برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1426 100 1

بی نشان

/bineSAn/

معنی بی نشان در لغت نامه دهخدا

بی نشان. [ ن ِ ] (ص مرکب ) (از: بی + نشان ) بی علامت. (ناظم الاطباء). لایوصف. (یادداشت مؤلف ). بی نشانه. گم. بدون وجه مشخص. بی صفت. فاقد خصوصیاتی شناخت را. بی علائم شناسائی :
بدین بی نشان راغ و کوه بلند
کده ساختید از نهیب گزند.
فردوسی.
دور از تو ز بی تنی که هستم
چون وصل تو هست بی نشانم.
خاقانی.
بیدل از بی نشان چه گوید باز.
سعدی.
هرگز نشان ز چشمه ٔ کوثر شنیده ای
کورا نشانی از دهن بی نشان تست.
سعدی.
چون من گدای بی نشان مشکل بود یاری چنان
سلطان کجا عیش نهان با رند بازاری کند.
حافظ.
بگفتا چون بدست آری نشانش
که از ما بی نشان است آشیانش.
حافظ.
مروت گر چه نامی بی نشان است
نیازی عرضه کن بر نازنینی.
حافظ.
اغفال ؛ بی نشان کردن. (ترجمان القرآن ) (تاج المصادر بیهقی ).
و رجوع به نشان شود.

معنی بی نشان به فارسی

[flat sour spoilage, flat sour, F.S.S.] [علوم و فنّاوری غذا] نوعی فساد در مواد کنسروی که براثر فعالیت باکتری ها ایجاد می شود، ولی گاز تولید نمی شود و درنتیجه دو سر قوطی صاف و بدون بادکردگی است
[flat sour spore] [علوم و فنّاوری غذا] هاگ مولد فساد در قوطی های کنسروی که به خوبی خنک نشده باشند

معنی بی نشان در فرهنگ فارسی عمید

بی نشان
۱. بی علامت، بی اثر.
۲. کسی که نام و نشانی از او در دست نیست، گمنام.

معنی بی نشان به انگلیسی

untitled (صفت)
بی نام ، بی نشان ، بدون عنوان ، بدون سراغاز
trackless (صفت)
بی راهه ، بی اثر ، بی نشان ، بی رد پا ، بی جاده ، بی ریل
traceless (صفت)
بی اثر ، بی نشان
unmarked (صفت)
بی نشان

بی نشان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بردیا خان نوری
مفقودالاثر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فيلم بي نشان   • مذهبيون   • بی نشان فیلم   • شیعه والپیپرز   • دل گراف   • شیعه ارت   • تصویر دل   • معنی نشان   • معنی بی نشان   • مفهوم بی نشان   • تعریف بی نشان   • معرفی بی نشان   • بی نشان چیست   • بی نشان یعنی چی   • بی نشان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بی نشان
کلمه : بی نشان
اشتباه تایپی : fd kahk
آوا : bineSAn
نقش : صفت
عکس بی نشان : در گوگل

آیا معنی بی نشان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )