابلو جدید   • تابلو فانتزی   • تابلو تبلیغاتی   • معنی تابلو   • مفهوم تابلو   • تعریف تابلو   • معرفی تابلو   • تابلو چیست   • تابلو یعنی چی   • تابلو یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تابلو

کلمه : تابلو
اشتباه تایپی : jhfg,
آوا : tAblow
نقش : صفت
عکس تابلو : در گوگل

آیا معنی تابلو مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )