برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1461 100 1

بی مانع

/bimAne'/

معنی بی مانع در لغت نامه دهخدا

بی مانع. [ ن ِ ] (ص مرکب ) (از:بی + مانع) آزاد. بی بازدارنده. رجوع به مانع شود.

معنی بی مانع به فارسی

بی مانع
آزاد . بی باز دارنده .
[barrier-free] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] ویژگی تسهیلاتی که استفاده از آنها برای همۀ افراد از جمله معلولان به سهولت امکان پذیر باشد

بی مانع را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بی مانع   • مفهوم بی مانع   • تعریف بی مانع   • معرفی بی مانع   • بی مانع چیست   • بی مانع یعنی چی   • بی مانع یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بی مانع
کلمه : بی مانع
اشتباه تایپی : fd lhku
آوا : bimAne'
نقش : صفت
عکس بی مانع : در گوگل

آیا معنی بی مانع مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران