برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1423 100 1

بی همه چیز

/bihameCiz/

معنی بی همه چیز در لغت نامه دهخدا

بی همه چیز. [ هََ م َ / م ِ ](ص مرکب ) (از: بی + همه + چیز) (در تداول عامه ) بی همه چی. که هیچ چیز ندارد از سجایا و محاسن اخلاقی. که فاقد سجایای اخلاقی است. که هیچگونه از اخلاق حسنه در او نیست. آنکه هیچ صفت از صفات خوب ندارد. فاقد همه ٔصفات خوب. فاقد صفات حسنه. دور از اخلاق نیک. که عهدو زنهار و دوستی نداند. سخت بداخلاق. (یادداشت مؤلف ). || (ق مرکب ) بی همه چیز میگویم ؛ (کنایه از) بی فکری دیگر پنهان کرده از شما. (یادداشت مؤلف ). || بی قصد استهزاء و یا اضراری. (یادداشت مؤلف ). || بی شوخی. (یادداشت مؤلف ).

معنی بی همه چیز به فارسی

بی همه چیز
که هیچ چیز ندارد از سجایا و محاسن اخلاقی که فاقد سجایای اخلاقی است .

معنی بی همه چیز به انگلیسی

dishonest (صفت)
متقلب ، نا درست ، دغل ، بی شرف ، بی همه چیز ، تقلبامیز

بی همه چیز را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نیوشا
فقدان صفات نیک
کوکب
معنی دیگر بی همه چیز ( آس و پاس) است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بی همه چیز   • مفهوم بی همه چیز   • تعریف بی همه چیز   • معرفی بی همه چیز   • بی همه چیز چیست   • بی همه چیز یعنی چی   • بی همه چیز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بی همه چیز
کلمه : بی همه چیز
اشتباه تایپی : fd ili ]dc
آوا : bihameCiz
نقش : صفت
عکس بی همه چیز : در گوگل

آیا معنی بی همه چیز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )