برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1400 100 1

بی نقصان

معنی بی نقصان در لغت نامه دهخدا

بی نقصان. [ ن ُ ] (ص مرکب ) (از: بی + نقصان ) بدون کاستگی. بی کمی :
در هوای عشق حق رقصان شوند
همچو قرص بدر بی نقصان شوند.
مولوی.
گر دلم در عشق تو دیوانه شد عیبش مکن
بدر بی نقصان و زر بی عیب و گل بی خار نیست.
سعدی.
رجوع به نقصان شود.

معنی بی نقصان به فارسی

بی نقصان
بدون کاستی ٠ بی کمی ٠

بی نقصان را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نقصان در جدول   • معنی میانه حال   • نقصان پرسشکده   • غله کوبیده نشده در جدول   • کمی و نقصان در جدول   • معنی مرگ سیاه   • معنی هرج ومرج طلبی   • معنی چین وچروک   • معنی بی نقصان   • مفهوم بی نقصان   • تعریف بی نقصان   • معرفی بی نقصان   • بی نقصان چیست   • بی نقصان یعنی چی   • بی نقصان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بی نقصان
کلمه : بی نقصان
اشتباه تایپی : fd krwhk
عکس بی نقصان : در گوگل

آیا معنی بی نقصان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )